انتخاب رنگ سبز انتخاب رنگ آبی انتخاب رنگ قرمز انتخاب رنگ نارنجی

اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآء وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: بگو ضربت از جنگ صفین است......داستان کرامت امام زمان(عج)

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    May_2013
    عنوان کاربر
    همراز نور
    میانگین پست در روز
    0.72
    نوشته ها
    2,225
    صلوات و تشکر
    957
    مورد صلوات
    3,504 در 1,798 پست
    نوشته های وبلاگ
    29
    دریافت کتاب
    6
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض بگو ضربت از جنگ صفین است......داستان کرامت امام زمان(عج)






    علامه مجلسی (ره) در بحارالانوار از بعضی از صالحین نقل كرده كه شخصی بنام محلی الدین اربلی گفت : من نزد پدرم بودم ، مردی همراه پدرم بود، او را چرت (خواب سبك) برد و عمامه اش از سرش افتاد، و پدرم دید اثر زخم سنگینی در سر او پیدا است ، از او علت آن را سوال كرد.


    ویرایش توسط صبور : 2013_08_18 در ساعت 10:20 PM


    دلخوش آن مستحب ام که جوابش واجب باشد.










  2. 3 کاربر برای پست " صبور " عزیز صلوات فرستاده.

    ملکوت (2013_08_18), مدیریت محتوایی انجمن (2013_08_19), گل مريم (2013_08_18)

  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    May_2013
    عنوان کاربر
    همراز نور
    میانگین پست در روز
    0.72
    نوشته ها
    2,225
    صلوات و تشکر
    957
    مورد صلوات
    3,504 در 1,798 پست
    نوشته های وبلاگ
    29
    دریافت کتاب
    6
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض







    او گفت : این ضربت از جنگ صفین (كه در زمان خلافت علی (علیه السلام) بین سپاه علی (علیه السلام) و معاویه واقع شد) می باشد. پدرم گفت : جنگ صفین در زمان علی (علیه السلام) واقع شد، تو كه در آن زمان نبودی ؟ گفت : من روزى به طرف مصر سفر مى كردم و دربين راه
    مـردى از طـايـفه غره با من همراه شد.
    با هم صحبت مى كرديم و در بين صحبت از جنگ صفين ,يـادى شـد.
    آن مرد گفت : اگر من در آن جا حاضر بودم , شمشير خود رااز خون على و اصحابش سيراب مى كردم .
    من هم گفتم : اگر من حاضر بودم , شمشير خود را از خون معاويه و يارانش رنگين مى كردم .
    آن مرد گفت : على و معاويه و آن ياران كه الان نيستند, ولى من و تو كه از ياران آنهاييم .
    بيا تا حقخـود را از يـكـديـگر بگيريم و روح ايشان را از خود راضى نماييم .
    اين را گفت و شمشير را از نيامخارج نمود.
    من هم شمشير خود را از غلاف كشيدم و به يكديگردرآويختيم .درگيرى شديدى واقع گرديد.ناگاه آن مرد ضربه اى بر فرق سرم وارد كرد كه افتادم واز هوش رفتم .

    ویرایش توسط صبور : 2013_08_18 در ساعت 09:39 PM


    دلخوش آن مستحب ام که جوابش واجب باشد.










  4. 3 کاربر برای پست " صبور " عزیز صلوات فرستاده.

    ملکوت (2013_08_18), مدیریت محتوایی انجمن (2013_08_19), گل مريم (2013_08_19)

  5. Top | #3

    تاریخ عضویت
    May_2013
    عنوان کاربر
    همراز نور
    میانگین پست در روز
    0.72
    نوشته ها
    2,225
    صلوات و تشکر
    957
    مورد صلوات
    3,504 در 1,798 پست
    نوشته های وبلاگ
    29
    دریافت کتاب
    6
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض






    ديگر ندانستم كه چه اتفاق افتاد, مگر وقتى كه ديدم مردى مرا با ته نيزه خود حركت مى دهد
    و بـيـدار مـى نـمـايد, چون چشم گشودم , سوارى را بر سر بالين خود ديدم كه از اسب پياده شد.
    دستى بر جراحت و زخم من كشيد, گويا دست اودارويى بود كه فورا آن را بهبودى بخشيد و جاى ضربه را خوب كرد.
    بعد فرمود: كمى صبر كن تا برگردم .
    آن مرد بر اسب خود سوار شد و از نظرم غايب گرديد.
    طولى نكشيد كه مراجعت نمودو سر آن مردرا كـه بـه من ضربه زده بود, بريده و در دست داشت و اسب او و اثاثيه مرا باخود آورد.فرمود: اين سر, سر دشمن تو است , چون تو ما را يارى كردى , ما هم تو رايارى نموديم ولينصرن اللّه من ينصره(يقينا خداى تعالى , كسى كه او را يارى كند,ياريش مى نمايد.)
    وقتى اين قضيه را ديدم مسرور گشته و عرض كردم : اى مولاى من تو كيستى ؟
    خود را امام زمان (علیه السلام) معرفی نمود، سپس ‍ فرمود: هر كس از تو پرسید این ضربت از كجا آمده ؟ بگو از جنگ صفین است.


       
    داستان صاحبدلان / محمد محمدي اشتهاردي

    ویرایش توسط صبور : 2013_08_18 در ساعت 09:41 PM


    دلخوش آن مستحب ام که جوابش واجب باشد.










  6. 3 کاربر برای پست " صبور " عزیز صلوات فرستاده.

    ملکوت (2013_08_18), مدیریت محتوایی انجمن (2013_08_19), گل مريم (2013_08_19)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ستاره دمشق
    توسط فاطمه در انجمن اهل بیت علیه السلام
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: 2013_11_17, 12:35 PM
  2. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 2013_09_29, 12:56 PM
  3. راستش را به ما نگفتند يا لااقل همه راست را به ما نگفتند.
    توسط صبور در انجمن امام زمان مهدی موعود علیه السلام
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2013_06_21, 10:22 PM
  4. داستان دعاى مستجاب‏
    توسط مشعشع در انجمن کلیات اخلاق
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2013_05_10, 11:16 PM
  5. شباهت های رستاخیر مهدی علیه السلام با رستاخیز آخرت
    توسط ملکوت در انجمن امام زمان مهدی موعود علیه السلام
    پاسخ: 17
    آخرين نوشته: 2013_04_20, 04:16 PM

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

کانال ترجمه ی شهر نورانی قرآن

انجمن شهر نورانی قرآن محیطی پر از آرامش و اطمینان که فعالیت خود را از فروردین سال 1392 آغاز نموده است
ایمیل پست الکترونیکی مدیریت سایت : info@shahrequran.ir

ساعت 06:57 AM