انتخاب رنگ سبز انتخاب رنگ آبی انتخاب رنگ قرمز انتخاب رنگ نارنجی

اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآء وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ

صفحه 10 از 11 نخستنخست ... 891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 107

موضوع: داستان های اصول کافی

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.39
    نوشته ها
    3,509
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    371
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    gadid داستان های اصول کافی





    داستان های اصول کافی



    این بخش شامل داستان هایی از:

    1_ارزش اندیشیدن و فکر کردن

    2_ارزش علم و دانش

    3_توحید و خدا شناسی و مسائل اعتقادی

    4_دعا و نیایش

    5_پیرامون قرآن مجید

    6_مسائل کلی امامت و رهبری

    7_سرچشمه علم امامان

    8_فرشته ی رابط بین مردم و امام

    9_نگاهی بر زندگی چهاره معصوم علیه السلام

    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  2. Top | #91

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.39
    نوشته ها
    3,509
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    371
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌ های‌ اصول‌ کافی
    فرشته‌ رابط‌ بین‌ مردم‌ و‌ امام


    13_لوح سبز، هديه الهي كه به دست جابر رسيد

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    جابر بن عبدالله انصاري(از اصحاب نزديك و ياران مخلص پيامبر اسلام(ص) بود) او در ايامي كه تازه امام حسين(ع) متولد شده بود(ماه شعبان سال چهارم هجرت) براي عرض تبريك به خانه فاطمه زهرا(س) رفت و تبريك گفت، فاطمه(س) لوح سبز درخشنده اي را كه نوشته اي با خط سياه در آن بود به جابر داد.
    جابر پرسيد: اي دختر پيامبر(ص) پدر و مادرم به قربانت، اين لوح چيست؟
    فاطمه(س) فرمود:
    لوحي است كه خداوند آن را به رسولش محمد(ص) اهدا نموده است و در آن نام پدرم و نام شوهرم و نام دو پسرم(حسن و حسين) و نام اوصياء از فرزندانم(نام نه امام از فرزندان حسين عليه السلام) در آن، نوشته شده است، پدرم آن را به عنوان مژدگاني(تولد حسين عليه السلام) به من عطا فرموده است.
    جابر بن عبدالله انصاري، آن لوح سبز را گرفت و از نوشته او رو نويسي كرد و همچنان پيش خود آن ر نگهداشت.
    تا عصر امام باقر(ع) فرا رسيد، روزي _امام باقر(ع) به جابر فرمود:
    من با تو كاري دارم، چه وقت براي تو آسانتر است كه تو را تنها ببينم و از تو سؤالي كنم؟
    _جابر گفت: هر وقت شما بخواهي در خدمت هستم.
    روزي امام باقر(ع) با جابر در جاي خلوت نشست و به جابر گفت: مي خواهم درباره لوح سؤال كنم، همان لوحي كه مادرم فاطمه(س) دختر رسول خدا(ص) به تو داد جابر سرگذشت چگونگي گرفتن آن لوح را كه در بالا ذكر شد براي امام باقر(ع) بيان كرد.
    _امام باقر(ع) فرمود:
    اي جابر! آيا آن لوح را به من نشان مي دهي؟
    _جابر گفت: آري.
    آنگاه جابر به خانه خود رفت، صفحه ورقي را بيرون آورد.
    امام باقر(ع) وقتي كه آن لوح را ديد، به جابر فرمود: تو در آن نوشته لوح نگاه كن تا من بخوانم.
    جابر به نوشته لوح نگاه كرد و امام باقر(ع) آن نوشته را به طور حفظ از اول تا آخر خواند…
    در آن لوح نام پيامبر(ص) و اوصياء او يعني دوازده امام(ع) از حضرت علي(ع) تا حضرت مهدي(ع) و شرح پاره اي از احوال آنها آمده است، حديث فوق را عبدالرحمن بن سالم از ابوبصير و ابوبصير از امام صادق(ع) نقل مي كند، در پايان آن آمده: عبدالرحمان گفت؛ ابوبصير پس از ذكر (متن لوح)، گفت: اگر در سراسر عمر خود جز اين حديث را نشنيده باشي، همين حديث براي هدايت و سعادت تو كافي است، آن را از غير اهلش، پنهان بدار.


    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  3. Top | #92

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.39
    نوشته ها
    3,509
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    371
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌ های‌ اصول‌ کافی
    فرشته‌ رابط‌ بین‌ مردم‌ و‌ امام


    14_سخن پيامبر(ص) درباره، اولويت امام علي تا امام باقر(ع)

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    عبدالله بن جعفر(برادرزاده علي عليه السلام) مي گويد: من و حسن و حسين(ع) و عبدالله بن عباس و عمر بن ام سلمه واسامة بن زيد نزد معاويه بوديم، كه بين من و معاويه گفتگو شد و آن چنين بود:
    _عبدالله: من از رسول خدا(ص) شنيدم كه فرمود: من نسبت به مؤمنان، از خود آنها اولي(مقدمتر) هستم، سپس برادرم علي(ع) به مؤمنان، از خودشان اولي است و هنگامي كه علي(ع) شهيد شد، حسن بن علي(ع) نسبت به مؤمنان از خودشان، اولي است و هنگامي كه او شهيد شد، پسرش علي بن الحسين(ع)، نسبت به مؤمنان، از خودشان اولي است، اي علي! (پس ابوطالب) تو او(علي بن الحسين) را درك مي كني.
    سپس پسرش محمد بن علي(ع) (امام باقر) نسبت به مؤمنان از خودشان، اولي است و اي حسين! تو او را درك مي كني، سپس(تو اي حسين) دوازده امام را(در نسل خودت) كامل مي كني.)
    عبدالله بن جعفر مي گويد: من از امام حسن و امام حسين(ع) و عبدالله بن عباس و عمر بن ام سلمه و اسامة بن زيد(كه در نزد معاويه حاضر بودند) گواهي خواستم، همه آنها گواهي دادند كه: ما همين سخني را كه درباره مقدم بودن پيامبر(ص) و علي(ع) و امام حسن و امام حسين امام سجاد و امام باقر(ع)، از پيامبر(ص) نقل كردي، از آن حضرت شنيده ايم و گواهي مي دهيم.


    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  4. Top | #93

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.39
    نوشته ها
    3,509
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    371
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌ های‌ اصول‌ کافی
    فرشته‌ رابط‌ بین‌ مردم‌ و‌ امام


    15_اهميت صلوات بر محمد(ص)

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    مردي به حضور پيامبر(ص) آمد و عرض كرد: من يك سوم صلواتم را درباره تو قرار داده ام، نه بلكه نصف صلواتم را براي تو قرار داده ام، نه بلكه همه صلواتم را براي تو قرار داده ام.
    پيامبر(ص) به او فرمود:
    (اذا تكفي مؤونة الدنيا والاخرة:
    در اين صورت، مخارج و كمكهاي دنيا و آخرت تو تأمين شود).
    ابوبصير از امام صادق پرسيد: معني اين جمله كه من همه صلواتم را براي تو قرار داده ام چيست؟
    امام صادق(ع) فرمود: يعني صلوات را(هنگام دعا) بر هر حاجتي كه دارد، مقدم مي دارد و از خداوندي چيزي درخواست نكند، مگر اينكه نخست، بر محمد(ص) صلوات بفرستد و سپس نيازهاي خود را از خدا بخواهد).


    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  5. Top | #94

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.39
    نوشته ها
    3,509
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    371
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌ های‌ اصول‌ کافی
    فرشته‌ رابط‌ بین‌ مردم‌ و‌ امام


    16_نهي از صلوات ابتر(بريده)

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    امام باقر(ع) كنار كعبه بود، ديد مردي خود را به پرده كعبه آويخته و مي گويد: اللهم صل علي محمد:
    خدايا بر محمد، صلوات و درود بفرست.
    امام باقر(ع) به او فرمود:
    (يا عبدالله لاتبترها، لاتظلمنا حقمنا قل: اللهم صل علي محمد و آل محمد:
    اي بنده خد! بريده اش نكن و به حق ما ستم نكن، بگو: (خدايا بر محمد و آل محمد صلوات و درود بفرست.)


    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  6. Top | #95

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.39
    نوشته ها
    3,509
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    371
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌ های‌ اصول‌ کافی
    نگاهی‌ بر‌ زندگی‌ چهارده‌ معصوم
    معصوم‌ اول
    پیامبر‌ اسلام‌‌ (ص)


    1_مژده‌ متقابل‌ ابوطالب‌ و‌ همسرش

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    امام صادق(ع) فرمود:
    هنگامي رسول خدا(ص) متولد شد، فاطمه بنت اسد(مادر علي عليه السلام و همسر ابوطالب) براي مژده دادن در مورد ولادت با سعادت پيامبر(ص)، نزد ابوطالب آمد و مژده داد.
    _ابوطالب گفت:
    (اصبري سبتا ابشرك بمثله الا النبوة:
    يك سبت(30 سال) صبر كن، من تو را به وجود پسري مثل او(داراي كمالات او) غير از مقام نبوت - مژده خواهم داد.)
    _امام صادق(ع) فرمود:
    منظور از سبت سي سال است و فاصله بين تولد پيامبر(ص) و تولد علي(ع) سي سال بود.
    در نقل ديگر آمده؛ امام صادق(ع) فرمود:
    هنگامي كه رسول خدا(ص) متولد شد، سفيدي كشور ايران و كاخهاي شام، براي مادرش آمنه(س) نمايان شد، فاطمه بنت اسد(مادر علي عليه السلام)، خندان و شادان به حضور ابوطالب آمد و سخن آمنه(س) را به ابوطالب خبر داد،
    _ابوطالب گفت: آيا از اين تعجب مي كني؟، همانا تو داراي فرزندي مي شود كه وصي و وزير او است.
    به اين ترتيب مي بينيم ابوطالب(ع) سي سال قبل از تولد علي(ع)، به ولادت او مژده مي دهد كه او وصي پيامبر(ص) خواهد شد و طبق بعضي از روايات، ابوطالب اين خبر را از اخبار آسماني پيامبران و گفتار راهبان بدست آورده بود.


    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  7. Top | #96

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.39
    نوشته ها
    3,509
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    371
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌ های‌ اصول‌ کافی
    نگاهی‌ بر‌ زندگی‌ چهارده‌ معصوم
    معصوم‌ اول
    پیامبر‌ اسلام‌‌ (ص)




    2_احترام و تجليل فوق العاده پيامبر(ص) به مادر علي(ع)

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    فاطمه بنت اسد مادر علي(ع) نخستين زني بود كه پياده از مكه به مدينه، هجرت كرد و از همه مردم نسبت به پيامبر(ص) مهربانتر بود.
    روزي از پيامبر(ص) شنيد كه آن حضرت فرمود: همه مردم در روز قيامت، برهنه مادر زاد، محشور مي گردند، تا اين سخن را شنيد گفت: واسواتاه!: (واي از اين رسوائي)
    پيامبر(ص) او را دلداري داد و به او فرمود: من از درگاه الهي مي خواهم كه تو را با لباس محشور نمايد.
    نيز فاطمه بنت اسد، در مورد سختي فشار قبر، سخني شنيد، گفت: واضعفاه!: (واي از ناتواني!)
    پيامبر(ص) باز او را دلداري داد و فرمود: من از درگاه خدا مي خواهم كه فشار قبر را در مورد تو بر دارد.
    روزي فاطمه بنت اسد به رسول خدا(ص) عرض كرد: مي خواهم يكي از كنيزهای خود را آزاد كنم.
    پيامبر(ص) به او فرمود: اگر چنين كنی، خداوند در برابر هر عضوی از او، يك عضو تو را آتش دوزخ آزاد كند، وقتی كه فاطمه بيمار شد و در بستر وفات قرار گرفت، در حدی كه ديگر نمی توانست سخن بگويد، با اشاره به پيامبر(ص) چنين وصيت كرد:
    غلام مرا آزاد كن.
    پيامبر(ص) وصيت او را پذيرفت.
    روزي پيامبر(ص) نشسته بود، ناگاه ديد علي(ع) گريان به حضور رسول خدا(ص) آمد.
    _پيامبر: چرا گريه مي كني؟
    _علی: مادرم فاطمه(س) از دنيا رفت.
    _پيامبر: به خدا، او مادر من هم بود.(وامي والله)
    آنگاه پيامبر با شتاب برخاست تا كنار جنازه فاطمه(س) آمد، وقتي كه آن منظره را ديد، گريه كرد، سپس به بانوان دستور داد كه جنازه او را غسل دهند؛ و به آنها فرمود: وقتي كه از غسلش فارغ شديد، كاري نكنيد تا به من خبر دهيد، آنها بعد از فراغ از غسل، پيامبر(ص) را آگاه كردند، رسول خدا(ص) پيراهنی را كه در زير لباسش می پوشيد و به بدنش می چسبيد، به يكي از آن بانوان داد تا آن را كفن او كنند و به حاضران فرمود: اگر ديديد من كاري را انجام دادم كه قبل از آن، انجام نداده بودم از من بپرسند كه چرا اين كار را كردي؟
    بانوان پس از غسل و كفن، جنازه را آماده كردند، پيامبر(ص) جنازه را روي دوش كشيد و همواره زير جنازه بود تا آن را به كنار قبر نهاد، نخست داخل قبر شد و در آن دراز كشيد، سپس برخاست و جنازه را با دست خود گرفت و در ميان قبر گذاشت، آنگاه پيامبر(ص) سرش را به داخل قبر خم كرد و مدتي طولاني سر به گوش فاطمه(س) نهاد و شنيدند می فرمود: پسرت، پسرت، پسرت!
    سپس از قبر بيرون آمد و قبر را با دست مبارك پوشانيد و صاف كرد، آنگاه خود را بر روي قبر انداخت، شنيدند مي گويد:
    (لا اله الا الله اللهم اني استودعها اياك:
    معبودي جز خداي يگانه نيست، خدايا من او(فاطمه) را به تو مي سپارم.)
    آنگاه به خانه بازگشت.
    مسلمانان اين سؤال را از رسول خدا(ص) پرسيد:
    اي رسول خدا! شما را ديديم، كارهائي كردي كه قبلا به هيچكس چنين برخوردي ننموده بودي؟!
    پيامبر(ص) در پاسخ فرمود: امروز من آن مهرباني ابوطالب(كه توسط فاطمه(س) ادامه داشت) را از دست دادم، اگر چيز خوبي نزد فاطمه(س) بود، مرا از خود و فرزندانش، به آن چيز، مقدم داشت.
    من از قيامت ياد كردم و گفتم: مردم برهنه محشور مي شوند، او گفت: واي از اين رسوائي، من ضامن شدم كه خدا او را با لباس، محشور كند.
    من در نزد او از فشار قبر ياد كردم، او گفت: واي از ناتواني، من ضامن شدم كه خداوند او را از عذاب قبر نگهدارد، از اين رو او را با پيراهن خودم، كفن كردم و در قبرش خوابيدم و سر به گوشش نهادم.
    و آنچه از او مي پرسيدند، به او تلقين كردم، وقتي كه از او پرسيدند: پروردگارت كيست؟ جواب درست داد.
    وقتي كه از او پرسيدند: پيغمبرت كيست؟ جواب درست داد.
    وقتي كه از او پرسيد: امامت كيست؟ زبانش به لكنت افتاد، من به او گفتم: پسرت، پسرت، پسرت


    ویرایش توسط دژدان : 2019_11_26 در ساعت 04:48 PM
    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  8. Top | #97

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.39
    نوشته ها
    3,509
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    371
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌ های‌ اصول‌ کافی
    نگاهی‌ بر‌ زندگی‌ چهارده‌ معصوم
    معصوم‌ اول
    پیامبر‌ اسلام‌‌ (ص)


    3_نمونه اي از بزرگواري و عفو پيامبر(ص)

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    يك زن يهودي در جريان خيبر، كه در سال هشتم هجرت، واقع شد، غذائي از دست گوسفند تهيه كرده و آن را مسموم نمود و به رسول خدا(ص) خورانيد و اثر آن غذاي مسموم گاهي ظاهر مي شد و سرانجام آن حضرت، بر اثر مسموميت، بيمار و بستري شده و رحلت كرد.
    آن زن يهودي را دستگير كرده، نزد رسول خدا(ص) آوردند، پيامبر(ص) به او فرمود:
    چرا چنين كاري انجام دادي؟
    _زن گفت: با خود گفتم: اگر پيغمبر باشد، به او زيان نمي رساند و اگر پادشاه باشد، مردم را از او آسوده خواهم كرد.
    رسول خدا(ص) آن زن را مجازات نكرد و بخشيد.


    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  9. Top | #98

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.39
    نوشته ها
    3,509
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    371
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌ های‌ اصول‌ کافی
    نگاهی‌ بر‌ زندگی‌ چهارده‌ معصوم
    معصوم‌ اول
    پیامبر‌ اسلام‌‌ (ص)


    4_سرپرستي عبدالمطلب از پيامبر(ص)

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    عبدالمطلب بزرگ و رئيس مكه، جد پيامبر(ص)(يعني پدر عبدالله) بود، پيامبر(ص) قبل از آنكه به دنيا بيايد، پدرش از دنيا رفت و هنگامي كه شش ساله بود مادرش از دنيا رفت، سرپرستي آن حضرت را عبدالمطلب به عهده گرفت، به خصوص او از كتابها و اخبار پيامبران و قرائن دريافته بود كه محمد(ص) پيامبر آخر الزمان است، از اين رو در حفظ او، مراقبت مي كرد تا اينكه عبدالمطلب در سال هشتم ولادت پيامبر(ص) از دنيا رفت.
    عبدالمطلب، شتران بسيار داشت، ساربانان متعدد، از آن شترها در چراگاهها نگهباني مي كردند، به عبدالمطلب خبر رسيد كه چند شتر او فرار كرده و از چراگاه دور شده اند، عبدالمطلب، محمد(ص) را كه در آن هنگام كمتر از هشت سال داشت براي گردآور شترها به بيابان فرستاد، ولي او رفت و دير كرد و همين موجب نگراني شديد عبدالمطلب شد, با خود مي گفت مبادا اين كودك دستخوش حوادث شده و كشته شده باشد، عبدالمطلب كه به خداي يكتا ايمان داشت كنار كعبه آمد و حلقه در كعبه را مي گرفت و مي گفت:
    (يا رب اتهلك الك ان تفعل فامر مابدالك:
    پروردگار! آيا اهل خود را هلاك مي كني؟ اگر چنين باشد، امري از جانب تو ظاهر شده.)
    (يعني طبق اخبار، تو مي خواستي اين كودك، پيغمبر گردد، ولي اكنون(بدا) حاصل شد، و براي ما آشكار گشت كه خواسته تو، موقت بود).
    طولي نكشيد كه محمد(ص) در حالي كه شترهاي فراري را جمع كرده بود بازگشت.
    عبدالمطلب كساني را به هر جاده و دره براي جستجوي پيامبر(ص) فرستاده بود و فرياد مي زد: خدايا! آيا اهل خود را هلاك مي كني اگر چنين كني براي تو بدا حاصل شده است.
    ولي وقتي كه چشمش به سيماي نوراني محمد(ص) افتاد، او را در آغوش گرفت و بوسيد و فرمود: پسر جانم! پس از اين تو را براي كاري به جايي نمي فرستم، چرا كه مي ترسم، دستخوش حوادث شده و ناگهان كشته شوي.


    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  10. Top | #99

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.39
    نوشته ها
    3,509
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    371
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌ های‌ اصول‌ کافی
    نگاهی‌ بر‌ زندگی‌ چهارده‌ معصوم
    معصوم‌ اول
    پیامبر‌ اسلام‌‌ (ص)


    5_راز احترام عبدالمطلب به پيامبر(ص)

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    در آن هنگام كه عبدالمطلب از پيامبر(ص) سرپرستي مي كرد كه دوران كودكي پيامبر(ص) تا هشت سالگي بود در آستانه كعبه، فرشي مي گستردند كه مخصوصي عبدالمطلب بود و براي ديگري در آنجا فرش گسترده نمي شد، عبدالمطلب فرزنداني داشت، كه بالاي سرش مي ايستادند و از كساني كه نزديكش مي رفتند، جلوگيري مي كردند.
    رسول خدا(ص) كه كودك تازه به راه افتاده بود و روي زانو عبدالمطلب نشست.
    يكي از پسران عبدالمطلب، خم شد تا رسول خدا(ص) را از او دور كند، عبدالمطلب با تندي رو به او كرد و گفت:
    (دع ابني فان الملك قد اتاه:
    از پسرم دست بدار، زيرا فرشته نزد او آمده است.)


    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  11. Top | #100

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.39
    نوشته ها
    3,509
    صلوات
    28187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    371
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌ های‌ اصول‌ کافی
    نگاهی‌ بر‌ زندگی‌ چهارده‌ معصوم
    معصوم‌ اول
    پیامبر‌ اسلام‌‌ (ص)


    6_ايمان ابوطالب و تمجيد او از محمد(ص)

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    شخصي به امام صادق(ع) گفت: اهل تسنن گمان مي كنند كه ابوطالب كافر بوده است؟
    _امام صادق: آنها دروغ مي گويند، چگونه او كافر بود، با اينكه در اشعاي چنين مي گويد:
    (الم تعلموا انا وجدنا محمدا
    نبيا كموسي خط في اول الكتب
    لقد علموا ان ابننا لا مكذب
    لدينا ولايعنا بقيل الاباطل
    والبيض يستسقي الغمام بوجهه
    ثمال اليتامي عصمة للا رامل:
    مگر نمي دانند كه ما محمد(ص) را مانند موسي(ع)، پيغمبري يافته ايم كه نامش در كتابهاي پيشينيان نوشته شده است.
    مردم دانسته اند كه ما پسرمان محمد را به دروغ نسبت ندهيم و به سخن بيهوده گويان، اعتنا نمي شود، محمد(ص) رو سفيد و آبرومندي است كه به احترام آبروي او از ابرها طلب باران مي شود، او فريادرس يتيمان و پناه بيوه زنان مي باشد.)
    لازم به توضيح است: شعر آخر، اشاره به دوران كودكي محمد(ص) است، كه در آن دوران، قحطي و خشكسالي در مكه پيدا شد، عبدالمطلب به پسرش ابوطالب دستور داد، تا محمد(ص) را كه كودكي در قنداق بود، بردارد و در كنار كعبه به سوي آسمان بلند كند و بگويد:
    پروردگارا! به حق اين كودك، باراني فراوان براي ما بفرست، ابوطالب اين دستور را اجرا كرد، پس از ساعتي باران فراوان آمد.


    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

صفحه 10 از 11 نخستنخست ... 891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. اصول دین و فروع دین ؟میخوام بدونم
    توسط یا علی ابن الحسین در انجمن پرسش و پاسخ (موارد دیگر)
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 2014_06_02, 08:37 PM
  2. پژوهشى در اصول، مبانى و فرايند ترجمه قرآن
    توسط مدهامتان در انجمن فرایند ترجمه قرآن
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 2014_03_18, 01:43 PM
  3. کتاب الفصول العشره فى الغيبه
    توسط گل مريم در انجمن کتاب و کتابشناسی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2013_08_29, 04:59 PM
  4. اصول و جلوه‌های زیبایی شناسی در قرآن کریم
    توسط صبور در انجمن زیبایی شناسی
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 2013_07_05, 11:53 AM
  5. اصول و مباني زيبايي شناسي قرآن كريم‌
    توسط صبور در انجمن زیبایی شناسی
    پاسخ: 18
    آخرين نوشته: 2013_07_04, 02:08 PM

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

کانال ترجمه ی شهر نورانی قرآن

انجمن شهر نورانی قرآن محیطی پر از آرامش و اطمینان که فعالیت خود را از فروردین سال 1392 آغاز نموده است
ایمیل پست الکترونیکی مدیریت سایت : [email protected]

ساعت 03:47 PM