وَهُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ حَتَّىٰ إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالًا سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَّيِّتٍ فَأَنزَلْنَا بِهِ الْمَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ كَذَٰلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتَىٰ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ(57)

_وَ: حرف، غیرعامل، مبنی
«واو استیناف»

_هُوَ: ضمیر منفصل، مفرد مذکر غایب، اسم، معرفه، مبنی
«مبتدا و محلا مرفوع»

_الَّذِي: اسم موصول خاص، مفرد، مذکر، معرفه، مبنی
«خبر و محلا مرفوع»

_يُرْسِلُ: فعل مضارع، مفرد مذکر غایب، (ر س ل)، صحیح_سالم، ثلاثی مزید_باب افعال، متعدی، معلوم، معرب
«فعل و فاعل ضمیر مستتر ٫هو٫»

_الرِّيَاحَ: اسم، جمع، مونث، معرفه به ال، معرب
«مفعول و لفظا منصوب»

_بُشْرًا: اسم، مفرد، مذکز، معرب، نکره
«حال و لفظا منصوب»

_بَيْنَ: ظرف مکان، اسم، مفرد، نکره، مبنی

_يَدَيْ: اسم، مثنی، مونث، نکره، معرب
«مضاف الیه و مجرور به یاء»

_رَحْمَتِ: اسم، مفرد، مذکر، معرفه به اضافه، معرب
«مضاف الیه و لفظا مجرور»

_هِ: ضمیر، مفرد مذکر غایب، اسم، معرفه، مبنی
«مضاف الیه و محلا مجرور»

_حَتَّىٰ: حرف ابتدا، غیرعامل، مبنی

_إِذَا: ظرف زمان، از اسماء دائم الاضافه، غیرمتصرف، نکره، جامد، مبنی

_أَقَلَّتْ: فعل ماضی، مفرد مذکر غایب، (ق ل ل)، صحیح_مضاعف، ثلاثی مزید_باب افعال، متعدی، معلوم، مبنی
«فعل و فاعل ضمیر مستتر ٫هی٫»

_سَحَابًا: ایم، مفرد، مذکر، معرب، نکره
«مفعول و لفظا منصوب»

_ثِقَالًا: اسم، مفرد، نکره، معرب
«صفت سحابا و لفظا منصوب»

_سُقْنَا: فعل ماضی، متکلم مع الغیر، (س و ق)، اجوف واوی، ثلاثی مجرد، متعدی، معلوم، مبنی
«فعل و فلعل ضمیر بارز ٫نا٫»

_هُ: مفعول و محلا منصوب

_لِبَلَدٍ: حرف جر، عامل، مبنی+ اسم، مفرد، مذکر، نکره، معرب
«جارومجرور متعلق به سقنا»

_مَّيِّتٍ: اسم، مفرد، نکره، معرب
«صفت بلد و لفظا مجرور»

_فَـ: حرف، غیرعامل، مبنی
«حرف عطف»

_أَنزَلْنَا: فعل ماضی،متکلم مع الغیر، (ن ز ل)، صحیح_سالم، ثلاثی مزید_باب افعال، متعدی، معلوم، مبنی
«فعل و فاعل ضمیر بارز ٫نا٫»

_بِهِ: حرف جر، عامل، مبنی+ ضمیر، مفرد مذکر غایب، اسم، معرفه، مبنی
«جارومجرور متعلق به أَنزَلْنَا»

_الْمَاءَ: اسم، مفرد، مذکر، معرفه به ال، معرب
«مفعول و لفظا منصوب»

_فَـ: حرف عطف

_أَخْرَجْنَا: فعل ماضی، متکلم مع الغیر، (خ ر ج)، صحیح_سالم، ثلاثی مزید_باب افعال، متعدی، معلوم، مبنی
«فعل و فاعل ضمیر بارز ٫نا٫»

_بِهِ: جارومجرور متعلق به أَخْرَجْنَا

_مِن كُلِّ: حرف جر، عامل، مبنی+ اسم، مفرد، مذکر، نکره، معرب
«جارومجرور متعلق به مفعول محذوف اخرجنا(اخرجنا انواعا من کل...)»

_الثَّمَرَاتِ: اسم، جمع، مونث، معرفه به ال، معرب
«مضاف الیه و لفظا مجرور»

_كَذَٰلِكَ: حرف جر، عامل، مبنی+ اسم اشاره، مفرد، مذکر، جامد، مبنی، معرفه
«جارومجرور متعلق به محذوف»

_نُخْرِجُ: فعل مضارع، متکلم مع الغیر، (خ ر ج)، صحیح_سالم، ثلاثی مزید_باب افعال، متعدی، معلوم، معرب
«فعل و فاعل ضمیر مستتر ٫نحن٫»

_الْمَوْتَىٰ: اسم، مفرد، مونث، معرفه به ال، معرب
«مفعول و تقدیرا منصوب»

_لَعَلَّكُمْ: حرف مشبهه بالفعل، عامل، مبنی+ ضمیر، جمع مذکر مخاطب، اسم، معرفه، مبنی
«حرف مشبهه و ضمیر ٫کم٫ در محل نصب اسم لعل»

_تَذَكَّرُونَ: فعل مضارع، جمع مذکر مخاطب، (ذ ک ر)، صحیح_سالم، لازم، معلوم، معرب
«فعل و فاعل ضمیر بارز ٫واو٫»
(جمله فعلیه در محل رفع خبر لعل)