انتخاب رنگ سبز انتخاب رنگ آبی انتخاب رنگ قرمز انتخاب رنگ نارنجی
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

موضوع: سرگذشت بعضی از کودکان و نوجوانان واقعه عاشورا

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    0.69
    نوشته ها
    3,299
    صلوات
    144
    دلنوشته
    6
    برای شفای عزیزی که سالها در اسارت بوده و الان حالش وخیم است التماس دعا دارم
    صلوات و تشکر
    1,162
    مورد صلوات
    3,816 در 2,089 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض سرگذشت بعضی از کودکان و نوجوانان واقعه عاشورا








    یکى از جلوه ‏هاى باشکوه حرکت کاروان امام حسین علیه ‏السلام، حضور کودکان همراه امام حسین علیه‏ السلام و خاندان مکرم ایشان است.
    این حضور شورانگیز به شکوه حرکت امام حسین علیه ‏السلام رنگ و بوى خاصى بخشید.
    برخى از این جلوه‏ ها عبارتند از:

    با دلِ پُر
    امید؛چشم انتظاریم هنوز...

  2. کاربر زیر برای پست " ملکوت " عزیز صلوات فرستاده:


  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    0.69
    نوشته ها
    3,299
    صلوات
    144
    دلنوشته
    6
    برای شفای عزیزی که سالها در اسارت بوده و الان حالش وخیم است التماس دعا دارم
    صلوات و تشکر
    1,162
    مورد صلوات
    3,816 در 2,089 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    على اصغر عليه ‏السلام






    يكى از فرزندان امام حسين عليه ‏السلام نوزاد شيرخوارى بود كه از تشنگى در روز عاشورا بى‏ تاب شده بود. امام، خطاب به دشمن فرمود:

    «از ياران و فرزندانم، كسى جز اين كودك نمانده است. نمى‏بينيد كه چگونه از تشنگى بى‏تاب است؟»
    در «نفس المهموم» آمده است كه فرمود:
    «اِنْ لَمْ‏تَرْحَمُوُنى فَاْرحَمُوا هَذَا الطِّفْل» و در حال گفت‏گو بود كه تيرى از كمان حرمله آمد و گوش تا گوش حلقوم على اصغر را دريد. امام حسين عليه ‏السلام خون گلوى او را گرفت و به آسمان پاشيد.



    با دلِ پُر
    امید؛چشم انتظاریم هنوز...

  4. کاربر زیر برای پست " ملکوت " عزیز صلوات فرستاده:


  5. Top | #3

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    0.69
    نوشته ها
    3,299
    صلوات
    144
    دلنوشته
    6
    برای شفای عزیزی که سالها در اسارت بوده و الان حالش وخیم است التماس دعا دارم
    صلوات و تشکر
    1,162
    مورد صلوات
    3,816 در 2,089 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    رقيه س









    دختر سه يا چهار ساله ابا عبداللّه ‏الحسين عليه‏ السلام است كه در سفر كربلا، همراه اسيران اهل‏بيت بود و در شام، شبى، پدر را به خواب ديد و پس از بيدار شدن بسيار گريست و بى‏تابى كرد.
    خبر به يزيد رسيد. به دستور او، سر مهطر امام عليه ‏السلام را نزد او بردند.
    رقيه از اين منظره، بيشتر ناراحت و رنجور شد و همان روزها در خرابه شام (كه محل اقامت موقت اهل‏بيت عليهم‏ السلام بود) جان داد.



    با دلِ پُر
    امید؛چشم انتظاریم هنوز...

  6. کاربر زیر برای پست " ملکوت " عزیز صلوات فرستاده:


  7. Top | #4

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    0.69
    نوشته ها
    3,299
    صلوات
    144
    دلنوشته
    6
    برای شفای عزیزی که سالها در اسارت بوده و الان حالش وخیم است التماس دعا دارم
    صلوات و تشکر
    1,162
    مورد صلوات
    3,816 در 2,089 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    امام محمدباقر عليه‏ السلام






    تنها فرزند امام سجاد عليه‏ السلام بود.
    مادر بزرگوارش، فاطمه دختر امام حسن مجتبى عليه‏ السلام معروف به ام عبدالله است.
    در كربلا، سه سال و نيم بيشتر نداشت و حوداث خونين عاشورا و دوران اسارت را در حافظه خويش ثبت كرد.


    با دلِ پُر
    امید؛چشم انتظاریم هنوز...

  8. کاربر زیر برای پست " ملکوت " عزیز صلوات فرستاده:


  9. Top | #5

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    0.69
    نوشته ها
    3,299
    صلوات
    144
    دلنوشته
    6
    برای شفای عزیزی که سالها در اسارت بوده و الان حالش وخیم است التماس دعا دارم
    صلوات و تشکر
    1,162
    مورد صلوات
    3,816 در 2,089 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    قاسم بن الحسن






    نوجوانى نابالغ بود كه روز عاشورا در كربلا حضور داشت. وى فرزند امام‏ حسن عليه‏ السلام بود و برخى مادرش را رمله و برخى نفيله مى‏دانند. وى با اصرار زياد، عمويش حسين عليه ‏السلام را راضى كرد تا به ميدان برود.

    حميد بن مسلم مى‏گويد:


    «در اين گير و دار بوديم كه ديدم پسركى به سوى ما مى‏آيد كه چهره‏ اش همانند پاره ماه بود. در دستش، شمشيرى و در تنش، پيراهنى و اِزارى و نعلينى پوشيده بود كه بند يكى از آن دو پاره بود و فراموش نمى‏كنم كه آن بند كفش پاى چپش بود. عمرو بن سعيد بن نفيل ازدى از وى چون او را ديد، گفت:

    «به خدا سوگند! اكنون بر او حمله مى‏برم.» به او گفتم: «سبحان الله! تو از اين كار چه هدفى دارى؟ همان كسانى كه دور او را گرفته ‏اند و حتى يك نفر از ايشان را باقى نمى‏گذارند، او را كفايت مى‏كنند.» گفت: «به خدا سوگند! من بر او حمله خواهم كرد».

    سپس بر او حمله كرد و پيش از آنكه اين نوجوان روى برگرداند، با شمشير چنان بر سرش كوبيد كه فرقش شكافته شد. پسرك با صورت به زمين افتاد و فرياد زد:

    «اى عمو جان!» و با اين كلمه از حسين عليه ‏السلام يارى خواست.


    در زيارت ناحيه مقدسه درباره وى چنين آمده است:



    «سلام بر قاسم، پسر امام حسن عليه‏ السلام ، آن نوجوانى كه دشمن فرقش را شكافت و لباس جنگى‏اش را ربود. آن‏گاه كه عمويش، حسين عليه‏ السلام را به كمك طلبيد، مانند بازِ تيزپروازى بر بالين او حاضر شد. در اين هنگام، امام فرمود:
    «از رحمت خدا دور باشند قومى كه تو را كشتند. آنان كه جد و پدر بزرگوار تو در روز قيامت، دشمنشان است«.

    سپس حسين عليه‏ السلام پيكر او را از زمين برداشت و به سينه چسبانيد و به جانب خيمه‏ ها برد، درحالى‏كه پاهاى آن نوجوان، به زمين كشيده مى‏شد و در كنار فرزند جوانش على اكبر و ديگر شهيدان خاندان خويش بر زمين نهاد.



    با دلِ پُر
    امید؛چشم انتظاریم هنوز...

  10. کاربر زیر برای پست " ملکوت " عزیز صلوات فرستاده:


  11. Top | #6

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    0.69
    نوشته ها
    3,299
    صلوات
    144
    دلنوشته
    6
    برای شفای عزیزی که سالها در اسارت بوده و الان حالش وخیم است التماس دعا دارم
    صلوات و تشکر
    1,162
    مورد صلوات
    3,816 در 2,089 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    عبد اللّه‏ بن حسن بن على عليه‏السلام





    وى نوجوان 11 ساله و فرزند امام حسن مجتبى عليه‏ السلام بود كه روز عاشورا وقتى ديد سيد الشهداء عليه‏ السلام بر زمين افتاده است، براى دفاع از عموى مظلومش به سوى ميدان شتافت و جنگيد و عده‏ اى را كشت و با تيغ
    بحر بن كعب به شهادت رسيد.
    برخى هم نقل كرده‏ اند، حرمله با شمشير، دست او را كه در آغوش عمويش حسين عليه‏ السلام قرار گرفته بود، بريد و همان‏جا شهيدش كرد.


    با دلِ پُر
    امید؛چشم انتظاریم هنوز...

  12. کاربر زیر برای پست " ملکوت " عزیز صلوات فرستاده:


  13. Top | #7

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    0.69
    نوشته ها
    3,299
    صلوات
    144
    دلنوشته
    6
    برای شفای عزیزی که سالها در اسارت بوده و الان حالش وخیم است التماس دعا دارم
    صلوات و تشکر
    1,162
    مورد صلوات
    3,816 در 2,089 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    عون بن عبدا...






    عون، فرزند حضرت زينب عليه السلام در كربلا و روز عاشورا همراه مادرش، حضورى فعال داشت و به شهادت رسيد. اين نوجوان شجاع نزد امام آمد و با اصرار مادرش، حضرت اجازه فرمود كه به ميدان برود. وى شمارى از دشمنان را به هلاكت رساند و سرانجام به شهادت رسيد. رجزى كه در ميدان جنگ مى‏خواند، چنين بود:

    «اگر مرا نمى‏شناسيد من پسر عبداللّه‏ جعفرم همان كه در بهشت با دو بال پرواز مى‏كند...».

    در زيارت ناحيه مقدسه آمده است:


    «سلام بر عون فرزند عبدالله بن جعفر، همان طيّار بهشت، هم‏پيمان ايمان، هماورد همگنان، ياور خداى رحمان و تلاوت كنندگان قرآن. خداوند، قاتل او عبدالله بن قطبه طايى را لعنت كند.


    با دلِ پُر
    امید؛چشم انتظاریم هنوز...

  14. کاربر زیر برای پست " ملکوت " عزیز صلوات فرستاده:


  15. Top | #8

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    0.69
    نوشته ها
    3,299
    صلوات
    144
    دلنوشته
    6
    برای شفای عزیزی که سالها در اسارت بوده و الان حالش وخیم است التماس دعا دارم
    صلوات و تشکر
    1,162
    مورد صلوات
    3,816 در 2,089 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    طفلان مسلم






    محمد و ابراهيم، دو فرزند مسلم بن عقيل بودند كه در حادثه كربلا اسير شدند. ابن زياد دستور داد آن‏دو را زندانى كردند. اين دو نوجوان نابالغ، مدت يك سال در زندان بودند. سپس با كمك «مشكور»، پيرمرد زندان‏بان كه هوادار اهل‏بيت بود، شبانه از زندان گريختند. شب به خانه زنى پناه بردند كه شوهرش در سپاه ابن ‏زياد بود. حارث، آن دو را كنار رود فرات برد و بى‏رحمانه سر از تنشان جدا كرد و پيكرشان را در فرات افكند و سرهاى آن دو را براى دريافت جايزه نزد ابن زياد برد.





    با دلِ پُر
    امید؛چشم انتظاریم هنوز...

  16. کاربر زیر برای پست " ملکوت " عزیز صلوات فرستاده:


  17. Top | #9

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    0.69
    نوشته ها
    3,299
    صلوات
    144
    دلنوشته
    6
    برای شفای عزیزی که سالها در اسارت بوده و الان حالش وخیم است التماس دعا دارم
    صلوات و تشکر
    1,162
    مورد صلوات
    3,816 در 2,089 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    عمرو بن جُناده انصارى








    از شهيدان نوجوان كربلا است كه پدرش در ركاب سيدالشهداء عليه‏ السلام شهيد شد. او هنگامى كه خواست به ميدان برود، امام فرمود:
    «پدر اين جوان كشته شد، شايد مادرش راضى نباشد كه به ميدان رود.»
    گفت: مادرم دستور داده كه به ميدان بروم و لباس جنگ بر من پوشانده است. او كه 9 يا 11 ساله بود، به ميدان رفت و رجز خواند و جنگيد تا كشته شد.
    نام او در زيارت ناحيه مقدسه آمده است.






    با دلِ پُر
    امید؛چشم انتظاریم هنوز...

  18. کاربر زیر برای پست " ملکوت " عزیز صلوات فرستاده:


  19. Top | #10

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    0.69
    نوشته ها
    3,299
    صلوات
    144
    دلنوشته
    6
    برای شفای عزیزی که سالها در اسارت بوده و الان حالش وخیم است التماس دعا دارم
    صلوات و تشکر
    1,162
    مورد صلوات
    3,816 در 2,089 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    محمد بن مسلم








    نوجوانى 12 یا 13 ساله بود که روز عاشورا در کربلا با امام حسین علیه ‏السلام شهید شد. پس از شهادت عبدالله بن مسلم، جوانان بنى ‏هاشم به طور دسته ‏جمعى، بى ‏اجازه بر دشمن حمله کردند. امام حسین علیه ‏السلام فریادى کشید و آنان را از حمله گروهى بازداشت و با صدایى رسا فرمود:

    «اى پسر عموهاى من! براى مرگ، شکیبا باشید.»


    جوانان اهل ‏بیت، دست از حمله برداشتند و بازگشتند، ولى در این فاصله، محمد بن مسلم (فرزند دیگر مسلم بن عقیل) به دست ابومرهم ازدى و لقیط بن ایاس جُهنى به شهادت رسید.




    با دلِ پُر
    امید؛چشم انتظاریم هنوز...

  20. کاربر زیر برای پست " ملکوت " عزیز صلوات فرستاده:


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

کانال ترجمه ی شهر نورانی قرآن

انجمن شهر نورانی قرآن محیطی پر از آرامش و اطمینان که فعالیت خود را از فروردین سال 1392 آغاز نموده است
ایمیل پست الکترونیکی مدیریت سایت : info@shahrequran.ir

ساعت 08:04 PM