انتخاب رنگ سبز انتخاب رنگ آبی انتخاب رنگ قرمز انتخاب رنگ نارنجی

اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآء وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

موضوع: عرش از نظر لغت و قرآن‏

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    اللهم عجل لولیک الفرج
    میانگین پست در روز
    2.23
    نوشته ها
    6,958
    صلوات
    24510
    دلنوشته
    18
    ممنون از دعای زیبا و حاجتهاتون إن شاءالله خوشبخت و سلامت و عاقبت بخیر باشید
    صلوات و تشکر
    10,190
    مورد صلوات
    10,559 در 4,686 پست
    نوشته های وبلاگ
    174
    دریافت کتاب
    81
    آپلود کتاب
    135

    پیش فرض عرش از نظر لغت و قرآن‏






    آيه الله جعفر سبحانى



    عرش از نظر لغت و قرآن‏

    بررسى موارد استعمال عرش به ثبوت مى‏رساند كه يك معنا، بيشتر ندارد و همه معانى متعددى كه لغت نويسان براى آن ذكر كرده ‏اند، همگى به يك ريشه برگشته، در حقيقت از مصاديق آن معناى اصيل هستند.

    ابن فارس در المقاييس
       
    يكى از مشكلات هر زبان و به خصوص زبان عربى كه مملو از مجاز و كنايه است شناسايى ريشه معانى مختلف يك لفظ است. چه بسا يك فرد غير وارد، در آغاز كار تصور مى‏نمايد كه يك لفظ داراى معانى مختلف بوده و هر كدام وضع خاصى دارند، ولى پس از بررسى ريشه آنها، روشن مى‏شود كه لفظ مزبور يك معنا بيش نداشته و معانى ديگر از مشتقات آن هستند و به مناسبت‏هايى در آنها به كار رفته‏اند. در ميان فرهنگ‏هاى زيادى كه براى لغت عرب نوشته شده است المقاييس بهترين كتابى است كه براى ريشه‏ شناسى و تشخيص معانى واقعى الفاظ عرب تاليف يافته است مولف آن احمد بن فارس بن زكريا از لغت شناسان بزرگ زبان عرب در قرن چهارم اسلامى بوده و در سال 395 در گذشته است. اين اثر نفيس در شش جلد در مصر چاپ شده است و مطالعه آن را به كسانى كه علاقه مندند معانى اصيل الفاظ قرآن را در روز نزول آن به دست آورند توصيه مى‏نماييم و به نظر ما ريشه‏شناسى يكى از كليدهاى مهم براى فهم بسيارى از آيات قرآن است.
    مى‏ نويسد:

    عرش از نظر معنا ريشه واحدى دارد و عرب، سقف ساختمان و هر نوع سايه بانى را عرش مى ‏گويند از اين نظر مى‏ بينيم كه عرش و عريش در موارد زير به كار رفته‏ اند:


    1. عريش: سايبانى است كه از چوب و شاخ و برگ درخت ساخته مى‏ شود و انصار در جنگ بدر به پيامبر گفتند: الا نبنى عليك عريشا؛ آيا اجازه مى‏ دهيد براى شما سايبانى به پا كنيم؟.

    2. عريش: كجاوه و محمل زنان كه شبيه به داربست انگور است. (راغب، مفردات، ص 339. راغب، معناى اصيل عرش را خانه سقف دار گرفته است نه خود سقف و ارتفاع، سپس با آيه و هى خاويه على عروشها استدلال نموده است ولى عبارت المقاييس دقيق‏تر است. )

    3. عرش: داربست انگور. عرب به بالا بردن شاخه‏ هاى تاك و بستن آن به داربست مى‏ گويد: تعريش الكرم.

    4. عرش: سقف خانه. سپس مى‏ گويد: هر بنايى كه اثر سايبانى داشته باشد، به آن عرش مى‏ گويند.

    دقت در معانى آياتى كه لفظ عرش در آنها به كار رفته اين نظر را تاييد مى‏ كند؛ زيرا در آيات زير، لفظ عرش در سقف و بناهاى بلند به كار رفته است، مانند


    و دمرنا ما كان يصنع فرعون و قومه و ما كانوا يعرشون؛ (اعراف (7) آيه 137. )

    آن چه را فرعون و قوم او مى ‏ساختند و خانه ‏هايى كه بالا مى‏ بردند نابود كرديم.

    .... آن اتخذى من الجبال بيوتا و من الشجر و مما يعرشون؛ (نحل (16) آيه 68. )

    به زنبور عسل الهام كرديم كه از كوه‏ها و درختان آن چه مردم مى‏ سازند براء خود لانه گيرد.

    او كالذى مر على قربه و هى خاويه على عروشها....؛ ( بقره (2) آيه 259. )

    يا به سان كسى كه از دهكده ‏اى عبور كرد كه خانه‏ هاى آن فرو ريخته بود.



    اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

    دل من داند و من دانم و تنها دل من

    یا ابا صالح علیه السلام ادرکنی



    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه ی قرآن شهر نورانی قرآن
    https://دtelegram.me/shahrenuraniquran

    کانال مکالمه ی عربی شهر نورانی قرآن(آموزش دروس صدی الحیاة و لهجه ی عراقی)
    https://telegram.me/mokalemeharabik


  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    اللهم عجل لولیک الفرج
    میانگین پست در روز
    2.23
    نوشته ها
    6,958
    صلوات
    24510
    دلنوشته
    18
    ممنون از دعای زیبا و حاجتهاتون إن شاءالله خوشبخت و سلامت و عاقبت بخیر باشید
    صلوات و تشکر
    10,190
    مورد صلوات
    10,559 در 4,686 پست
    نوشته های وبلاگ
    174
    دریافت کتاب
    81
    آپلود کتاب
    135

    پیش فرض






    دو معناى ديگر عرش‏

    با اين معناى اصلى عرش همان بود كه گفته شد، ولى روى مناسبت‏هايى در دو معناى زير نيز به كار رفته است:



    1. سرير حكومت و تخت سلطنت كه از آن زمامداران مى ‏باشد. مانند و رفع ابويه على العرش....؛ (يوسف (12) آيه 100.)يوسف پدر و مادر را بر تخت نشانيد.

    ... و اوتيت من كل شى‏ء و لها عرش عظيم؛ (نمل (27) آيه 23. )(ملكه سبا) از هر نعمتى برخوردار است و تخت يا عظمت و بزرگى دارد.


    ابن فارس مى‏ گويد: استعمال عرش در سرير روى مناسبتى است كه تخت زمامداران و حكمرانان از نظر بلندى واقعى و يا اعتبارى، با معناى اصلى عرش (ارتفاع و بلندى) داشته است.



    2. سلطه و حكومت و ملك و مملكت؛ مانند



    اذا مابتوا مروان ثلت عروشهم
    و اودت كما اودت اياد و حمير؛

    هنگامى كه سلطنت فرزندان مروان رو به زوال نهاد و به سان حكومت‏هاى اياد و حمير نابود گرديد.



    عرب مى ‏گويد: اظننت عرشك الا يزول؛ تو تصور مى‏ كنى كه حكومت و سلطه تو سپرى نمى‏ گردد؟. (
    راغب، مفردات، ص 329؛ شرح عقايد صدوق، ص 29. )

    اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

    دل من داند و من دانم و تنها دل من

    یا ابا صالح علیه السلام ادرکنی



    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه ی قرآن شهر نورانی قرآن
    https://دtelegram.me/shahrenuraniquran

    کانال مکالمه ی عربی شهر نورانی قرآن(آموزش دروس صدی الحیاة و لهجه ی عراقی)
    https://telegram.me/mokalemeharabik


  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    اللهم عجل لولیک الفرج
    میانگین پست در روز
    2.23
    نوشته ها
    6,958
    صلوات
    24510
    دلنوشته
    18
    ممنون از دعای زیبا و حاجتهاتون إن شاءالله خوشبخت و سلامت و عاقبت بخیر باشید
    صلوات و تشکر
    10,190
    مورد صلوات
    10,559 در 4,686 پست
    نوشته های وبلاگ
    174
    دریافت کتاب
    81
    آپلود کتاب
    135

    پیش فرض





    عرش
    تخت حكومت.

    [يوسف:100]، [نمل:23]، [نمل:38]. در همه اين آيات مراد از آن تخت حكومت و سرير سلطنت است.
    معناى اصل آن رفع است (مجمع ذيل آيه 141 انعام)
    راغب گويد: «عرش در اصل خانه سقف‏دار است جمع آن عروش است...»
    محل جلوس سلطان به اعتبار علوّ عرش ناميده شده.
    طبرسى در ذيل آيه 54 اعراف فرموده: عرش به معنی سرير است كه فرموده «وَ لَها عَرْشٌ عَظيمٌ» و به معنى حكومت است گويند «ثَلَّ عَرْشُهُ» حكومت او زايل شد و به معنى سقف كه فرموده: «فَهِىَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها».
    عبارت صحاح چنين است «اَلْعَرْشُ سَريرُ الْمَلِكِ وَ عَرْشُ الْبَيْتِ سَقْفُهُ وَ قَوْلُهُمْ ثَلَّ عَرْشُهُ اِىْ وَها اَمْرُهُ وَ ذَهَبَ عِزُّهُ». شايد به اعتبار ارتفاع كه در معنى آن ملحوظ است به معنى بنا و داربست تاك آمده در مجمع ذيل آيه 259 بقره فرموده: هر بنا عرش است عريش مكه بناهاى آن مى‏باشد، «عرش يعرش» يعنى بنا كرد، خانه را به واسطه‏ ارتفاع بناهايش عريش گويند، سرير را عرش گويند كه از غير آن بلند است.
    در اقرب الموارد گفته: «عَرَشَ عَرْشاً: بَنا بِناءً مِنْ خَشَبٍ. عَرَشَ الْبَيْتَ: بَناهُ. عرش الكرم عرشاً و عروشاً: رفع دو اليه على الخشب». [اعراف:137].

    ممكن است مراد از «ما كانوا يَعْرِشُونَ» بناهاى آنان يا فقط چيزهاى سقف‏دار از قبيل خانه‏ ها و داربستها و غيره باشد يعنى آنچه فرعون و قومش مى ‏ساختند و آنچه از قصور و داربست‏ها بالا مى‏بردند، از بين برديم و تباه كرديم. * [نحل:68].

    احتمال دارد مراد از «ما يَعْرِشُون» كندوها باشد كه بدست بشر ساخته مى‏شود. * [انعام:141].

    معروشات باغاتى است كه درختان آن به داربست زده شده يعنى خدا آن است كه باغات بداربست زده و غير آنها را به وجود آورده. * [بقره:259]، [كهف:42].
    مراد از عروشها ظاهراً سقفهاست گوئى اول سقفها و داربست‏ها افتاده بعد ديوارها و تاك‏ها روى آنها افتاده بود يعنى خانه ‏ها بر سقفها و تاك‏ها بر داربستها افتاده بود رجوع شود به «خوى».


    اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

    دل من داند و من دانم و تنها دل من

    یا ابا صالح علیه السلام ادرکنی



    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه ی قرآن شهر نورانی قرآن
    https://دtelegram.me/shahrenuraniquran

    کانال مکالمه ی عربی شهر نورانی قرآن(آموزش دروس صدی الحیاة و لهجه ی عراقی)
    https://telegram.me/mokalemeharabik


  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    اللهم عجل لولیک الفرج
    میانگین پست در روز
    2.23
    نوشته ها
    6,958
    صلوات
    24510
    دلنوشته
    18
    ممنون از دعای زیبا و حاجتهاتون إن شاءالله خوشبخت و سلامت و عاقبت بخیر باشید
    صلوات و تشکر
    10,190
    مورد صلوات
    10,559 در 4,686 پست
    نوشته های وبلاگ
    174
    دریافت کتاب
    81
    آپلود کتاب
    135

    پیش فرض





    عرش خدا با استفاده از قرآن مجيد و روايات اهل بيت عليهم السلام مى‏ توان گفت: عرش موجود خارجى است و از عالم غيب است و مركز دستورات عالم است و رشته تدبير امور جهان به آن منتهى مى‏ شود. و استيلاء بر آن علم به تفصيل جزئيات امور جهان و تدبير كليّه جهان هستى است.

    اينك در اثبات اين مدّعى مى‏ گوئيم:
    1- [زمر:75] اين آيه روشن مى‏ كند كه عرش شى‏ء محدودى است، اطراف و جوانب دارد، و ملائكه تسبيح كنان در اطراف آن هستند. نمى‏ شود گفت: عرش تمام جهان هستى است زيرا كه ملائكه جزء جهان هستى‏ اند و در حول عرش بودنشان درست نمى ‏شود.
    از طرف ديگر آيه راجع به قيامت و خاتمه كار اهل محشر است و اين نشان مى‏ دهد که عرش در قيامت هم خواهد بود.

    2- [غافر:7] اين آيه نيز مى‏ گويد كه: عرش محدود است و اطراف دارد. حاملان دارد، حاملان آن غير از آنان است كه در اطراف آن هستند. حاملان و من فى حوله خدا را تسبيح مى‏ گويند.
    اين آيه نيز مانع از آن است كه عرش را بر تمام عالم هستى حمل كنيم.

    3- [حاقة:17] عرش خدا قابل حمل است ظهور لفظ «فُوْقَهُمْ» براى آن مكان تعيين مى‏ كند كه در بالاى مردم خواهد بود و هشت نفر آن را روز قيامت حمل خواهند كرد.
    در جوامع الجامع فرموده: روايت شده كه حاملان عرش فعلا چهار نفراند روز قيامت خدا چهار نفر ديگر را به كمك آنان خواهد فرستاد.

    4- [انبياء:22]، [مؤمنون:86-88]. خداوند كه ربّ آسمانهاى هفتگانه است همانطور ربّ و صاحب عرش است با ملاحظه آيات گذشته بعيد است كه گفته شود: رَبُّ الْعَرْش بعد از ربّ السَّموات ذكر العالم بعد الخالص است.

    5- [هود:7]. اين آيه از وجود عرش قبل از خلقت زمين و آسمانهاى هفتگانه آن خبر مى‏ دهد. به نظر مى‏ آيد چنانكه گفته ‏اند مراد از «اَلْماء» حالت مذاب بودن زمين است در «ارض» و «سماء» گفته شده كه ظهور سماوات در اينگونه آيات در طبقات هفتگانه جوّ است.
    ممكن است مراد از عرش در اين آيه حكومت باشد مخصوصاً به قرينه آن كه الف و لام ندارد ولى بعيد است كه براى عرش در قرآن بيش از يك مصداق قائل شد در اين صورت معنى آيه چنين است كه:
    مركز دستورات خدائى روى آب بود و از آنجا فقط به موّاد مذاب زمين دستور مى‏ رسيد تا وضع امروزى تشكيل شود والله العالم.

    6- بنابر آنچه گذشت ظهور آيات ذيل [توبه:129].[نمل:26]. [بروج:14-15] در همان معنى است كه گفته شد.


    اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

    دل من داند و من دانم و تنها دل من

    یا ابا صالح علیه السلام ادرکنی



    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه ی قرآن شهر نورانی قرآن
    https://دtelegram.me/shahrenuraniquran

    کانال مکالمه ی عربی شهر نورانی قرآن(آموزش دروس صدی الحیاة و لهجه ی عراقی)
    https://telegram.me/mokalemeharabik


  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    اللهم عجل لولیک الفرج
    میانگین پست در روز
    2.23
    نوشته ها
    6,958
    صلوات
    24510
    دلنوشته
    18
    ممنون از دعای زیبا و حاجتهاتون إن شاءالله خوشبخت و سلامت و عاقبت بخیر باشید
    صلوات و تشکر
    10,190
    مورد صلوات
    10,559 در 4,686 پست
    نوشته های وبلاگ
    174
    دریافت کتاب
    81
    آپلود کتاب
    135

    پیش فرض





    آيات ذيل در اين زمينه است كه استيلاء بر عرش به معنى تدبير امور جهان و علم به جزئيات آن است.

    1- [اعراف:54]. در اين آيه ابتدا خلقت آسمان‏ها و زمين و آنگاه استقرار بر عرش ذكر شده و از «يُغْشِى اللَّيْلَ» تا «بِاَمْرِهِ» شرح استقرار بر عرش است كه به عبارت اخراى تدبير جهان مى‏باشد و بعد با جمله «اَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْاَمْرُ» يعنى مطلق خلقت و تدبير بدست او است مطلب آيه خلاصه شده است. و كلمه «تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمينَ» عبارت ديگر همين مطلب است.

    2- [يونس:3]. «يُدَبِّرُ الْاَمْرَ» توضيح «ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرشِ» است جمله «ما مِنْ شَفيعٍ...» حاكى از دو مطلب است يكى اينكه در اداره امور عالم واسطه‏ هائى هست. دوّم اينكه: واسطه ‏ها به اذن خدا دست‏ اندر كارند و از خود استقلالى ندارند.
    همچنين است [رعد:2] و غيره در شرح «ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ» آمده ايضاً آيه 4و5 از سوره طه و آيه 59 از سوره فرقان و آيه 4 از سوره الم سجده.

    3- [حديد:4]. در اين آيه استوا بر عرش علم به جزئيات تفسير شده است.
    عرش در اين آيات همان است كه گفته شد. يعنى بر مركز دستورات استيلاء یافت، امر تمام جهان را تدبير مى‏ كند.
    بعضى‏ ها گفته ‏اند: عرش مصداق خارجى ندارد و معنى «ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ» «اِلرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى» كنايه است از استيلاء خدا بر عالم خلق و بسيار مى‏ شود كه استواء بر شى‏ء به معنى استيلاء و تسلط آيد

    چنانكه شاعر گفته: قَدِ اسْتَوى بِشْرُ عَلَى الْعِراقِ مِنْ غَيْرِ سَيْفٍ وَ دَمٍ مُهْراقٍ يا اينكه استواء بر عرش به معنى شروع در تدبير است. چنانكه سلاطين چون شروع در اداره امور كنند بر تخت قرار مى‏گيرند...

    در الميزان ج 8 ص 159 در جواب اين سخن فرموده: جارى مجراى كنايه بودن «ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ» به حسب لفظ هر چند حق است ولى اين منافى با آن نيست كه در آن جا حقائق موجوده وجود داشته باشد و اين عنايت لفظيه به آن تكيه كند...
    «ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ» در عين اينكه تمثيل است و احاطه تدبيرى خدا را بيان مى‏دارد، دلالت مى‏كند كه در آنجا مرحله حقيقى وجود دارد و آن مقامى است كه زمام همه امور با همه كثرت و اختلاف در آن جمع است.

    آيات ديگرى كه عرش را به تنهائى ذكر كرده و به خدا نسبت ميدهند دليل اين مطلب ‏اند

    مثل [وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ» «اَلَّذينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ...» «وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ»...

    اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

    دل من داند و من دانم و تنها دل من

    یا ابا صالح علیه السلام ادرکنی



    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه ی قرآن شهر نورانی قرآن
    https://دtelegram.me/shahrenuraniquran

    کانال مکالمه ی عربی شهر نورانی قرآن(آموزش دروس صدی الحیاة و لهجه ی عراقی)
    https://telegram.me/mokalemeharabik


  6. Top | #6

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    اللهم عجل لولیک الفرج
    میانگین پست در روز
    2.23
    نوشته ها
    6,958
    صلوات
    24510
    دلنوشته
    18
    ممنون از دعای زیبا و حاجتهاتون إن شاءالله خوشبخت و سلامت و عاقبت بخیر باشید
    صلوات و تشکر
    10,190
    مورد صلوات
    10,559 در 4,686 پست
    نوشته های وبلاگ
    174
    دریافت کتاب
    81
    آپلود کتاب
    135

    پیش فرض





    نظرى به روايات

    1- در كافى باب «اَلْعَرْشِ وَ الْكُرْسِىِّ» ضمن حديثى از حضرت رضا «عليه السلام» نقل شده «اَلْعَرْشُ لَيْسَ هُوَ اللَّهُ وَالْعَرْشُ اِسْمُ عِلْمٍ وَ قُدْرَةٍ وَ عَرْشٌ فيهِ كُلُّ شَىْ‏ءٍ... وَالْعَرْشُ وَ مَنْ يَحْمِلُهُ وَ مَنْ حَوْلَ الْعَرْشِ وَاللَّهُ الْحامِلُ لَهُمْ...» اين حديث عرش را شى‏ء موجود معرّفى كرده و گويد: عرش نام قدرتى و علمى است نكره و عرشى است كه همه اشياء در آن است اين با همان مركز دستورات مى‏سازد.

    2- در توحيد صدوق رحمة الله باب 48 در ضمن حديثى از على «عليه السلام» نقل شده كه بجاثليق فرمود: «اِنَّ الْمَلائِكَةَ تَحْمَلُ الْعَرْشَ وَ لَيْسَ الْعَرْشُ كَما تَظُنُّ كَهَيْئَةِ السَّريرِ. وَلكِنَّهُ شَىْ‏ءٌ مَحْدُودٌ مُدَبَّرٌ، وَ رَبُّكَ عَزَّ وَ جَلَ مالِكُهُ لا اَنَهُ عَلَيْهِ كَكَوْنِ الشَّىْ‏ءِ عَلَى الشَّىْ‏ءِ وَ اَمَرَ الْمَلائِكَةَ بِحَمْلِهِ فَهُمْ يَحْمِلوُنَ الْعَرْشِ بِما اَقْدَرَهُمْ عَلَيْهِ...» دلالت اين حديث بر موجود بودن عرش احتياج بيان ندارد.

    3- در باب 52 همان كتاب از امام صادق «عليه السلام» نقل شده: «اَلْعَرْشُ هُوَ الْعِلْمُ الَّذى لا يُقَدِّرُ اَحَدٌ قَدْرَهُ» ظاهراً مراد همان علم و دستوارتى است كه در عرش گذاشته شده است.

    4- در باب 50 همان كتاب حديث مفصلى از امام صادق «عليه السلام» نقل شده كه مقدارى از آن نقل مى‏شود: «عَنْ حَنَّانِّ بْنِ سدير قال: سَئَلْتُ اَباعَبْدِاللَّهِ عليه السلام عَنِ الْعَرْشِ وَ الْكُرْسِىِ فَقالَ: اِنَّ لِلْعَرْشِ صِفاتٍ كَثيرَةٌ مُخْتَلِفَةٌ لَهُ فى كُلِّ سَبَبٍ وُضِعَ فى القُرآنِ صِفَةٌ عَلى حِدَّةٍ فَقَوْلُهُ «رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ» يقول: اَلْمَلَكُ الْعَظيمِ وَ قَوْلُهُ «اَلرَّحمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى» عَلَى الْمُلْكِ احْتَوى وَ هذا مُلْكُ الْكَيْفُوفِيِّةِ فِى الْاَشْياءِ ثُمَّ الْعَرْشُ فِى الْوَصْلِ مُتَفَرِّدٌ مِنْ الْكُرْسِىِّ لِاَنَّهُما بابانِ مِنْ اَكْبَرِ اَبْوابِ الْغُيُوبِ وَ هُما جَميعاً غَيْبانِ، وَ هُما فِى الْغَيْبِ مَقْرُونانِ لِاَنَّ الْكُرْسِىَّ هُوَ الْبابُ الظَّاهِرُ مِنَ الْغَيْبِ الَّذى مِنْهُ مَطْلَعُ الْبِدَعِ وَ مِنْهُ الْاَشْياءُ كُلُّها، وَ الْعَرْشُ هُوَ الْبابُ الْباطِنِ الَّذى يُوجَدُ فيهِ عِلْمُ الْكَيْفِ وَالْكُوْنِ وَالْقَدْرِ وَالْحَدِّ وَ الْاَيْنِ وَ الْمَشِيَّةِ وَ صِفَةُ الْاِرادَةِ وَ عِلْمُ الْاَلْفاظِ وَالْحَرَكاتِ وَالتَّرْكِ وَ عِلْمُ الْعَوْدِ وَالْبَدْءِ، فَهُما فِى الْعِلْمِ بابانِ مَقْرُونانِ لِاَنَّ مَلَكُ الْعَرْشِ سِوى مَلَكِ الْكُرْسِىِّ وِ عِلْمُهُ اَغْيَبُ مِنْ عِلْمِ الْكُرْسِىِّ، فَمِنْ ذلِكَ قالَ: «وَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ» اَىْ صِفَتُهُ اَعْظَمُ مِنْ صِفَةِ الْكُرْسِىِّ وَ هُما فِى ذلِكَ مَقْرُونانِ. قُلْتُ: جُعِلْتُ فِداكَ فَلِمَ صارَ فِى الْفَضْلِ جارَ الْكُرْسِىَّ؟ قالَ: اِنَّهُ صارَ جارُهُ لِاَنَّ عِلْمَ الْكَيْفُو فِيَّةِ فيهِ وَ فيهِ الظَّاهِرُ مِنْ اَبْوابِ الْبَداءِ وَ اَيْنِيَّتها وَ حَدُّ رَتْقِها وَ فَتْقِها فَهذانِ جارانِ اَحَدُهُما حُمِلَ عَلى صاحِبِهِ فِى الصَّرْفِ...» اين روايت روشن مى‏كند كه عرش و كرسى هر دو مخلوق و از عالم غيب‏اند و كرسى قائم به عرش است، آنچه در اشياء عالم جارى مى‏شود از عرش به كرسى و از كرسى به عالم مى‏رسد.
    و بداء و مكانهاى آن در عرش است نه در كرسى.

    ايضاً: كرسى باب ظاهر از غيب و عرش باب باطن غيب است. طلوع همه اشياء از كرسى است ولى علم كيف، كون، قدر، حد، اين، مشيت، صفت، اراده، علم الفاظ و حركات و ترك، علم عود و بدء همه در عرش است.

    5- در صحيفه سجاديه دعاى 47 هست:
    «لَكَ الْحَمْدُ... حَمْداً يُوازِنُ عَرْشَكَ الْمَجيدَ» ايضاً «صَلِّ عَلَيْهِمْ زِنَةَ عَرْشِكَ وَ ما دُونَهُ وَ مِلْأَ سَمواتِكَ وَ ما فَوْقَهُنَّ»
    و در دعاى سوم آمده: «اَللّهُمَّ وَ حَمَلَةُ عَرْشِكَ...». به عقيده الميزان چنانكه تقل شد: عرش حقيقتى از حقائق و امرى از امور خارجى است و مركز تدبير امور جهان است (الميزان ج 8 ص 157 - 160).
    در المنار ذيل آيه 3 از سوره يونس عرش را مركز تدبير دانسته و گويد: «ثُمَّ اسْتَوى عَلى عَرْشِهِ الَّذى جَعَلَهُ مَرْكَزَ التَّدْبيرِ لِهذا الْمُلْكِ الْعَظيمِ» آنگاه گويد: عرش مخلوقى است كه پيش از آسمانها و زمين آفريده شده.

    و در ذيل آيه 54 از سوره اعراف گفته در كتاب و سنت وارد شده كه خدا را عرشى است، خلقت آن پيش از آسمانها و زمين است، و آن را حاملانى است از ملائكه و آن چنانكه لغت دلالت دارد مركز تدبير عالم است:

    در مفردات آمده: «وَعَرْشُ اللّهِ ما لا يَعْلَمُهُ الْبَشَرُ عَلَى الْحَقيقَةِ اِلّآ بِالْاِسْمِ».





    قاموس قرآن

    اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

    دل من داند و من دانم و تنها دل من

    یا ابا صالح علیه السلام ادرکنی



    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه ی قرآن شهر نورانی قرآن
    https://دtelegram.me/shahrenuraniquran

    کانال مکالمه ی عربی شهر نورانی قرآن(آموزش دروس صدی الحیاة و لهجه ی عراقی)
    https://telegram.me/mokalemeharabik


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. اهمیت واقعه مباهله ، مباهله در عرف و لغت عرب ،مقطع زمانى واقعه مباهله
    توسط غلامرضا صالحی در انجمن حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2014_02_05, 09:46 AM
  2. وحی در لغت و اصطلاح
    توسط سحر در انجمن وحی
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 2013_12_09, 08:23 PM

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

کانال ترجمه ی شهر نورانی قرآن

انجمن شهر نورانی قرآن محیطی پر از آرامش و اطمینان که فعالیت خود را از فروردین سال 1392 آغاز نموده است
ایمیل پست الکترونیکی مدیریت سایت : info@shahrequran.ir

ساعت 09:06 PM