انتخاب رنگ سبز انتخاب رنگ آبی انتخاب رنگ قرمز انتخاب رنگ نارنجی

اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآء وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ

صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 42

موضوع: سیمای انسان در سوره یوسف

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    May_2013
    عنوان کاربر
    همراز نور
    میانگین پست در روز
    0.72
    نوشته ها
    2,225
    صلوات و تشکر
    957
    مورد صلوات
    3,504 در 1,798 پست
    نوشته های وبلاگ
    29
    دریافت کتاب
    6
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض سیمای انسان در سوره یوسف







    سیمای انسان در سوره یوسف



    چکیده:
    این سوره با 111 آیه که یکصد آیه آن به داستان حضرت یوسف (ع) اختصاص دارد. جایگاه ارزشی انسان و خصوصیات زشت و زیبایش را در قالبی بسیار زیبا و دلنشین بیان می‌دارد. در این سوره یوسف به عنوان الگویی از انسان ، محسن، مخلص، صاحب علم و حکمت ربانی که منشا بسیاری از ارزش های انسانی و مکارم اخلاقی چون عفت، عفو، گذشت، راستی و صداقت است معرفی می‌شود و در مقابل آنها زشتی های اخلاقی مانند حسد، عصبیت، دروغ‌گویی و... مورد نکوهش قرار گرفته است.
    کلید واژه‌ها: انسان، تقوا، توحید، حسد، صبر، ظلم، عصبیت، عصمت، عفت، عفو، علم، یوسف




    دلخوش آن مستحب ام که جوابش واجب باشد.










  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    May_2013
    عنوان کاربر
    همراز نور
    میانگین پست در روز
    0.72
    نوشته ها
    2,225
    صلوات و تشکر
    957
    مورد صلوات
    3,504 در 1,798 پست
    نوشته های وبلاگ
    29
    دریافت کتاب
    6
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض






    مقدمه



    این سوره یکی از سوره های جزء دوازدهم قرآن با 111 آیه است که 111 آیه آن به داستان حضرت یوسف یکی از پیامبران ابراهیمی (2) اختصاص یافته است. داستان حضرت یوسف (ع) در این سوره از نوجوانی (3) آغاز و با حکومت او در مصر پایان می‌یابد. این سوره از ابعاد مختلف فکری مانند انسان‌شناسی، جامعه‌شناسی، خدا‌شناسی، پیامبر‌شناسی و… قابل بررسی است و در هر بعدش درس های آموزنده‌ای دارد که در این مقاله مختصر جایگاه انسان و جنبه های وجودی انسان از نگاه حکمت نظری و حکمت عملی بحث می‌شود.



    دلخوش آن مستحب ام که جوابش واجب باشد.










  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    May_2013
    عنوان کاربر
    همراز نور
    میانگین پست در روز
    0.72
    نوشته ها
    2,225
    صلوات و تشکر
    957
    مورد صلوات
    3,504 در 1,798 پست
    نوشته های وبلاگ
    29
    دریافت کتاب
    6
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض





    1- جایگاه و منزلت انسان در فرهنگ قرآن:



    با یک نگاه کلی به قرآن از جمله این سوره آشکار می‌شود که انسان در قرآن از جایگاه والایی برخوردار است. برای فهم نگاه ویژه قرآن به انسان چند دلیل از این سوره مبارک می توان ارائه کرد:

    اول: او موجودی معرفی شده است که شایستگی تعقل و خردورزی دارد و اگر غیر این بود خداوند نمی فرمود: « انّا اَنزلناهُ قرآناً عربیاً لعلَّکُم تَعقِلون ؛ ما آن را قرآنی عربی فرستادیم باشد که بیندیشید. » (4)

    دوم: انسان شایستگی آن را دارد که مخاطب خدای سبحان قرار گیرد و با او سخن گفته شود: « نَحنُ نَقُصُّ عَلَیک احسَنَ القصَص بِما اَوحَینا الیک هذا القرآن ؛ ما بهترین داستان ها را به موجب این قرآن که به تو وحی فرستادیم بر تو می‌خوانیم. » (5)

    سوم: انسان شایسته آن است که محرم اسرار عالَم باشد و آنچه مربوط به قضای علمی خدا و تحولات زندگی انسان و جامعه است به او خبر داده شود و او عالِم به اسرار آینده خود و جامعه باشد. شاهد این سخن آیه های چهارم تا ششم این سوره است که از زبان یوسف می فرماید: « یا ابَتِ انّی رایتُ اَحَدَ عَشَر کوکباً و الشمس و القَمَر راَیتُهم لی ساجدین ؛ پدر جان من در خواب دیدم که یازده ستاره و خورشید مرا سجده می‌کنند.»
    و از زبان پدرش می‌فرماید: « یا بُنی لا تقصص رُؤیاک عَلی اِخوَتِک... و کَذالک یَجتَبیکَ ربّک و یَعَلّمُکَ مِن تَاویلِ الأحادیث و یُتمّ نعمتهُ علیک ؛ ای فرزندم خوابت را برای برادرانت گزارش نکن... بدین سان پروردگارت تو را بر می‌گزیند و به تو علم تاویل خوابها می‌آموزد و تمام نعمتش را بر تو ارزانی می‌دارد » (6)


    دلخوش آن مستحب ام که جوابش واجب باشد.










  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    May_2013
    عنوان کاربر
    همراز نور
    میانگین پست در روز
    0.72
    نوشته ها
    2,225
    صلوات و تشکر
    957
    مورد صلوات
    3,504 در 1,798 پست
    نوشته های وبلاگ
    29
    دریافت کتاب
    6
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    چهارم: انسان شایسته آن است که محبوب و برگزیده خدا شود چنانکه در آیه پنجم می‌فرماید:« و کذلک یَجتَبیکَ ربُّک ؛ بدین سان خدا ترا برمی گزیند.» چرا یوسف محبوب و برگزیده خدا می‌شود چون از محسنین (نیکوکاران ) است در این سوره سه بار لقب نیکوکاری برای یوسف آمده است. در آیه 21 بعد از آنکه یوسف جوانی برنا شد و خداوند به او حکمت و دانش عطا کرد می‌فرماید: « و کذلِک نَجزی المُحسنین ؛ ما این چنین نیکوکاران را پاداش می‌دهیم.» و در اینجا مقام نیکوکاری از سوی خدا به او عطا شد. در آیه 36 دو زندانی همراه یوسف به او گفتند:« انا نریک من المُحسنین ؛ می‌بینیم که از نیکوکاران هستی. » بار سوم آنگاه که به مقام عزیزی مصر رسید برادرانش قبل از آنکه او را بشناسند وقتی اکرام و بزرگ مردی او را دیدند گفتند:« انا نریک من المُحسنین ؛ ما می‌بینیم که از نیکوکاران هستی.» یوسف را هم خدا و هم خلق خدا از نیکوکاران می‌دانند، و خدای سبحان در چند آیه بشارت داده است که نیکوکاران را دوست دارد. (7)



    دلخوش آن مستحب ام که جوابش واجب باشد.










  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    May_2013
    عنوان کاربر
    همراز نور
    میانگین پست در روز
    0.72
    نوشته ها
    2,225
    صلوات و تشکر
    957
    مورد صلوات
    3,504 در 1,798 پست
    نوشته های وبلاگ
    29
    دریافت کتاب
    6
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    پنجم: انسان موجودی کمال خواه و طالب سعادت جاودانه است و آنچه او را از این سعادت ابدی باز می‌دارد گناهان بویژه ظلم و جهل است و حضرت یوسف (ع) که به عالیترین مقامات انسانی یعنی مقام مخلََصین (به فتح لام ) (مقام مخَلص- به فتح لام – برتر از مقام مخِلص – به کسر لام – است) می‌رسد از این روست که از هرگونه ظلم و جهلی فاصله می‌گیرد نه به خدای خویش ظلم می‌کند چون از شرک بیزاری می‌جوید و راه توحید را می‌پیماید و می‌فرماید:
    « انی ترکت مله قوم لا یومنون بالله و هُم بِالاخرهِ هم کافرون و اتّبعتُ ملهَ آباءی اِبراهیمَ و اِسحاقَ و یَعقوبَ ما کان لنا اَن نُشرِک بالله...؛ من آیین قومی را که به خدا نمی گروند و به آخرت کافرند ترک و آیین (توحیدی) پدرانم ابراهیم واسحاق و یعقوب را پیروی کردم چرا که زیبنده ما نیست که به خدا شرک ورزیم...» (8)
    و نه به نفس خویش ظلم می‌کند و نه بر دیگران چنان که وقتی همسر عزیز مصر او را دعوت به گناه می‌کند می‌فرماید:
    « مَعاذَ الله انّه ربی اَحسَنَ مَثوایَ اِنّه لا یُفلحُ الظّالمون ؛ پناه بر خدا او پروردگار من است(9) و نیکو جایگاهی به من بخشیده است بی گمان ستمکاران به سعادت نمی رسند.» (10)
    آری اگر یوسف به خواسته آن زن پاسخ مثبت می‌داد هم بر نفس خویش ستم کرده بود و هم بر عزیز مصر که او را جایگاهی نیکو بخشیده بود و او را امین خانه خویش قرار داده بود و هم بر همسر عزیز مصر که بر اثر جهالت و غفلت از خدا اسیر هوای نفس خویش شده بود. اما عشق الهی آن چنان در وجود یوسف زبانه می‌کشد که عشق های مجازی نمی تواند او را اسیر خویش کند و در اثر این طهارت نفس به مقام مخلَصین (به فتح لام) که عالی ترین درجه کمال انسانی است می‌رسد. (11)


    دلخوش آن مستحب ام که جوابش واجب باشد.










  6. Top | #6

    تاریخ عضویت
    May_2013
    عنوان کاربر
    همراز نور
    میانگین پست در روز
    0.72
    نوشته ها
    2,225
    صلوات و تشکر
    957
    مورد صلوات
    3,504 در 1,798 پست
    نوشته های وبلاگ
    29
    دریافت کتاب
    6
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    یکی دیگر از موانع اساسی کمال انسان جهل است که موجب می‌شود انسان دچار خطا و گناه می‌شود چنانکه برادران یوسف به جای آنکه به راز محبت پیامبر به یوسف پی ببرند گمان می‌کردند اگر یوسف را از جلوی چشم پدر دور کنند جای او را می گیرند و از این رو او را به چاه انداختند، قرآن از زبان یوسف خطاب به برادرانش می‌فرماید که « هَل عَلمتُم ما فَعلتُم بیوسُفَ و اَخیهِ اذ اَنتم جاهلون ؛ آیا می‌دانید از روی جهالت و نادانی نسبت به یوسف و برادرش چه کردید..؟» (12) یوسف بزرگوارانه می‌گوید: « لا تثریب علیکم الیوم یغفر الله لکم و هو ارحم الراحمین » (13) و یوسف به جایگاه نبوت و عالیترین درجات کمال می‌رسد چرا که از انواع امتحان های الهی پیروز می‌آید.

    ششم: انسان موجودی جستجوگر و حقیقت جو است و این هم از ویژگی های خاص قرآن است که در پی فهم حوادث گذشته تاریخ است تا از آنها درس عبرت بیاموزد؛ چرا که تاریخ گذشتگان چراغ راه آیندگان است، در این سوره می‌خوانیم « لقد کان فی یوسف و اخوته آیات للسّائلین ؛ در داستان یوسف و برادرانش نشانه هایی برای سوال کنندگان است » (آیه 7 )

    دو نوع عبرت تاریخی در قصه یوسف و برادرانش می‌یابیم:
    الف: فرجام نیک از آن پرهیزکاران است چنان که یوسف سعادت هردو جهان نصیبش شد.
    ب: عزت و ذلت در دست خداست آنان که از راه باطل می‌خواهند به عزت برسند (همچون برادران یوسف تلاششان ابتر خواهد ماند و جز خسران بهره‌ای ندارند.)



    دلخوش آن مستحب ام که جوابش واجب باشد.










  7. Top | #7

    تاریخ عضویت
    May_2013
    عنوان کاربر
    همراز نور
    میانگین پست در روز
    0.72
    نوشته ها
    2,225
    صلوات و تشکر
    957
    مورد صلوات
    3,504 در 1,798 پست
    نوشته های وبلاگ
    29
    دریافت کتاب
    6
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض





    2- انسان از بعد حکمت نظری:



    شناخت ابعاد وجودی انسان یکی از با ارزش ترین معرفت هاست چنانکه از امیرالمومنین آمده است « افضل الحکمهِ مَعرفهُ الانسان نَفسه ؛ بالاترین حکمت آن است که انسان خودش را بشناسد » (ناظم زاده، 550) و نیز معرفت انسان راهی روشن تر برای معرفت پروردگار اوست. « من عرف نفسه فقد عرف ربه ؛ هر کس خود را شناخت هر آینه پروردگارش را شناخته است. » (همان؛549)
    با ژرف نگری در آیات این سوره پایه های اساسی معرفت انسان فراروی ما قرار می‌گیرد که به برخی از آنها در حد بضاعت اشاره می‌شود.

    1-2) تجرد نفس:


    انسان نفس مجرد دارد یعنی همه وجود انسان به ماده و فعل و انفعال های مادی وجود او خلاصه نمی شود و همه علوم انسان منحصر به مشاهده تجربه و آزمایش و حتی عقل نیست بلکه انسان علومی را از دریچه عالم اسرار آمیز خواب و بالاتر از آن وحی دریافت می‌کند که دریافت این آگاهی ها جز با تجرد نفس قابل توجیه نیست. قرآن در آیه 3 و 4 این سوره این حقیقت ها را آشکار می‌کند چنان که درباره وحی می‌فرماید:
    « اَوحینا الیک هذَا القُرآن و اِن کُنتَ من قبلِهِ لَمِن الغافلین ؛ ای پیامبر قصه (یوسف را بواسطه) این قرآن بر تو وحی فرستادیم و تو قبل از آن از ناآگاهان بودی »
    و درباره حقیقت خواب یوسف می‌فرماید:
    « انّی رایتُ اَحَدَ عَشَرَ کَوکَباً و الشّمسُ و القَمَر رایتُهم لی ساجدین قال یا بُنَیّ لا تَقصُص رهیاکَ علی اِخوَتِک ؛ دیدم یازده ستاره و ماه و خورشید مرا سجده می‌کنند پدر گفت ای فرزندم خوابت را برای برادرانت گزارش مکن. »


    دلخوش آن مستحب ام که جوابش واجب باشد.










  8. Top | #8

    تاریخ عضویت
    May_2013
    عنوان کاربر
    همراز نور
    میانگین پست در روز
    0.72
    نوشته ها
    2,225
    صلوات و تشکر
    957
    مورد صلوات
    3,504 در 1,798 پست
    نوشته های وبلاگ
    29
    دریافت کتاب
    6
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    به گزارش برخی مفسرین این خواب در نه سالگی (ثقفی تهرانی، ج 3، ص 123) اتفاق افتاد، اما خوابی است که خبر از آینده‌ای دور به فاصله چهل سال می‌دهد (همو، ج 3، ص 123) و این چیزی نیست جز اتصال روح به عالم غیب و مشاهده اموری که در عالم مقدرات و الواح قدریه ثبت است(14) و تا زمانی که روح و جان آدمی مشتغل به امور بدن و فرو رفته در عالم محسوسات است اتصال به عالم مجردات و عالم ملکوت برای او ممکن نیست اما وقتی در خواب و یا به واسطه ریاضت های مدام تعلق روح از بدن کاسته شد برای او این امکان هست که به عالم بالا متصل شود و کتاب علوی الهی شود و کتاب یعنی آنچه از علوم در آن نوشته می‌شود و کتاب علوم الهی کتابی است که از حقایق عالم آنچه با حس و تجربه و عقل قابل تحصیل نیست در آن نوشته گردد. و برخی مفسرین در ذیل این آیه نوشته اند: « رویای صادق اتصال نفس به ملکوت اعلی و سخن گفتن با نفس آدمی است. » (سبزواری ج 4 ص 12)
    دلیل دیگر برتجرد نفس آدمی علم به تعبیر خواب است، که آیات 5 و 6 و 37 و 46 تا 49 دارد. آیات 5 و 6 بیان میکند که حضرت یعقوب و حضرت یوسف عالم به علم تعبیر خواب بودند و حضرت یعقوب به فرزندش یوسف (ع) می‌فرماید: « کذلک یجتبیک ربک و یعلمک من تاویل الاحادیث ؛ این خواب گویای این حقیقت است که پروردگارت تو را بر می‌گزیند و علم تاویل خواب را به تو می‌آموزد. »


    دلخوش آن مستحب ام که جوابش واجب باشد.










  9. Top | #9

    تاریخ عضویت
    May_2013
    عنوان کاربر
    همراز نور
    میانگین پست در روز
    0.72
    نوشته ها
    2,225
    صلوات و تشکر
    957
    مورد صلوات
    3,504 در 1,798 پست
    نوشته های وبلاگ
    29
    دریافت کتاب
    6
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    این آیات ضمن آنکه بیان می‌کند حضرت یعقوب (ع) عالم به علم تاویل خواب بود عالم به حوادث آینده جهان نیز بوده است، چون هم خواب یوسف را فهمید و هم بیان کرد که او در آینده عالم به تاویل خوابها خواهد شد و این سخن یعقوب را آیات 37 و 46 تا 49 آنجا که یوسف خواب دو رفیق زندانی و خواب عزیز مصر را تاویل می کند تایید می نماید. همه این آیات ضمن اینکه گویای علو مقام آدمی است بیان این نکته است که تنها روح مجرد می تواند با عالم بالا متصل شود و حوادث آینده را دریافت کند و ماده که اجزایش از یکدیگر در حجاب است چگونه می تواند از عالم مجردات آگاه گردد.

    2-2) معرفی عقل به عنوان ابزار شناخت:



    همان گونه که در بحث جایگاه انسان بیان شد یکی از ویژگی های انسان خرد ورزی است و اگر این خصیصه نبود ارسال رسل و انزال کتب و تبیین احکام و شرایع برای انسان بیهوده بود چرا که یکی از بهترین ابزار کسب معرفت و شناخت حق و باطل و تکلیف پذیری عقل است و اینکه در دومین آیه این سوره می‌فرماید: « این قرآن را به زبان عربی نازل کردیم تا باشد که شما در آن اندیشه کنید. » بدیهی است که موجودی دعوت به خردورزی می‌شود که صلاحیت آن را داشته باشد و در آیه 109 می‌فرماید: «اَفَلا تَعقلون؛ چرا تعقل نمی کنید.»



    دلخوش آن مستحب ام که جوابش واجب باشد.










  10. Top | #10

    تاریخ عضویت
    May_2013
    عنوان کاربر
    همراز نور
    میانگین پست در روز
    0.72
    نوشته ها
    2,225
    صلوات و تشکر
    957
    مورد صلوات
    3,504 در 1,798 پست
    نوشته های وبلاگ
    29
    دریافت کتاب
    6
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض





    3-2) معرفی تاریخ گذشتگان به عنوان یکی از منابع شناخت:



    در آیه 7 می‌فرماید: « در داستان یوسف و برادرنش نشانه هایی برای پرسش کنندگان است » انسان جستجو گر با مطالعه تاریخ درس های روشنی برای زندگی می‌آموزد. چنانکه در آیه 109 به مطالعه در تاریخ تحریض و تشویق می‌کند و می‌فرماید:
    « افَََلََم یُسیروا فِی الارضِ فَیَنظُروا کَیف کان عاقبهُ الذینَ مِن قَبلِهِم ولَدارُ الاخرهِ خَیرٌ للذین اتّقوا اَفَلا تَعقلون ؛ آیا در زمین سیر نکرده اند تا عاقبت کسانی را که پیش از آنان بوده اند بنگرند؟ و قطعاً سرای آخرت برای کسانی که تقوا پیشه کرده اند بهتر است. آیا نمی اندیشند..؟ »
    در این آیه یکبار روی نظر کردن در تاریخ و سرنوشت اقوام پیشین تاکید می‌کند چرا که توجه به تاریخ گذشتگان برای خردمندان بهترین ابزار شناخت و آگاهی و پند آموزی و توشه گیری برای تکامل است چنانکه در آیه 111 همین سوره می‌فرماید: « لَقَد کانَ فی قِصَصِهم لَعبرهٌ یا اولیِ الالباب ؛ هر آینه در سرگذشت پیشینیان عبرتهایی برای خردمندان است.» این آیات هم ابزار شناخت و هم منبع شناخت را به انسان می‌آموزد، عقل ابزار شناخت و آگاهی است که اگر انسان از آن مدد جوید و در آیات قرآن و سرنوشت پیشینیان تامل کند از جهت حکمت نظری به معرفت درست هستی و از جهت حکمت عملی به راه درست زندگی دست پیدا می کند و می‌فهمد که دار آخرت بهتر از دار دنیاست و برای رسیدن به آن سرای برتر و بهتر باید تقوا پیشه کرد و تاریخ به عنوان منبع شناخت و عبرت‌آموزی معرفی شده است.


    دلخوش آن مستحب ام که جوابش واجب باشد.










صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. به حسینیه ی مجازی محبان الحسین علیه السلام خوش امدید
    توسط مهاجر در انجمن امام حسین علیه السلام
    پاسخ: 56
    آخرين نوشته: 2015_11_03, 10:35 AM
  2. سوره مبارکه بقره
    توسط گل مريم در انجمن قرائت قرآن
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2013_12_16, 08:49 AM
  3. سوره الفَاتِحَة + دانلود
    توسط گل مريم در انجمن قرائت قرآن
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 2013_12_02, 10:00 PM
  4. زندگينامه جانباز سرافراز حاج احمد سوداگر
    توسط ملکوت در انجمن زندگی نامه جانبازان
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 2013_09_24, 07:38 PM
  5. سوال در مورد قسم
    توسط جویای اندیشه در انجمن نذر، قسم ، عهد و ...
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 2013_08_29, 10:33 PM

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

کانال ترجمه ی شهر نورانی قرآن

انجمن شهر نورانی قرآن محیطی پر از آرامش و اطمینان که فعالیت خود را از فروردین سال 1392 آغاز نموده است
ایمیل پست الکترونیکی مدیریت سایت : info@shahrequran.ir

ساعت 06:42 AM