عبدالله بن ابي، سردسته منافقان که با اداي کلمه شهادت مصونيت يافته بود، در باطن امر از اينکه با هجرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله به مدينه، بساط رياست او برچيده شده بود، عداوت آن حضرت را در دل مي پرورانيد و ضمن همکاري با يهوديان مخالف اسلام، از کارشکني و کينه توزي و شايعه سازي بر ضد او فروگذار نبود. آن حضرت نه تنها اجازه نمي داد يارانش او را به سزاي عملش برسانند، بلکه با کمال مدارا با او رفتار مي کرد و در حال بيماري به عيادتش مي رفت!

در مراجعت از غزوه تبوک، جمعي از منافقان به قصد جانش توطئه کردند که به هنگام عبور از گردنه، مرکبش را رم دهند تا در پرتگاه سقوط کند و با اين که همگي صورت خود را پوشانيده بودند، آنها را شناخت و با همه اصرار يارانش، اسم آنها را فاش نساخت و از مجازاتشان صرفنظر کرد. [1] .



[1] صحيح بخاري، ج 5، ص 152.