انتخاب رنگ سبز انتخاب رنگ آبی انتخاب رنگ قرمز انتخاب رنگ نارنجی

اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآء وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ

صفحه 5 از 7 نخستنخست ... 34567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 62

موضوع: داستان های قرآنی

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    2.80
    نوشته ها
    4,044
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    398
    مورد صلوات
    383 در 359 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    quran داستان های قرآنی






    داستان های قرآنی
    مجموعه ای از داستان های کوتاه قرآنی که شامل داستان های از:

    1- حضرت آدم علیه السلام

    2- حضرت ادریس علیه السلام

    3- حضرت نوح علیه السلام

    4- حضرت هود علیه السلام

    5- حضرت صالح علیه السلام

    6- حضرت ابراهیم علیه السلام

    7- حضرت اسماعیل و حضرت اسحاق علیه السلام

    8- حضرت لوط علیه السلام

    9- حضرت یعقوب علیه السلام

    10- حضرت یوسف علیه السلام

    11- حضرت ایوب علیه السلام

    12- حضرت ذی الکفل علیه السلام

    13- حضرت شعیب علیه السلام

    14- حضرت موسی علیه السلام

    15- هارون برادر حضرت موسی علیه السلام

    16- اشموئیل و طالوت و جالوت

    17- حضرت داود علیه سلام

    18- حضرت سلیمان بن داوود علیه السلام

    19- حضرت یونس علیه السلام

    20- حضرت الیاس علیه السلام

    21- حضرت الیسع علیه السلام

    22- حضرت عزیر علیه السلام

    23- حضرت خضر علیه السلام

    24- حضرت زکریا علیه السلام

    25- حضرت یحیی علیه السلام

    26- حضرت عیسی علیه السلام

    27- حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم

    28- حضرت لقمان علیه السلام

    29- داستان اصحاب کهف

    30- داستان اصحاب رقیم

    31- داستان ذوالقرنین

    32- داستان اصحاب رسّ

    33- داستان هاروت و ماروت



    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  2. Top | #41

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    2.80
    نوشته ها
    4,044
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    398
    مورد صلوات
    383 در 359 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌های‌قرآنی
    حضرت‌هود‌علیه‌السلام
    مشخصات‌هود‌علیه‌السلام‌ ‌و‌قوم‌او




    _جوهره دعوت هود - عليه السلام -


    خداوند در آيه 123 و 124 سوره هود مي‌فرمايد: «قوم عاد، رسولان خدا را تكذيب كردند، هنگامي كه برادرشان هود - عليه السلام - آنها را به تقوا و دوري از گناه فرا خواند.» آن گاه شيوه دعوت هود - عليه السلام - را چنين بيان مي‌كند:
    آيا تقوا را پيشه خود نمي‌كنيد؟ به سوي خدا بياييد، من براي شما فرستاده اميني هستم، از نافرماني خدا بپرهيزيد و از من اطاعت كنيد، من هيچ اجر و پاداشي در برابر اين دعوت ازشما نمي‌طلبم، اجر و پاداش من تنها بر پروردگار عالميان است.
    آيا شما بر هر مكان بلندي، نشانه‌اي از هوي و هوس مي‌سازيد؟ تا خود نمايي و تفاخر كنيد، شما قصرها و قلعه‌هاي زيبا بنا مي‌كنيد، و آن چنان به اين بناها دل بسته‌ايد كه گويي جاودانه در دنيا خواهيد ماند، هنگامي كه كسي را مجازات مي‌كنيد، هم چون جباران كيفر مي‌دهيد. پرهيزكار شويد، از مخالفان فرمان خدا بپرهيزيد، خداوندي كه با نعمتهايش شما را ياري نموده و شما را به چهارپايان و نيز پسران نيرومند امداد فرموده، و باغها و چشمه‌ها را در اختيار شما نهاده است، اگر كفران نعمت كنيد، من بر شما از عذاب روز بزرگ نگرانم كه شما را فرا گيرد.
    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  3. Top | #42

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    2.80
    نوشته ها
    4,044
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    398
    مورد صلوات
    383 در 359 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌های‌قرآنی
    حضرت‌هود‌علیه‌السلام
    مشخصات‌هود‌علیه‌السلام‌ و‌قوم‌او




    _عكس العمل لجوجانه قوم عاد در برابر هود - عليه السلام -


    قوم هود - عليه السلام - در برابر اندرزهاي پر مهر حضرت هود - عليه السلام - به جاي اين كه پاسخ مثبت بدهند، به لجاجت و سركشي پرداختند، با صراحت او را تكذيب كردند، و گفتند: «براي ما تفاوت نمي‌كند، چه ما را اندرز بدهي يا ندهي. خود را بيهوده خسته نكن، روش ما همان روش پيشينيان است و از آن دست نمي‌كشيم، و اين تهديدهاي تو، دروغ است و ما هرگز مجازات نمي‌شويم.
    نيز به هود گفتند: آيا آمده‌اي كه ما را (با دروغهايت) از معبودهايمان بازگرداني؟ اگر راست مي‌گويي عذابي را كه به ما وعده داده‌اي بياور.
    حضرت هود - عليه السلام - آن چه توانست قوم خود را پند و اندرز داد، و شب و روز به دعوت آنها به سوي حق پرداخت، و راه روشن نجات را به آنها نشان داد، و با اصرار و تكرار، آنها را از انحراف و گمراهي بر حذر مي‌داشت، ولي تنها اندكي از آن قوم، به هود - عليه السلام - ايمان آوردند، و اكثريت قاطع مردم، رو در روي هود - عليه السلام - قرار گرفتند و نسبت دروغگويي، جنون و ابلهي به هود - عليه السلام - دادند و بر كفر و عناد خود افزودند.
    قرآن گوشه‌اي از داستان گفتگوي هود - عليه السلام - با قومش را چنين بيان مي‌كند:
    هود: اي قوم من! تنها خدا را بپرستيد، جز او معبودي براي شما نيست، آيا پرهيزكاري پيشه نمي‌كنيد؟
    بزرگان قوم: ما تو را در مقام ناداني و سبك مغزي مي‌نگريم، ما بطور قطع تو را دروغگو مي‌دانيم.
    هود: اي قوم من! هيچ گونه ابلهي و سفاهت در من نيست، بلكه من فرستاده‌اي از سوي خدا به سوي شما هستم، پيامهاي خدا را به گوش شما مي‌رسانم و خيرخواه امين براي شما هستم. آيا تعجب مي‌كنيد كه دستور آگاهي بخش خداوند توسط مردي از ميان شما به شما برسد، و او شما را از مجازات الهي بترساند؟
    بزرگان قوم: آيا به سراغ ما آمده‌اي كه تنها خداي يگانه را بپرستيم، ولي آن چه را كه پدرانمان مي‌پرستيدند، رها سازيم، اگر راست مي‌گويي آن چه را كه از عذاب به ما وعده مي‌دهي بياور.
    هود: پليدي و غضب پروردگارتان، شما را فراگرفته است، آيا با من در مورد نامهايي كه شما و پدرانتان بر بتها نهاده‌اند، ستيز مي‌كنيد؟ در حالي كه خداوند هيچ دليلي درباره آن نازل نكرده است؟ پس شما منتظر (شكست من) باشيد و من نيز در انتظار عذاب شما خواهم بود.
    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  4. Top | #43

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    2.80
    نوشته ها
    4,044
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    398
    مورد صلوات
    383 در 359 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌های‌قرآنی‌
    حضرت‌هود‌علیه‌السلام
    عذاب‌قوم‌عاد‌ و‌ نجات‌هود‌علیه‌السلام ‌و‌مؤمنان




    _عذاب شديد و هلاكت سخت قوم عاد


    به عذاب سختي كه خداوند بر قوم عاد فرستاد و آنها را به هلاكت رسانيد، در آيات متعدد قرآن اشاره شده است كه از همه آنها چنين بر مي‌آيد كه عذاب آنها بسيار سخت و وحشتناك بوده است.
    در سوره حاقه آيه 6 به بعد چنين آمده:
    «خداوند تند بادي طغيانگر و سرد و پر صدا را هفت شب و هشت روز پي در پي و بنيان كن بر قوم عاد مسلّط كرد، آن قوم ياغي هم چون تنه‌هاي پوسيده و نخل‌هاي تو خالي، در ميان آن تند باد كوبنده بر زمين افتادند و به هلاكت رسيدند، و همه آنها نابود شدند.»
    ماجراي هلاكت قوم عاد، در بعضي از تفاسير چنين آمده است:
    سرزمين قوم عاد، بسيار پر درخت وخرم و حاصلخيز بود، وقتي كه از دعوت حضرت هود - عليه السلام - سر پيچي كردند، خداوند باران رحمتش را به مدت هفت سال از آنها باز داشت. خشكسالي و قحطي، همه جا را فرا گرفت. هوا خشك و گرم و خفه كننده شده بود.
    حضرت هود - عليه السلام - به آنها فرمود: «توبه و استغفار كنيد، تا خداوند باران رحمتش را به سوي شما بفرستد.» ولي آنها بر عناد و سركشي خود افزودند و دعوت آن حضرت را به مسخره گرفتند. خداوند به هود - عليه السلام - وحي كرد كه فلان وقت عذاب دردناكي به صورت باد تند و كوبنده بر آنها مي‌فرستم.
    آن وقت فرا رسيد، وقتي ملت گنهكار عاد به آسمان نگريستند ابري را ديدند كه به سوي سرزمين آنها حركت مي‌كند، تصور كردند كه ابر نشانه باران است، از اين رو شادمان شدند، و گفتند: «اين ابري است باران زا كه به سوي درّه‌ها و آبگيرهايمان رو مي‌آورد.» به استقبال آن شتافتند، و در كنار درّه‌ها و سيل گيرها آمدند تا منظره نزول باران پر بركت را بنگرند و روحي تازه كنند.
    ولي به زودي به آنها گفته شد؛ اين ابر باران زا نيست، اين همان عذاب وحشتناكي است كه براي آمدنش شتاب مي‌كرديد، اين تند باد شديدي است كه حامل عذاب دردناكي خواهد بود.
    طولي نكشيد كه آن با تند و ويرانگر فرا رسيد، و اموال و چهار پايان و خود آنها را نابود كرد.
    نخستين بار كه متوجه ابر سياهِ پر گرد و غبار شدند، وقتي بود كه آن باد به سرزمين آنها رسيد و چهار پايان و چوپانان آنها را كه در اطراف بودند، از زمين برداشت و به هوا برد، خيمه‌ها را از جا مي‌كند و چنان بالا مي‌برد كه آنها به صورت ملخي ديده مي‌شدند، هنگامي كه آن صحنه وحشت بار را ديدند، فرار كردند و به خانه‌هاي خود پناه بردند و درها را به روي خود بستند، ولي باد آن چنان تند بود كه درها را از جا مي‌كند، و آنها را بر زمين مي‌كوبيد و با خود مي‌برد و پيكرهاي بي‌جان آنها را زير خروارها شن، پنهان مي‌ساخت.
    آري آنها آن چنان در چنبره عذاب الهي قرار گرفتند كه به فرموده قرآن:
    «ما تَذَرُ مِنْ شَي‌ءٍ اَتَتْ عَلَيهِ إِلاَّ جَعَلَتْهُ كَالرَّمِيمِ؛ آن باد تند از هر چيز كه مي‌گذشت، آن را رها نمي‌كرد، تا اين كه آن را هم چون استخوانهاي پوسيده مي‌نمود.»
    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  5. Top | #44

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    2.80
    نوشته ها
    4,044
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    398
    مورد صلوات
    383 در 359 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌های‌قرآنی‌
    حضرت‌هود‌علیه‌السلام
    عذاب‌قوم‌عاد‌ و ‌نجات‌هود‌علیه‌السلام‌ و‌مؤمنان




    _نجات هود - عليه السلام - و مؤمنان


    چنان كه در قرآن، آيه 58 سوره هود آمده، خداوند مي‌فرمايد: «و هنگامي كه فرمان عذاب ما فرا رسيد، هود و كساني را كه به او ايمان آورده بودند، به رحمت خود نجات داديم، و آنها را را از عذاب شديد رهايي بخشيديم.»
    مطابق پاره‌اي از روايات، هود و اطرافيانش، بعد از هلاكت قوم، به سرزمين حضر موت كوچ نموده، و تا آخر عمر در آن جا زيستند.
    مولانا در كتاب مثنوي، ماجراي نجات هود و ايمان‌آورندگان را در اشعار خود ترسيم نموده كه خلاصه شرح آن چنين است:
    هنگامي كه طوفان شديد و تند باد سركش (هفت شب و هشت روز) بر قوم عاد فرود آمد، به هر كس كه مي‌رسيد. او را مي‌كوبيد و به هلاكت مي‌رسانيد، حضرت هود - عليه السلام - در همان روزِ اولِ عذاب، به دور خود و افرادي كه به او ايمان آورده بودند، خط دايره‌اي كشيد و به آنها فرمود:
    «هشت روز در ميان اين دايره بمانيد، و اعضاي متلاشي شده تبه‌كاران را در بيرون از دايره تماشا كنيد.»
    طوفان سركش به آنان كه در داخل دايره بودند، كوچكترين آسيبي نرساند، بلكه همان طوفان نسيم روح افزايي براي آنها بود، ولي جسدهاي كافران در هوا، گاهي با سنگ برخورد مي‌كرد، و گاهي طوفان آن چنان بدن آنها را به يكديگر مي‌زد كه استخوانهايشان مانند دانه‌هاي خشخاش ريز ريز، بر زمين مي‌ريخت:
    بر هوا بردي فكندي بر حَجَر
    تا دريدي عَظم و لَحم از يكدگر
    يك گُرُه را به هوا بر هم زدي
    تا چو خشخاش، استخوان ريزان شدي
    هود گِرد مؤمنان خط مي‌كشيد
    نرم مي‌شد باد كآنجا مي‌رسيد
    هر كه بيرون بود از آن خط جمله را
    پاره پاره مي‌شكست اندر هوا
    هم چنين باد اجل با عارفان
    نرم و خوش هم چون نسيم بوستان
    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  6. Top | #45

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    2.80
    نوشته ها
    4,044
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    398
    مورد صلوات
    383 در 359 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌های‌قرآنی
    حضرت‌هود‌علیه‌السلام
    ماجرای‌شداد‌چيست‌؟




    _بهشت شدّاد و هلاكت او قبل از ديدار بهشت خود


    بعضي در ذيل آيه 6 تا 8 سوره فجر ماجراي بهشت شدّاد و هلاكت او را قبل از ديدار آن بهشت نقل كرده‌اند. در اين آيات چنين مي‌خوانيم:
    «اَ لَمْ تَرَ كَيفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ الَّتِي لَمْ يخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ؛ آيا نديدي پروردگارت با قوم عاد چه كرد؟ با آن شهر اِرَم و باعظمت عاد چه نمود؟ همان شهري كه مانندش در شهرها آفريده نشده.»
    روايت شده: عاد كه حضرت هود - عليه السلام - مأمور هدايت قوم عاد شد، دو پسر به نام «شدّاد» و «شديد» داشت، عاد از دنيا رفت، شدّاد و شديد با قلدري جمعي را به دور خود جمع كردند و به فتح شهرها پرداختند، و با زور و ظلم و غارت بر همه جا تسلط يافتند، در اين ميان، شديد از دنيا رفت، و شدّاد تنها شاه بي‌رقيب كشور پهناور شد، غرور او را فرا گرفت (هود - عليه السلام - او را به خداپرستي دعوت كرد، و به او فرمود: «اگر به سوي خدا آيي، خداوند پاداش بهشت جاويد به تو خواهد داد، او گفت: بهشت چگونه است؟ هود - عليه السلام - بخشي از اوصاف بهشت خدا را براي او توصيف نمود. شدّاد گفت اينكه چيزي نيست من خودم اين گونه بهشت را خواهم ساخت، كبر و غرور او را از پيروي هود - عليه السلام - باز داشت).
    او تصميم گرفت از روي غرور، بهشتي بسازد تا با خداي بزرگ جهان عرض اندام كند، شهر اِرَم را ساخت، صد نفر از قهرمانان لشكرش را مأمور نظارت ساختن بهشت در آن شهر نمود، هر يك از آن قهرمانان هزار نفر كارگر را سرپرستي مي‌كردند و آنها را به كار مجبور مي‌ساختند.
    شدّاد براي پادشاهان جهان نامه نوشت كه هر چه طلا و جواهرات دارند همه را نزد او بفرستند، و آنها آنچه داشتند فرستادند.
    آن قهرمانان مدت طولاني به بهشت سازي مشغول شدند، تا اين كه از ساختن آن فارغ گشتند، و در اطراف آن بهشت مصنوعي، حصار (قلعه و دژ) محكمي ساختند، در اطراف آن حصار هزار قصر با شكوه بنا نهادند، سپس به شدّاد گزارش دادند كه با وزيران و لشكرش براي افتتاح شهر بهشت وارد گردد.
    شدّاد با همراهان، با زرق و برق بسيار عريض و طويلي به سوي آن شهر (كه در جزيرة العرب، بين يمن و حجاز قرار داشت) حركت كردند، هنوز يك شبانه روز وقت مي‌خواست كه به آن شهر برسند، ناگاه صاعقه‌اي همراه با صداي كوبنده و بلندي از سوي آسمان به سوي آنها آمد و همه آنها را به سختي بر زمين كوبيد، همه آنها متلاشي شده و به هلاكت رسيدند.
    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  7. Top | #46

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    2.80
    نوشته ها
    4,044
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    398
    مورد صلوات
    383 در 359 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌های‌قرآنی‌
    حضرت‌هود‌علیه‌السلام
    ماجرای‌شداد‌چيست‌؟




    _دلسوزي عزرائيل براي شدّاد


    روزي رسول خدا - عليه السلام - نشسته بود، عزرائيل به زيارت آن حضرت آمد پيامبر - صلّي الله عليه و آله - از او پرسيد: «اي برادر! چندين هزار سال است كه تو مأمور قبض روح انسانها هستي، آيا در هنگام جان كندن آنها دلت براي كسي رحم آمد؟»
    عزرائيل گفت: در اين مدت دلم براي دو نفر سوخت:
    1. روزي دريا طوفاني شد و امواج سهمگين دريا يك كشتي را در هم شكست، همه سرنشينان كشتي غرق شدند، تنها يك زن حامله نجات يافت، او سوار بر پاره تخته كشتي شد و امواج ملايم دريا او را به ساحل آورد و در جزيره‌اي افكند، در اين ميان فرزند پسري از او متولد شد، من مأمور شدم جان آن زن را قبض كنم، دلم به حال آن پسر سوخت.
    2. هنگامي كه شدّاد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بهشت بي‌نظير خود پرداخت، و همه توان و امكانات ثروت خود را در ساختن آن صرف كرد، و خروارها طلا و گوهرهاي ديگر براي ستونها و ساير زرق و برق آن خرج نمود تا تكميل شد وقتي كه خواست از آن ديدار كند، همين كه خواست از اسب پياده شود و پاي راست از ركاب بر زمين نهاد، هنوز پاي چپش بر ركاب بود كه فرمان از سوي خدا آمد كه جان او را قبض كنم، آن تيره بخت از پشت اسب بين زمين و ركاب اسب گير كرد و مرد، دلم به حال او سوخت از اين رو كه او عمري را به اميد ديدار بهشتي كه ساخته بود به سر برد، سرانجام هنوز چشمش بر آن نيفتاده بود، اسير مرگ شد.
    در اين هنگام جبرئيل به محضر پيامبر - صلّي الله عليه و آله - رسيد و گفت: «اي محمد! خدايت سلام مي‌رساند و مي‌فرمايد: به عظمت و جلالم سوگند كه آن كودك همان شدّاد بن عاد بود، او را از درياي بيكران به لطف خود گرفتيم، بي‌مادر تربيت كرديم و به پادشاهي رسانديم، در عين حال كفران نعمت كرد، و خودبيني و تكبر نمود، و پرچم مخالفت با ما برافراشت، سرانجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانيان بدانند كه ما به كافران مهلت مي‌دهيم ولي آنها را رها نمي‌كنيم، چنان كه در قرآن مي‌فرمايد:
    «إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ؛ ما به آنها مهلت مي‌دهيم تنها براي اين كه بر گناهان خود بيفزايند، و براي آنها عذاب خوار كننده‌اي آماده شده است.»
    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  8. Top | #47

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    2.80
    نوشته ها
    4,044
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    398
    مورد صلوات
    383 در 359 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    5_حضرت صالح علیه السلام



    داستان‌های‌قرآنی
    حضرت‌صالح‌علیه‌السلام
    حضرت‌صالح‌علیه‌السلام‌و ‌قوم‌ثمود




    _حضرت صالح علیه السلام و قوم ثمود


    يكي از پيامبراني كه اسم او در قرآن آمده، حضرت صالح - عليه السلام - است كه نامش در قرآن يازده بار ذكر شده است. او از نواده‌هاي سام بن نوح از قبيله ثمود بود، بعضي سلسله نسب او را چنين ذكر نموده‌اند: «صالح بن عبيد بن جابر بن ثمود» و بعضي ديگر او را به عنوان «صالح بن جابر بن ارم بن سام بن نوح» ياد كرده‌اند.
    حضرت صالح - عليه السلام - به زبان عربي سخن مي‌گفت، و 280 سال عمر كرد، قبرش در نجف اشرف يا بين حجر الاسود و مقام ابراهيم - عليه السلام - در كنار كعبه قرار دارد.
    او از سوي خداوند براي هدايت قوم ثمود، فرستاده شد، و با تلاشهاي شبانه روزي خود، آن قوم را به سوي خدا و نيكي‌ها دعوت نمود، ولي آن قوم، از او اطاعت نكردند و سرانجام به عذاب سخت الهي گرفتار شدند.
    حضرت صالح سومين پيامبري است كه پس از نوح - عليه السلام - و هود - عليه السلام - يك تنه بر ضد بت و بت پرستي و طاغوت‌هاي عصرش قيام كرد، و سالها با آنها مبارزه و ستيز نمود.
    طبق بعضي از روايات، حضرت صالح - عليه السلام - در شانزده سالگي به دعوت قوم به سوي خدا پرستي پرداخت، و 120 سال آنها را دعوت كرد، ولي جز اندكي، به او ايمان نياوردند.
    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  9. Top | #48

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    2.80
    نوشته ها
    4,044
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    398
    مورد صلوات
    383 در 359 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌های‌قرآنی
    حضرت‌صالح‌علیه‌السلام
    حضرت‌صالح‌علیه‌السلام‌و ‌قوم‌ثمود




    _دورنمايي از زندگي قوم ثمود


    قوم ثمود، امّتي از عرب بودند كه پس از قوم عاد، به وجود آمدند و در سرزمين وادي القُري (بين مكه و شام) در شهر حِجر (كه هم اكنون بعضي از آثار آن شهر در ميان تخته سنگهاي عظيم ديده مي‌شود) مي‌زيستند، و از قبايل مختلف تشكيل شده بودند و هم چون قوم عاد در بت پرستي، فساد، ظلم و طغيان غوطه‌ور بودند، و در زندگيشان جز انحراف و گمراهي، چيز ديگري ديده نمي‌شد.
    آنها در ظاهر داراي تمدن پيشرفته و شهرها و آبادي‌هاي محكم بودند، و از قطعه‌هاي عظيم سنگهاي كوهي، ساختمان مي‌ساختند، و براي حفظ خود پناهگاه‌هاي استواري ساخته بودند، و در شهر حِجر داراي امكانات وسيع مادي و تشكيلات پر زرق و برق بودند، از اين رو آنها را «اصحاب حِجر» مي‌نامند.
    و به تعبير قرآن، آنها در كار زندگي دنيايشان آن قدر سخت كوش بودند كه براي خود، خانه‌هاي امن و اماني در دل كوه‌ها مي‌تراشيدند.
    اين مطلب نشانگر آن است كه آنها در يك منطقه كوهستاني مي‌زيستند، و داراي تمدن پيشرفته مادي بودند كه به آنها امكان مي‌داد تا در درون كوه‌ها، خانه‌هاي امن تهيه كنند، تا در برابر طوفانها و سيل و زلزله، در امان باشند. ولي به همان اندازه كه دل به دنيا بسته بودند، دل از امور معنوي بريده بودند، و در لجنزار تباهي‌ها و ستمها و آلودگي‌هاي معنوي، غوطه مي‌خوردند. حكومت ملوك الطوايفي، قبيلگي، ملي‌گرايي و تبعيضات نژادي، سرنوشت آنها را تعيين مي‌كرد. و بر همين اساس به فساد و تباهي‌ها، دامن مي‌زدند، چنان كه قرآن در توصيف آنها مي‌گويد:
    «وَ كانَ فِي الْمَدِينَة تِسْعَة رَهْطٍ يفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَ لا يصْلِحُونَ؛ آنها (قوم ثمود) در آن شهر (حِجر) نُه گروهك و قبيله بودند كه فساد در زمين مي‌كردند، و براي اصلاح خويش اقدام نمي‌نمودند».
    قوم ثمود، داراي هفتاد بت بودند، چندين بتكده داشتند، بتهاي بزرگ آنها عبارت بودند از: «لات، عُزّي، منوت (منات) هُبَل و قيس.»
    اين بتها به خصوص، مورد احترام شديد قوم ثمود بودند، آنها را شب و روز مي‌پرستيدند، بتكده‌ها را به نام آنها نامگذاري كرده بودند، هيچ كس حق نداشت كه آن بتكده‌ها را به عنوان مالكيت تصرّف كند، يا مرده خود را در آنها دفن نمايد، اگر كسي تخلف مي‌كرد، مي‌گفتند: متخلفين مورد لعن هُبَل و منوت دو بت بزرگ قرار خواهند گرفت.
    خداوند بنده خالص خود به نام حضرت صالح - عليه السلام - را كه از خاندان خود آنها بود، و داراي عقلي كامل، حلمي وسيع و اخلاقي نيك بود، به عنوان پيامبر خدا به سوي آنها فرستاد تا راه را از چاه به آنها نشان دهد، و آنها را از زنجيرهاي ذلّت، گمراهي، بت پرستي، تبعيضات، قبيله‌گرايي و تباهي‌هاي ديگر برهاند.
    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  10. Top | #49

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    2.80
    نوشته ها
    4,044
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    398
    مورد صلوات
    383 در 359 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌های‌قرآنی
    حضرت‌صالح‌علیه‌السلام
    حضرت‌صالح‌علیه‌السلام‌و ‌قوم‌ثمود




    _فرازهايي از دعوت منطقي و دلسوزانه حضرت صالح - عليه السلام -


    حضرت صالح - عليه السلام - در دعوت و راهنمايي مردم، از راه‌هاي گوناگون وارد شده و به نصيحت آنها پرداخت، در اين جا نظر شما را به چند نمونه از برنامه‌هاي تبليغي حضرت صالح - عليه السلام - جلب مي‌كنيم:
    اي قوم من! براي شما فرستاده اميني هستم، پرهيزكار باشيد و از من پيروي كنيد، من در برابر اين دعوت، از شما اجر و مزدي نمي‌خواهم، اجر من تنها از جانب پروردگار جهانيان است، آيا شما مي‌پنداريد هميشه در نهايت امنيت در ميان نعمتهايي كه در دنيا وجود دارد، باقي مي‌مانيد؟ و در كنار اين باغها، چشمه‌ها، زراعتها و نخل‌هايي كه ميوه‌هايش شيرين و رسيده است جاودانه خواهيد ماند؟
    شما از كوه‌ها خانه‌هايي مي‌تراشيد، و در آن به عيش و نوش مي‌پردازيد اين امور شما را سر مست و غافل ساخته است، از زندان خود پرستي بيرون آييد، و به فضاي خدا پرستي وارد شويد.
    از اسراف كاران و دنيا پرستان مرفّه پيروي نكنيد، آنان كه به فساد و تباهي دامن مي‌زنند، و در فكر اصلاح نيستند.
    اي مردم! تنها خداي يكتا و بي‌همتا را بپرسيد، كه جز او چيز ديگري خداي شما نيست، همان خداوندي كه شما را از زمين آفريد، و آباداني آن را به شما واگذار نمود، از او آمرزش بطلبيد، سپس به سوي او باز مي‌گرديد، كه پروردگارم (به بندگان خدا) نزديك، و اجابت كننده تقاضاي شما است.
    قوم گفتند: اي صالح! تو پيش از اين مايه اميد ما بودي، آيا ما را از پرستش آن چه پدرانمان مي‌پرستيدند نهي مي‌كني؟ و ما در مورد آنچه ما را به سوي آن دعوت مي‌كني در شك و ترديد هستيم.
    حضرت صالح - عليه السلام - فرمود: «اي قوم من! اگر من دليل آشكاري از پروردگارم داشته باشم، و رحمت او به سراغم آمده باشد آيا مي‌توانم از ابلاغ او سرپيچي كنم؟ اگر من نافرماني او كنم، چه كسي مي‌تواند مرا در برابر او ياري دهد، بنابراين سخنان شما چيزي جز اطمينان به زيانكار بودن شما نمي‌افزايد.»
    بنابراين به خود آييد، و درست فكر كنيد و بدانيد كه راه نجات و رستگاري شما در نفي معبودهاي باطل و آمدن زير پوشش پرستش معبود يكتا و بي‌همتا است.
    اي مردم! چرا براي انجام بدي قبل از نيكي شتاب مي‌كنيد؟ و به جاي شتافتن به سوي رحمت الهي، به سوي عذاب خدا حركت مي‌نماييد؟ چرا از درگاه خداوند، تقاضاي عفو و آمرزش نمي‌كنيد؟ كه اگر چنين كنيد شايد مشمول رحمت الهي شويد، اين همه لجاجت و خيره سري و غفلت براي چيست؟
    كوتاه سخن آن كه، تمام رسالت و دعوت اين پيامبر بزرگ در اين جمله خلاصه مي‌شد كه:
    «أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ؛ خدا را بپرستيد».
    آري بندگان خدا، زير بنا و عصاره همه تعليمات فرستادگان خدا است.
    حضرت صالح - عليه السلام - در دعوت قوم خود، نهايت محبّت و دلسوزي را نمود و با تعبير مكرّرِ «اي قوم من!» خواست تا حسّ خويشاوندي آنها را به سوي خود جلب كند، ولي آنها در برابر آن همه دلسوزي‌ها، و منطق و راهنماييهاي مهرانگيز صالح - عليه السلام -، با طغيان و سركشي لجوجانه، دعوت صالح - عليه السلام - را رد كردند، و بي‌شرمانه و گستاخانه در برابر او و دعوت‌هاي دلسوزانه او، ايستادند، و به كار شكني و مخالفت شديد پرداختند.
    مخالفت آنها عمومي بود و جز اندكي به آن حضرت ايمان نياوردند، مطابق بعضي از روايات اين گروه اندك، پس از ديدن معجزه پيدايش ناقه صالح، ايمان آوردند، نخست هفتاد نفر بودند، سپس مرتد شدند و تنها شش نفر از آنها باقي ماند، كه يكي از آنها هم در شك و ترديد به سر مي‌برد و سرانجام به مخالفان پيوست.
    بعضي تعداد ايمان‌آورندگان به صالح - عليه السلام - را كه از عذاب نجات يافتند، تا چهار هزار نوشته‌اند.
    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  11. Top | #50

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    2.80
    نوشته ها
    4,044
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    398
    مورد صلوات
    383 در 359 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌های‌قرآنی
    حضرت‌صالح‌علیه‌السلام
    حضرت‌صالح‌علیه‌السلام‌و ‌قوم‌ثمود




    _عكس العمل شديد قوم ثمود، در برابر دعوت صالح - عليه السلام -


    حضرت صالح ده‌ها سال، قوم ثمود را به سوي خدا و يكتاپرستي دعوت كرد، ولي قوم ثمود با برخوردهاي شديد و لجاجت سخت از پاسخ مثبت به صالح - عليه السلام - امتناع ورزيدند، و با تهمتهاي ناجوانمردانه به آن حضرت، به كار شكني پرداختند.
    گفتند: «آيا ما از بشري از جنس خود پيروي كنيم؟ اگر چنين كنيم در گمراهي و جنون خواهيم بود، آيا در ميان ما تنها بر اين شخص (صالح) وحي نازل شده است؟ نه، او آدم بسيار دروغگوي هوسبازي است».
    صالح - عليه السلام - به اندرز دلسوزانه قوم پرداخت، و آنها را از عذاب سخت الهي هشدار دارد، و اعلام كرد تا عذاب نيامده، خود را در پرتو ايمان نجات دهيد و از خواب غفلت بيدار شده و از طغيان و سركشي، دست بكشيد، چرا كه خمير مايه گمراهي‌ها، غرور و سر مستي است. ولي سركشي و غرور آن قوم به جايي رسيد كه بروز حضرت صالح و اصحابش را به فال بد گرفتند و آنها را دروغگو خواندند و وجود آنها را مايه بدبختي خود دانستند، با اين كه سزاوار بود آن حضرت و اصحابش را مايه بركت و سعادت ابدي بدانند.
    صالح - عليه السلام - به آنها فرمود:
    «طائِرُكُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ؛ فال بد و بخت و طالع شما در نزد خدا است، او است كه شما را (نه ما را) به خاطر اعمالتان گرفتار مصائب و بدبختي ساخته است».
    و اين برنامه، در حقيقت آزمايش بزرگ الهي براي شما است، اينها هشدار و بيدار باش است، تا كساني كه شايستگي و قابليت دارند، از خواب غفلت بيدار گردند، و با اصلاح مسير خود، به سوي تكامل و خداي بزرگ، راه يابند.
    برخورد شديد قوم ثمود به جايي رسيد كه به گروه‌هاي نُه‌گانه تقسيم شدند، و با سازماندهي و برنامه ريزي فسادانگيز خود، به كارشكني پرداختند، و به همديگر گفتند: بياييد به خدا سوگند ياد كنيم كه بر صالح - عليه السلام - و خانواده‌اش شبيخون بزنيم و آنها را به قتل رسانيم، سپس به كسي كه مطالبه خون او را مي‌كند بگوييم ما از خانواده او خبر نداشتيم، و ما در ادّعاي خود راستگو هستيم.
    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

صفحه 5 از 7 نخستنخست ... 34567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. استاد دارستانی وصیت نامه شهید باغانی ویرایش شده
    توسط یا علی ابن الحسین در انجمن سخنرانی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 2016_10_02, 04:00 PM
  2. شهادت حضرت فاطمه س - استاد دارستاني ویرایش شده
    توسط یا علی ابن الحسین در انجمن سخنرانی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2016_02_22, 05:00 PM
  3. غوغای استاد دارستانی و سید مهدی میرداماد -ویرایش شده
    توسط یا علی ابن الحسین در انجمن سخنرانی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2016_01_16, 10:12 AM
  4. ویرایش شده نماز استاد دارستانی
    توسط یا علی ابن الحسین در انجمن سخنرانی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2015_12_10, 08:20 AM

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

کانال ترجمه ی شهر نورانی قرآن

انجمن شهر نورانی قرآن محیطی پر از آرامش و اطمینان که فعالیت خود را از فروردین سال 1392 آغاز نموده است
ایمیل پست الکترونیکی مدیریت سایت : info@shahrequran.ir

ساعت 05:51 AM