از نو شکفت نرگس چشم انتظاری ام
گل کرد خار، خار شب بی قراری ام
تا شد هزار پاره دل از یک نگاه تو
دیدم هزار چشم در آیینه کاری ام
گر من به شوق دیدنت از خویش می روم
از خویش می روم که تو با خود بیاری ام
بود و نبود من همه از دست رفته است
باری مگر تو دست بر آری به یاری ام
کاری به کار غیر ندارم که عاقبت
مرهم نهاد نام تو بر زخم کاری ام
تا ساحل نگاه تو چون موج بی قرار
با رود رو به سوی تو دارم که جاری ام
با ناخنم به سنگ نوشتم: بیا! بیا!
زان پیشتر که پاک شود یادگاری ام
قیصر امین پور



با ناخنم به سنگ نوشتم : بیا! بیا!
.gif)


نقل قول


شبکه های اجتماعی
لینک های مهم
درباره ما
پست الکترونیکی مدیریت سایت : info@shahrequran.ir