انتخاب رنگ سبز انتخاب رنگ آبی انتخاب رنگ قرمز انتخاب رنگ نارنجی

اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآء وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ

صفحه 8 از 10 نخستنخست ... 678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 93

موضوع: داستان های اصول کافی

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.43
    نوشته ها
    3,471
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    370
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    gadid داستان های اصول کافی





    داستان های اصول کافی



    این بخش شامل داستان هایی از:

    1_ارزش اندیشیدن و فکر کردن

    2_ارزش علم و دانش

    3_توحید و خدا شناسی و مسائل اعتقادی

    4_دعا و نیایش

    5_پیرامون قرآن مجید

    6_مسائل کلی امامت و رهبری

    7_سرچشمه علم امامان

    8_فرشته ی رابط بین مردم و امام

    9_نگاهی بر زندگی چهاره معصوم علیه السلام

    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  2. Top | #71

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.43
    نوشته ها
    3,471
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    370
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌ های‌ اصول‌ کافی
    سر‌چشمه‌ علم‌ امامان


    2_نقش پذيرش رهبر حق، در قبولي اعمال نيك

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    عبدالله بن يغور مي گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم:
    من در ميان مردم هستم و با آنها همواره تماس دارم، ولي تعجب بسيار مي كنم از افرادي كه پيرو شما نيستند و به دنبال فلان و فلان(طاغوتهاي عصر) مي روند اما داراي صفات خوبي مانند: درستكاري، امانت داري و وفاي به عهد مي باشند، ولي از سوي ديگر افرادي را مي بينيم كه پيرو شمايند و امامت شما را پذيرفته اند، اما راستگو و امانت دار و وفا كننده به عهد و پيمان نيستند!
    امام صادق(ع) با شنيدن اين گفتار، راست نشست در حالي كه نشانه خشم در چهره اش بود، فرمود:
    هركس كه تابع رهبر ستمگري است كه از جانب خدا تعيين نشده، چنين كسي گر چه دينداري كند، دين ندارد و هر كس تابع امام بر حق باشد گر چه در اعمالش كوتاه بيايد بر او سرزنشي نيست.)
    _گفتم: براستي چنين است؟
    _فرمود: آري چنين است.
    آنگاه فرمود: مگر سخن خدا را نشنيده اي كه مي فرمايد:
    (الله ولي آمنوا يجرجهم من الظلمات الي النور:
    خداوند ولي و سرپرست كساني است كه ايمان آورده اند، آنها را از ظلمت ها به سوي نور بيرون مي برد.)[بقره_ 257]
    يعني: از تاريكيهاي گناهان به سوي نور توبه و آمرزش و نور ولايت و رهبري امامان حق و عادل كه از جانب خدا تعيين شده اند.
    سپس خدا مي فرمايد:
    (والذين كفروا اوليائهم الطاغوت يخرجونهم من النور الي ظلمات:
    ولي كساني كه كافر شدند، سرپرست هاي آنها، طاغوت مي باشد كه آنها را از نور به سوي ظلمتها بيرون مي برد.)
    منظور از اين آيه اين است كه آنها داراي نور اسلام بودند، ولي چون از هر امام ستمگري كه از جانب خدا تعيين نشده بود، پيروي كردند، به همين خاطر از نور اسلام به سوي تاريكيهاي كفر كشيده شدند و طبق قسمت آخر آيه فوق خداوند آنها را اهل دوزخ معرفي مي كند و مي فرمايد:
    (فاولئك اصحاب النار هم فيها خالدون:
    پس آنها اهل آتش هستند و در آن جاودانه خواهند ماند.)


    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  3. Top | #72

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.43
    نوشته ها
    3,471
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    370
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌ های‌ اصول‌ کافی
    سر‌چشمه‌ علم‌ امامان


    3_گفتگوي الياس(ع) با امام باقر(ع)

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    الياس(ع) از پيامبراني است كه طبق بعضي از روايات، هنوز زنده است، او در يكي از ملاقاتهاي خود با امام باقر(ع)، گفتگويي دارد كه خلاصه آن چنين است:
    امام صادق(ع) مي گويد:
    پدرم امام باقر(ع) در مكه بود و طواف كعبه اشتغال داشت، در اين هنگام مردي نقابدار ديده شد كه هفت شوط امام(ع) را قطع كرد و آن حضرت را به سوي محل صفا آورد، مرا نيز دعوت كرد، به صفا رفتم و با هم سه نفر(امام باقر، مرد نقابدار و من) شديم.
    نقابدار به من گفت: خوش آمدي اي پسر پيغمبر! سپس دستش را بر سرم نهاد و گفت:
    خير و بركت خدا بر تو باد اي امين خدا، بعد از پدرانش.
    سپس آن مرد نقابدار متوجه پدرم(امام باقر) شد و گفت:
    اي ابا جعفر! اگر مي خواهي تو به من خبر بده و اگر مي خواهي من به تو خبر دهم، اگر مي خواهي تو از من بپرس يا من از تو بپرسم، اگر مي خواهي تو مرا تصديق كن، يا من تو را تصديق نمايم.
    _امام باقر: همه اينها را مي خواهم و آمادگي براي همه دارم.
    _مرد نقابدار: بنابراين مبادا زبانت به سؤال من، غير از آن را كه در قلبت هست به من بگويد.
    _امام باقر: چنين كاري را كسي مي كند كه در دلش دو علم مختلف و متضاد باشد و خداوند از علمي كه در آن دوگانگي هست، امتناع دارد(يعني منشاء علم ما از ذات پاك خدا است، از اين رودر علم دوگانگي و تضاد نيست).
    _مرد نقابدار: سؤال من از همين جا آغاز مي گردد كه به قسمتي از آن پاسخ دادي، اكنون بفرمائيد: چه كسي به علمي كه در آن دوگانگي و اختلاف نيست آگاه است؟
    _امام باقر: تمام اين علم نزد خدا است، ولي آنچه براي بندگان لازم است نزد(اوصياء) است.
    مرد نقابدار، نقاب خود را باز كرد و با چهره بر افروخته، راست، نشست و گفت: من براي همين مقصود به اينجا آمده ام و اين گونه علمي مي خواستم، سپس پرسيد:
    اوصياء، آن علم بي اختلاف را چگونه مي دانند و تحصيل مي كنند؟
    _امام باقر: همانگونه كه رسول خدا مي دانست وتحصيل مي كرد(از راه وحي و الهام) با اين فوق كه پيامبر(ص) آنچه را مي ديد اوصياء نمي بينند، زيرا او پيغمبر بود ولي اينها(محدث)(دريافت كننده خبر از فرشتگان) هستند، پيامبر(ص) بر خدا(در معراجها) وارد مي شد و وحي الهي را مي شنيد، ولي اينها آن را نمي شنوند …
    تا اينكه امام باقر(ع) به آن مرد نقابدار فرمود: دلم مي خواست با چشمت مهدي اين امت(حضرت ولي عصر - عج) را مي ديدي، در حالي كه فرشتگان، روح هاي كافران مرده و با شمشير آل داود(ع)، بين زمين و آسمان، عذاب مي كنند و همچنين ارواح زندگان كافران را كه در زمين هستند به آنها ملحق مي سازند.
    مرد نقابدار در همين هنگام، شمشيري برآورد و گفت:
    (ها ان هذا منها:
    هان! اين شمشير از همان شمشيرها است.)
    _امام باقر: آري، سوگند به كسي كه محمد(ص) را براي هدايت بشر برگزيد، چنين است.
    در اين هنگام آن نقابدار، نقاب خود را كاملا كنار زد و خود را معرفي كرد و گفت: من الياس هستم، سؤالات من به خاطر بي اطلاعي خودم نبود، بلكه مي خواستم اين گفتگو موجب قوت قلب اصحاب تو شود …


    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  4. Top | #73

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.43
    نوشته ها
    3,471
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    370
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌ های‌ اصول‌ کافی
    سر‌چشمه‌ علم‌ امامان


    4_چگونگي علم اوصياء در شب قدر

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    مردي به حضور امام جواد(ع) آمد و گفت: اي پسر رسول خدا(ص) بر من خشم نكن.
    _امام جواد: چرا؟ و براي چه؟
    _پرسنده: به خاطر آنچه مي خواهم از شما مي پرسم.
    _امام جواد: بپرس.
    _پرسنده: آيا خشم نمي كني؟.
    _امام جواد: نه خشم نمي كنم.
    _پرسنده: اينكه طبق آيه 4 سوره قدر فرشتگان و جبرئيل از آسمان فرود مي آيند، در مورد فرود آنها به حضور اوصياء رسول خدا(ص) و آوردن امري نزد آنها، سؤالم اين است كه: آيا اوصياء، آن امر را كه نزدشان آورده شده، قبلا مي دانسته اند يا نمي دانسته اند؟ با توجه به اينكه هنگام رحلت پيامبر(ص)، همه علوم پيامبر(ص) به علي(ع) تحويل داده شد و بعد به اوصياي ديگر.
    _امام جواد: اي مرد! مرا با تو چه كار، چه كسي تو را نزد من فرستاد؟
    _پرسنده: دست تقدير، به خاطر دريافت دين، مرا نزد تو آورده است.
    _امام جواد: اكنون براي تو بيان مي كنم، خوب توجه كن؛ همانا در همان هنگام كه رسول خدا(ص) به معراج رفت، خداوند او را به علم گذشته و آينده آگاه كرد و قسمت زيادي از آن علم، مجمل و سربسته و كلي بود كه توضيح آن و روشن نمودن مصاديق آن در شب قدر مي آمد.
    علي(ع) نيز همان علم را بطور سربسته و كلي مي دانست، ولي توضيح و شاخه هاي روشن آن علم، در شب قدر براي او مي آمد.
    _پرسنده: مگر آن علوم كه در نزد پيامبر(ص) بود، تفسيري نداشت.
    _امام جواد: چرا، همانها داراي تفسير بود، ولي دستور آن و پياده نمودن جزئيات آن در شبهاي قدر براي اوصياء مي آمد.
    _پرسنده: آيا براي ما روا است كه بگوئيم، اوصياء چيزهائي مي دانند كه پيامبران نمي دانستند.
    _امام جواد: نه، بلكه وصي هر پيامبري، علم همان پيامبر را مي داند، نه زيادتر از آن را، چگونه مي شود كه وصي پيامبري، علمي غير از آنچه را كه از آن پيامبر(ص) به او منتقل شده بداند؟


    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  5. Top | #74

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.43
    نوشته ها
    3,471
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    370
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌ های‌ اصول‌ کافی
    سر‌چشمه‌ علم‌ امامان


    5_بيزاري امام صادق(ع) از غلو كنندگان

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    سدير يكي از شاگردان امام صادق(ع) نزد آن حضرت آمد و گفت:
    گروهي معتقدند كه شما خدا و معبود هستيد و براي اين عقيده خود به اين آيه(84 سوره زخرف) استدلال مي كنند.
    (و هو الذي في السماء و في الارض اله:
    او معبودي است كه هم در آسمان خدا است، هم در زمين)(يعني شما خدا و معبودي روي زمين هستيد).
    _امام صادق: اي سدير! شنوائي، بينائي، پوست، گوشت، خون و موي من از اين گروه بيزار است و خدا از آنها بيزار است، اين گروه در دين من و در دين پدران من نيستند، خداوند در روز قيامت مرا با آنها جمع نكند مگر اينكه نسبت به آنها خشمگين است.
    _سدير: در نزد ما گروهي هستند كه معتقدند شما پيغمبران خدا هستيد و براي عقيده خود، اين آيه(54 مؤمنون) قرآن را مي خوانند:
    (يا ايها الرسل كلوا من الطيبات واعملوا صالحا اني بما تعملون عليم:
    اي رسولان، از چيزهاي پاكيزه بخوريد و كار شايسته كنيد كه من به رفتار شما آگاهم).
    _امام صادق: اي سدير! گوش، چشم، مو، پوست، گوشت و خون من از آنها بيزار است و خداوند و رسولش از آنها بيزارند، آنها از دين من و دين پدرانم، خارج هستند، خداوند در قيامت مرا با آنها جمع نكند مگر اينكه نسبت به آنها خشمگين مي باشد.
    _سدير: پس شما كيستيد و در چه سطحي قرار داريد؟
    _امام صادق: ما مخزن علم خدا و ترجمه كننده امر خدا، هستيم، ما معصوم مي باشيم، خداوند به انسانها فرمان داده كه از امر ما اطاعت كنند و از نافرماني ها ما نهي كرده است، ما حجت رسا و كامل از طرف خدا بر تمام مخلوقات زير آسمان و روي زمين مي باشيم.


    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  6. Top | #75

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.43
    نوشته ها
    3,471
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    370
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌ های‌ اصول‌ کافی
    سر‌چشمه‌ علم‌ امامان


    6_انتقال روح القدس از پيامبر(ص) به امامان(ع)

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    مفضل بن عمر(يكي از شاگردان برجسته امام صادق عليه السلام بود، او) مي گويد:
    از آن پرسيدم: با اينكه امام معصوم در ميان اطاقي است كه پرده اش آويخته است، چگونه به آنچه در اطراف سراسر زمين است، آگاهي دارد؟
    _امام صادق: خداوند پنج روح را در پيامبر(ص) قرار داد كه عبارتند از:

    1_روح زندگي؛
    كه بوسيله آن بجنبد و حركت كند.

    2_روح قوه؛
    كه به وسيله آن قيام و كوشش كند.

    3_روح تمايلات نفساني؛
    كه به وسيله آن بخورد و بياشامد و با همسران خود آميزش نمايد.

    4_روح ايمان؛
    كه به وسيله آن، ايمان بياورد و به عدالت رفتار كند.

    5_روح القدس;
    كه به وسيله آن مسئوليت مقام نبوت را به عهده بگيرد و اجرا نمايد.

    سپس فرمود: هنگامي كه پيامبر اسلام(ص) رحلت فرمود، روح القدس، از وجود او، به امام جانشين او انتقال يابد، با توجه به اينكه: روح القدس، خواب و غفلت و سركشي و بيهوده گري ندارد، ولي چهار روح ديگر داراي خواب و غفلت و سركشي و ياوه گري هستند,
    (و روح القدس كان يري به:
    و با روح القدس، همه چيز ديده و دريافت مي شود.)


    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  7. Top | #76

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.43
    نوشته ها
    3,471
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    370
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌ های‌ اصول‌ کافی
    سر‌چشمه‌ علم‌ امامان


    7_قضاوت سليمان و جانشيني او از داود(ع)

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    حضرت داود(ع) از پيامبران خدا بود سالها در ميان قوم خود، به هدايت مردم پرداخت، در اواخر عمر از طرف خدا به او وحي شد: از خاندان خود، وصي و جانشين براي خود تعيين كن.
    حضرت داود(ع) چندين فرزند از همسران مختلف داشت، يكي از پسرانش نوجواني بود كه مادر او نزد حضرت داود(ع) به سر مي برد و داود(ع) مادر او را كه يكي از همسرانش بود دوست داشت.
    حضرت داود(ع) پس از دريافت وحي مذكور، نزد آن همسرش آمد و به او گفت: خاندان به من وحي كرده تا از خاندانم، يكي از آنها را براي خود وصي و جانشين قرار دهم.
    _همسر داود: خوب است كه آن وصي، پسر من باشد.
    _داود: من نيز، قصدم همين بود، ولي در علم حتمي خدا گذشته كه وصي من سليمان (پسر ديگرم) هست.
    از سوي خدا وحي ديگري به داود(ع) شد كه قبل از رسيدن فرمان من شتاب نكن.
    از اين وحي، چندان نگذشت كه دو نفر مرد كه با هم مرافعه و نزاع داشتند به حضور حضرت داود(ع) براي قضاوت آمدند، آنها به داود(ع) گفتند: يكي از ما دامدار است و ديگري باغدار مي باشد.
    خداوند به داود(ع) وحي كرد: پسران خود را نزد خود جمع كن و به آنها بگو هر كس در ميان شما در مورد نزاع اين دو نفر باغدار و دامدار، قضاوت صحيح كند او وصي تو بعد از تو است.
    حضرت داود(ع) پسران خود را نزد خود جمع كرد و ماجرا را به آنها گفت، آنگاه باغدار و دامدار، جريان دعواي خود را چنين بيان كردند.
    _باغدار: گوسفندهاي اين مرد دامدار به ميان زراعت من آمده اند و به زراعت من صدمه زده اند.
    _دامدار: من اطلاع نداشتم، آنها حيوانند و خودشان به محل زراعت او رفته اند.
    در ميان پسران داود(ع) هيچكدام سخني نگفت، جز سليمان(ع) كه به باغدار(صاحب باغ درخت انگور) فرمود:
    اي باغدار! گوسفندان اين مرد، چه وقت به باغ تو آمده اند؟
    _باغدار: شبانه آمده اند.
    _سليمان: خطاب به دامدار: اي صاحب گوسفندان، من قضاوت كردم كه بچه ها و پشم امسال گوسفندان تو، مال باغدار است زيرا دامدار در شب، لازم بود كه گوسفندان خود را حفظ و كنترل كند.
    داود (ع) به سليمان گفت: چرا قضاوت نكردي كه صاحب گوسفند گوسفندان خود را به باغدار بدهد؟ با اينكه علماي بني اسرائيل پس از قيمت گذاري و سنجش دريافته اند كه قيمت گوسفندهاي صاحب گوسفند برابر قيمت انگور(آن سال) باغ است.
    _سليمان: قضاوت من از اين رو است كه درختهاي انگور از ريشه، قطع و نابود نشده اند و تنها بار و ميوه آنها خورده شده است و سال آينده بار مي دهند.
    خداوند به داود(ع) وحي كرد، قضاوت صحيح در اين حادثه، همان قضاوت سليمان(ع) است، اي داود! تو چيزي را خواستي و ما چيزي ديگري را, تو خواستي كه پسرت كه مادرش را دوست داري، جانشين تو گردد، ولي ما خواستيم، سليمان(ع) وصي تو شود.
    حضرت داود(ع) نزد همسر مورد علاقه آمد و گفت: ما چيزي را خواستيم و خدا چيز ديگر را خواست، جز آنچه را كه خدا مي خواهد، واقع نمي شود، ما در برابر فرمان الهي تسليم و خشنود هستيم.
    آنگاه امام صادق(ع) پس از بيان اين داستان، فرمود: ماجراي امامان و اوصياء نيز همين گونه است، آنها حق ندارند از امر خدا تجاوز نمايند و مقام امامت را از صاحبش گرفته و به ديگري بدهند.


    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  8. Top | #77

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.43
    نوشته ها
    3,471
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    370
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌ های‌ اصول‌ کافی
    سر‌چشمه‌ علم‌ امامان


    8_سه نشانه امامت

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    عصر امام صادق(ع) بود، بحث و بررسي، پيرامون مسأله امامت و مقام رهبري و ويژگيهاي يك رهبر اسلامي، از بحثهاي داغ بود و همه جا از آن سخن به ميان مي آمد.
    عبدالاعلي به محضر امام صادق(ع) رفت و پرسيد:
    كسي كه منصب امامت را غضب كرده و بناحق ادعاي امامت مي كند، ما چگونه و با چه دليل او را محكوم و رد كنيم؟
    _امام صادق: از او مسائل حلال و حرام سؤال مي شود، و چون از پاسخ دادن درمانده مي شود، همين دليل رد كردن او خواهد بود.
    امام صادق(ع) براي روشن شدن موضوع، توضيح ديگري اين گونه داد: سه دليل وجود دارد كه هر كدام از آنها جز براي امام بر حق، حاصل نمي شود، به اين سه دليل، نشانه رهبر شايسته است:
    1_او از جهت خويشاوندي و ساير كمالات نزديكترين و سزاوارترين شخص، نسبت به امام سابق است.

    2_سلاح پيامبر اسلام(ص) در نزد او مي باشد.

    3_وصيت امام سابق در مورد او، مشهور بين مردم باشد، به گونه اي كه وقتي وارد شهر گردي و از كوچك و بزرگ پرسيدي كه امام سابق، بر چه كسي وصيت كرد، آنها در پاسخ بگويند: به فلان كس پسر فلان كس.


    ویرایش توسط دژدان : 2019_11_01 در ساعت 04:41 PM
    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  9. Top | #78

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.43
    نوشته ها
    3,471
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    370
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌ های‌ اصول‌ کافی
    سر‌چشمه‌ علم‌ امامان
    9_نشانه هاي امام معصوم(ع)

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    حضرت رضا(ع) در خراسان بود، ابوبصير(كه از شاگردان و شيفتگان امامان(ع) بود) به محضر امام رضا(ع) آمد و چنين پرسيد:
    به چه دليل و نشانه، امام بر حق(معصوم) شناخته مي شود؟
    _امام رضا: به چندين خصلت:

    1_سفارشي از پدرش، كه به امامت او اشاره كند (مانند تصريح به امامت او، يا وصيت به او و … ).

    2_از هر چه بپرسند، بي درنگ به پاسخ سؤالات مردم، بپردازند.

    3_اگر در محضرش، سكوت كنند، او آغاز گر سخن (و ميدان دار مجلس) باشد.

    4_و از حوادث فردا خبر دهد.

    5_و با هر لغتي با مردم بتواند سخن بگويد.
    سپس امام رضا(ع) به ابوبصير فرمود: قبل از آنكه از اين مجلس خارج گردي، نشانه اي را به تو نشان مي دهم، در همين هنگام مردي از مردم خراسان به حضور امام رضا(ع) رسيد و با زبان عربي با امام رضا(ع) سخن گفت، ولي امام رضا(ع) با زبان فارسي به او پاسخ مي داد.
    _مرد خراساني گفت:
    قربانت گردم! سوگند به خدا، مرا از سخن گفتن به زبان فارسي باز نداشت جز اينكه گمان كردم شما زبان فارسي را خوب نمي دانيد.
    _امام رضا: عجبا! اگر من نتوانم پاسخ تو را با زبان فارسي به خوبي بدهم، پس برتري من بر تو به چيست؟
    سپس امام رضا(ع) به ابوبصير فرمود: اي ابا محمد! همانا زبان احدي از مردم، از امام مخفي نمي ماند، بلكه امام، زبان پرندگان و حيوانات و هرگونه جاندار را مي داند، كسي كه اين ويژگيها را نداشته باشد، او امام بر حق نخواهد بود.


    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  10. Top | #79

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.43
    نوشته ها
    3,471
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    370
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌ های‌ اصول‌ کافی
    فرشته‌ رابط‌ بین‌ مردم‌ و‌ امام


    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    1_عمود نور

    عصر حضرت رضا(ع) بود، مردم درباره عمود نور سخن بسيار مي گفتند، يكي از شاگردان آن حضرت به نام يونس، به حضور امام رضا(ع) رسيد و عرض كرد:
    مردم درباره عمود(كه براي امام برداشته مي شود) سخن پراكنده و بسيار به ميان مي آورند، منظور از آن چيست؟
    _امام رضا: اي يونس! اعتقاد تو چيست؟
    آيا خيال مي كني عمودي از آهن است كه براي امام تو برافراشته مي گردد؟
    _يونس: نمي دانم.
    _امام رضا: بلكه منظور از آن، فرشته گماشته شده اي است كه در هر شهر، اعمال مردم آن شهر را به خدمت امام عرضه مي كنند.
    يونس اين جريان را براي محمدبن عيسي و ابن فضال(دو نفر از دوستانش) نقل كرد، ابن فضال برخاست و سر يونس را بوسيد و گفت:
    خدا تو را رحمت كند كه همواره حديث راست را كه در پرتو آن خداوند، مشكل ما را مي گشايد، براي ما مي آوري و به سمع ما مي رساني.

    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  11. Top | #80

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.43
    نوشته ها
    3,471
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    370
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌ های‌ اصول‌ کافی
    فرشته‌ رابط‌ بین‌ مردم‌ و‌ امام


    2_اهميت ولايت امامان

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    يكي از شاگردان امام باقر(ع) به نام سدير در مراسم حج شركت كرد و مشغول طواف كعبه بود و آن را به پايان رسانيد و از كنار كعبه بيرون آمد، در اين هنگام امام باقر(ع) براي طواف، به سوي كعبه مي رفت، امام باقر(ع) با سدير رخ به رخ شد، دست سدير را گرفت و رو به كعبه ايستاد و فرمود:
    اي سدير! همانا مردم مأمور شده اند كه نزد اين سنگها(ي كعبه) بيايند و آن را طواف كنند، سپس نزد ما بيايند و ولايت خود را نسبت به ما اعلام نمايند و بگويند ما امامت شما را پذيرفته ايم و پيوند دوستي با شما برقرار ساخته ايم، حج بدون ولايت، حج ناقص است و همين است معني اين آيه كه خداوند مي فرمايد:
    (و اني لغفار لمن تاب وامن وعمل صالحا ثم اهتدي:
    و همانا من كساني را كه توبه كنند و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند و سپس هدايت شوند، مي آمرزم.) [طه_82]
    در اين هنگام امام باقر(ع) با دست به سينه خود اشاره كرد و فرمود:
    (الي ولايتنا: به سوي ولايت ما)
    (كه هدايت، بدون ولايت ناقص است).
    سپس فرمود: اي سدير! آن كساني كه مردم را از ولايت ما باز مي دارند، به شما راهنمائي كنم، آن دو نفر درا كه در مسجد مي بيني با جمعي به گردهم نشسته اند(اشاره به ابوحنيفه و سفيان ثوري) اينها افرادي هستند كه دور از هدايت الهي و دور از سند آشكار، مردم را از دين خدا باز مي دارند، اين افراد پليد اگر در خانه خود بنشينند، مردم به جستجوي امام بر حق برمي خيزند، وقتي كه كسي را نيافتند تا آنها را به سوي خدا و رسولش خبر دهد، به سراغ ما مي آيند و ما دستورهاي خدا و رسولش را به آنها خبر دهم.


    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

صفحه 8 از 10 نخستنخست ... 678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. اصول دین و فروع دین ؟میخوام بدونم
    توسط یا علی ابن الحسین در انجمن پرسش و پاسخ (موارد دیگر)
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 2014_06_02, 08:37 PM
  2. پژوهشى در اصول، مبانى و فرايند ترجمه قرآن
    توسط مدهامتان در انجمن فرایند ترجمه قرآن
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 2014_03_18, 01:43 PM
  3. کتاب الفصول العشره فى الغيبه
    توسط گل مريم در انجمن کتاب و کتابشناسی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2013_08_29, 04:59 PM
  4. اصول و جلوه‌های زیبایی شناسی در قرآن کریم
    توسط صبور در انجمن زیبایی شناسی
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 2013_07_05, 11:53 AM
  5. اصول و مباني زيبايي شناسي قرآن كريم‌
    توسط صبور در انجمن زیبایی شناسی
    پاسخ: 18
    آخرين نوشته: 2013_07_04, 02:08 PM

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

کانال ترجمه ی شهر نورانی قرآن

انجمن شهر نورانی قرآن محیطی پر از آرامش و اطمینان که فعالیت خود را از فروردین سال 1392 آغاز نموده است
ایمیل پست الکترونیکی مدیریت سایت : [email protected]

ساعت 02:50 AM