انتخاب رنگ سبز انتخاب رنگ آبی انتخاب رنگ قرمز انتخاب رنگ نارنجی

اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآء وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ

صفحه 12 از 13 نخستنخست ... 210111213 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 120 , از مجموع 127

موضوع: داستان های بحارالانوار

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    2.99
    نوشته ها
    3,829
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    376
    مورد صلوات
    377 در 353 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    جدید داستان های بحارالانوار





    داستان های بحارالانوار
    جلد 1 تا 8
    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  2. Top | #111

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    2.99
    نوشته ها
    3,829
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    376
    مورد صلوات
    377 در 353 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستانهای بحارالانوار
    جلد 3


    54_امتياز در پرتو تقوا

    زيد برادر امام رضا عليه السلام در مدينه قيام كرد، خانه هاي گروهي را آتش زد و تعدادي را كشت. به اين جهت او را زيد النار (زيد آتش افروز) مي گفتند.
    مأمون افرادي را فرستاد او را گرفتند و نزد وي آوردند.
    مأمون (به خاطر برادرش امام رضا از تقصيراتش گذشت) و دستور داد او را نزد برادرش، امام رضا ببريد.
    حسن پسر موسي مي گويد:
    در خراسان در مجلس حضرت رضا عليه السلام بودم، زيد هم در آن مجلس بود، امام كه مشغول صحبت شد، زيد بي اعتنا به سخنان امام متوجه عده اي از افراد مجلس شد و گفت: ما چنين و چنانيم و به خويشتن مي باليد.
    امام رضا عليه السلام سخنان زيد را شنيد و فرمود:
    اي زيد! گفتار بقال هاي كوفه تو را گول زده و مغرور كرده است كه مي گويند:
    خداوند به خاطر پاكدامني فاطمه عليهاالسلام فرزندان او را به آتش جهنم حرام كرد.
    به خدا سوگند! اين مقام، مخصوص (حسن و حسين) و فرزندان بلاواسطه (فاطمه زهرا) است.
    آيا ممكن است پدرت امام موسي بن جعفر بندگي كند، روزها روزه بگيرد و شبها را به عبادت بگذراند و تو معصيت خدا را بكني فرداي قيامت هر دو داخل بهشت شويد؟
    اگر چنين باشد، مقام تو در پيش خداوند بالاتر از امام موسي بن جعفر خواهد بود. زيرا پدرت با زحمت بهشت رفته اما تو بدون زحمت داخل بهشت شده اي.
    در صورتي كه حضرت علي بن الحسين مي فرمايد: لمحسننا كفلان من الاجر و لمسيئنا ضعفان من العذاب
    اجر نيكوكاران ما خاندان، دو برابر و عذاب گنهكاران ما، نيز دو برابر خواهد بود.
    زيد گفت:
    من برادر و پسر شما هستم و به خاطر شما من هم وارد بهشت مي شوم. امام عليه السلام فرمود:
    آري! تو آن وقت مي تواني برادر من باشي كه از خدا اطاعت كني.
    سپس فرمود:
    پسر نوح مادامي كه معصيت نكرده بود از خاندان او بود، ولي هنگامي كه گناه كرد، خداوند او را از خاندان نوح به شمار نياورد و در پاسخ درخواست حضرت نوح عليه السلام (كه نجات فرزندش را از غرق شدن در آب از او مي خواست) فرمود:
    انه ليس من اهلك او از خاندان شما نيست او متمرد و معصيت كار است.
    مسلمانان بايد بكوشند تا فرهنگ قرآن و اهل بيت پيغمبر در جامعه زنده گردد. جز تقوا به هيچكدام از وسايل مادي و خرافي امتياز ندهند.
    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  3. Top | #112

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    2.99
    نوشته ها
    3,829
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    376
    مورد صلوات
    377 در 353 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستانهای بحارالانوار
    جلد 3


    55_مساوات از ديدگاه امام رضا

    مردي از اهالي بلخ مي گويد:
    در سفر خراسان در خدمت امام رضا عليه السلام بودم، روزي سفره غذا انداختند و امام همه غلامان و خدمتگزاران خود حتي سياهان را بر سر سفره نشانيد تا با آنها غذا بخورند.
    عرض كردم:
    فدايت شوم! بهتر است براي اينان سفره جداگانه مي انداختند.
    امام فرمود:
    ساكت باش! خداي همه ما يكي است، پدر و مادرمان نيز يكي است و پاداش بستگي به عمل اشخاص دارد.
    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  4. Top | #113

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    2.99
    نوشته ها
    3,829
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    376
    مورد صلوات
    377 در 353 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستانهای بحارالانوار
    جلد 3


    56_مردي نيكوكار در خدمت امام جواد عليه السلام

    مرد نيكوكاري در حال نشاط و خوشحالي خدمت امام جواد عليه السلام رسيد.
    حضرت فرمود:
    چه خبر است كه اين چنين مسرور و خوشحالي؟
    آن مرد عرض كرد:
    فرزند رسول خدا! از پدر شما شنيدم كه مي فرمود:
    بهترين روز شادي انسان روزي است كه خداوند توفيق انجام كارهاي نيك و خيرات و احسان به او دهد و او را در حل مشكلات برادران ديني موفق بدارد. امروز نيازمنداني از جاهاي مختلف به من مراجعه كردند و بخواست خداوند گرفتاري هايشان حل شد و نياز ده نفر از نيازمندان را برطرف كردم، بدين جهت چنين سرور و شادي به من دست داده است.
    امام جواد عليه السلام فرمود:
    به جانم سوگند! كه شايسته است چنين شاد و خوشحال باشي! به شرط اين كه اعمالت را ضايع نكرده و نيز در آينده باطل نكني.
    سپس امام عليه السلام فرمود:
    يا ايها الذين آمنوا لاتبطلوا صدقاتكم بالمن و الاذي.
    اي آنانكه ايمان آورده ايد، اعمال نيك خود را با منت نهادن و اذيت كردن باطل نكنيد...
    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  5. Top | #114

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    2.99
    نوشته ها
    3,829
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    376
    مورد صلوات
    377 در 353 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستانهای بحارالانوار
    جلد 3


    57_فتواي امام هادي (ع) درباره مسيحي زناكار

    روزي مرد مسيحي را كه با زن مسلمان زنا كرده بود، پيش متوكل آوردند.
    متوكل تصميم گرفت بر او حد شرعي جاري كند در اين وقت مسيحي شهادتين گفت و مسلمان شد.
    يحيي بن اكثم (قاضي القضات) گفت:
    اسلام آوردن او كارهاي خلاف پيشين وي را از بين مي برد.
    بنابراين نبايد حد در مورد او جاري شود.
    بعضي از فقها گفتند:
    بايد سه بار در مورد او حد جاري گردد.
    اختلاف نظرها باعث شد متوكل مسأله را از امام هادي عليه السلام بپرسد.
    مسأله را براي امام نوشت.
    امام در پاسخ نوشت: (آن قدر بايد شلاق بخورد تا بميرد.)
    يحيي بن اكثم و فقهاي ديگر با فتواي امام مخالفت كردند و گفتند:
    اين فتوا مدركي از آيه و روايت ندارد.
    متوكل نامه اي به حضرت نوشت مدرك اين فتوا را پرسيد.
    امام در جواب نوشت: بسم الله الرحمن الرحيم فلما رأو بأسنا قالوا آمنا بالله وحده و كفرنا بما كنا به مشركين فلم يكن ينفعهم ايمانهم لما رأوا باسنا...
    (هنگامي كه قهر و غضب ما را ديدند، گفتند: به آفريدگار يكتا، ايمان آورديم و به بتها و هر آنچه را كه شريك خدا قرار داده بوديم، كافر شديم، ولي ايمانشان به وقت ديدن قهر و غضب ما، سودي نداد...)
    متوكل پاسخ منطقي امام را پذيرفت و دستور داد حد زناكار مطابق فتواي حضرت اجرا گردد و آن قدر زدند تا زير ضربات شلاق مرد.
    امام هادي عليه السلام با ذكر اين آيه مباركه، آنان را متوجه نمود همچنان كه ايمان كافران عذاب خدا را از آنان باز نداشت، اسلام آوردن اين مسيحي نيز حد را ساقط نمي كند.
    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  6. Top | #115

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    2.99
    نوشته ها
    3,829
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    376
    مورد صلوات
    377 در 353 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستانهای بحارالانوار
    جلد 3


    58_نيازمندان در محضر امام حسن عسكري (ع)

    محمد بن علي مي گويد:
    تهي دست شديم زندگي بر ما خيلي سخت شد، پدرم به من گفت: برويم نزد امام عسگري عليه السلام مي گويند مرد بخشنده است.
    گفتم:
    او را مي شناسي؟
    پدرم گفت:
    نه او را مي شناسم و نه تا به حال وي را ديده ام.
    با هم به سوي خانه آن حضرت حركت كرديم، پدرم در بين راه به من گفت:
    پانصد درهم نيازمنديم كاش امام مي داد، دويست درهم براي خريد لباس، دويست درهم براي خريد آرد و صد درهمش را براي مخارج ديگر زندگي مي رسانيم.
    محمد بن علي مي گويد:
    من با خود گفتم:
    اي كاش سيصد درهم نيز به من بدهد كه صد درهم براي خريد يك درازگوش و صد درهم براي مخارج و صد درهم نيز براي خريد لباس باشد، تا به جبل (قسمتهاي كوهستاني غرب ايران تا همدان و قزوين) بروم.
    هنگامي كه به خانه امام عليه السلام رسيديم غلام آن حضرت بيرون آمد و گفت:
    علي بن ابراهيم و پسرش وارد شوند. چون وارد شديم و سلام كرديم امام عليه السلام به پدرم فرمود:
    اي علي! چرا تا كنون نزد ما نيامدي؟
    پدرم گفت:
    سرورم! خجالت مي كشيدم با اين وضع شما را ديدار كنم. چون از محضر امام بيرون آمديم، غلام آن حضرت به دنبال ما آمد و يك كيسه پول به پدرم داد و گفت:
    اين پانصد درهم است! دويست درهم براي خريد لباس، دويست درهم براي خريد آرد و صد درهم براي ساير مخارج.
    آنگاه كيسه ديگري به من داد و گفت:
    اين سيصد درهم است! با صد درهم آن درازگوش بخر! و با صد درهم آن لباس تهيه كن! و صد درهمش براي مخارج ديگر تو باشد.
    سپس گفت:
    به ايران نرو بلكه به سورا (شهري در عراق يا محلي در بغداد بوده) برو محمد بن علي نيز به سورا رفت و در آنجا با زني ازدواج نمود و روزانه چهار هزار دينار درآمد داشت.
    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  7. Top | #116

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    2.99
    نوشته ها
    3,829
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    376
    مورد صلوات
    377 در 353 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستانهای بحارالانوار
    جلد 3


    59_.پاسخ به پرسش

    ابوهاشم مي گويد:
    شخصي از امام عسكري عليه السلام پرسيد:
    چرا زن بيچاره در ارث يك سهم و مرد دو سهم مي برد؟
    امام عليه السلام فرمود:
    چون جهاد و مخارج همسر به عهده زن نيست و نيز پرداخت ديه قتل خطايي بر عهده مردان است و بر زن چيزي نيست.
    ابوهاشم مي گويد:
    با خود گفتم:
    اين مسأله را (ابن ابي العوجا) از امام صادق عليه السلام پرسيد همين جواب را به او داد.
    بدون آنكه اين سخن را اظهار كنم، ناگاه امام عسكري عليه السلام رو به من كرد و فرمود:
    آري! اين همان سوال (ابن ابي العوجا) است و وقتي سوال يكي باشد پاسخ ما (امامان) نيز يكي است، آخري ما (امامان) همان سخن را مي گويند كه اولي ما آن را گفته است و نخستين فرد ما با آخرين نفر ما در علم و امامت مساوي هستند.
    لكن برتري و امتياز پيامبر صلي الله عليه و آله و اميرالمومنين عليه السلام در جاي خود ثابت است.
    و آن دو بزرگوار بر سايرين ائمه اطهار امتيازاتي دارند.
    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  8. Top | #117

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    2.99
    نوشته ها
    3,829
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    376
    مورد صلوات
    377 در 353 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستانهای بحارالانوار
    جلد 3


    60_چرا ترس از مرگ؟

    شخصي از اباذر (ره) پرسيد:
    چرا ما مرگ را خوش نداريم؟
    فرمود:
    براي اينكه شما دنيا را آباد كرده ايد و آخرت را ويران ساخته ايد و خوش نداريد از خانه آباد به خانه ويران برويد.
    از او پرسيدند:
    ما چگونه وارد محضر الهي مي شويم؟
    اباذر پاسخ داد:
    - نيكوكاران همانند مسافري است كه به خانواده خود بازگردد و بدكاران مثل بنده اي فراري است كه او را نزد صاحبش برگردانند.
    گفتند:
    در پيشگاه خداوند حال ما چگونه است؟
    اباذر فرمود:
    اعمالتان را به قرآن عرضه كنيد (رفتارتان را با قرآن بسنجيد.)
    خداوند مي فرمايد:
    همانا نيكان در نعمتند (بهشتند) و گنهكاران در جهنم.
    آن شخص گفت:
    اگر چنين است رحمت خدا چه مي شود؟
    اباذر جواب داد:
    رحمت خدا به نيكوكاران نزديك است.
    انسان بايد براي رحمت الهي قابليت داشته باشد، تا الطاف خداوند شامل حال او گردد.
    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  9. Top | #118

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    2.99
    نوشته ها
    3,829
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    376
    مورد صلوات
    377 در 353 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستانهای بحارالانوار
    جلد 3


    61_قوانين طبي

    هارون الرشيد دكتري متخصص نصراني داشت. روزي به علي بن حسين واقدي گفت:
    در كتاب شما مطلبي از علم پزشكي نيست! با اينكه علم دو دسته اند؛ علم اديان و علم ابدان.
    علي بن حسين - دانشمند اسلامي - در پاسخ گفت:
    خداوند علم طب را در نصف آيه از قرآن جمع نموده است آنجا كه مي فرمايد:
    كلوا و اشربوا و لا تسرفوا بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نكنيد.
    و پيغمبر ما نيز در يك جمله بيان كرده كه مي فرمايد:
    المعده بيت الدأ والحميه رأس كل دوأ...
    معده مركز دردها و پرهيز (از خوردنيها) بهترين داروها است ولي نبايد نيازهاي جسمي را فراموش كرد.
    پزشك نصراني گفت:
    قرآن و پيغمبر شما چيزي از طب جالينوس - حكيم يوناني - باقي نگذاشته همه را بيان داشته اند!
    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  10. Top | #119

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    2.99
    نوشته ها
    3,829
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    376
    مورد صلوات
    377 در 353 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستانهای بحارالانوار
    جلد 3


    62_پاسخ مناسب

    پس از وفات امام صادق عليه السلام روزي ابوحنيفه، مومن طاق را ديد، به عنوان نكوهش گفت:
    امام تو وفات كرد.
    مؤمن طاق پاسخ داد:
    آري! ولي امام تو (شيطان) تا قيامت زنده است.
    انه من المنتظرين الي يوم الوقت المعلوم.
    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  11. Top | #120

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    2.99
    نوشته ها
    3,829
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    376
    مورد صلوات
    377 در 353 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستانهای بحارالانوار
    جلد 3


    63_بردگان پادشاه مي شوند!

    روزي حضرت يوسف با گروهي از خدمت گذاران خود از محلي مي گذشت. زليخا ملكه مصر در كنار مزبله نشسته بود. هنگامي كه متوجه عبور يوسف شد، گفت: سپاس خدايي را كه پادشاهان را در اثر گناه و معصيت برده مي كند و بردگان را در پرتوي اطاعت و فرمان برداري پادشاه مي نمايد.
    سپس گفت:
    اي يوسف! گرفتار فقر هستم، به من احسان كن.
    يوسف گفت:
    ناسپاسي آفت هر نعمت است. آنگاه كه نافرماني كردي، خداوند نعمت ها را از تو گرفت.
    اينك به سوي خدا برگرد و توبه كن! تا آثار گناه از تو برچيده شود.
    زيرا قبولي خواسته ها بسته به دلهاي پاك و كردار پاكيزه است. زليخا گفت:
    من لباس گناه را از تن كنده ام. ديگر عصيان نخواهم كرد، ولي از خدا شرم دارم كه مرا مورد لطف قرار دهد.
    زيرا هنوز اشك چشمم به پايان نرسيده و اندامم حق ندامت را به خوبي ادا نكرده است.
    يوسف گفت:
    بكوش تا راه توبه و پشيماني باز است پيش از آنكه فرصت از دست برود و مدت پايان پذيرد توبه كن!
    زليخا گفت:
    من هم همين عقيده را دارم كه بعدا خبرش به تو خواهد رسيد، كه حقيقتا توبه كرده ام.
    يوسف دستور داد يك پيمانه بزرگ به او طلا بدهند.
    زليخا گفت:
    غذاي يك روز برايم بس است، تا رنج گرفتاري نبينم قدر نعمت را نخواهم فهميد.
    يكي از فرزندان يوسف گفت:
    پدر جان! اين زن كيست؟ جگرم به حالش كباب شد و دلم برايش سوخت.
    فرمود:
    موجودي است كه به دام انتقام افتاده است.
    سپس يوسف با زليخا ازدواج كرد و او را دوشيزه يافت.
    پرسيد:
    چرا چنين؟ تو كه سالها همسر داشتي؟
    پاسخ داد:
    همسرم حركت مردي و توان هم بستري نداشت.
    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

صفحه 12 از 13 نخستنخست ... 210111213 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ویژه استاد دارستانی : خدايا ممنونم
    توسط یا علی ابن الحسین در انجمن سخنرانی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2016_10_02, 04:31 PM
  2. استاد دارستانی وصیت نامه شهید باغانی ویرایش شده
    توسط یا علی ابن الحسین در انجمن سخنرانی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 2016_10_02, 04:00 PM
  3. علی ابن ابیطالب - استاد دارستانی ویرایش شده
    توسط یا علی ابن الحسین در انجمن سخنرانی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2016_04_11, 05:50 PM
  4. غوغای استاد دارستانی و سید مهدی میرداماد -ویرایش شده
    توسط یا علی ابن الحسین در انجمن سخنرانی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2016_01_16, 10:12 AM

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

کانال ترجمه ی شهر نورانی قرآن

انجمن شهر نورانی قرآن محیطی پر از آرامش و اطمینان که فعالیت خود را از فروردین سال 1392 آغاز نموده است
ایمیل پست الکترونیکی مدیریت سایت : info@shahrequran.ir

ساعت 04:00 AM