اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآء وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: مرثیه امام رضا(علیه السلام)

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    اللهم عجل لولیک الفرج
    میانگین پست در روز
    2.24
    نوشته ها
    6,958
    صلوات
    24510
    دلنوشته
    18
    ممنون از دعای زیبا و حاجتهاتون إن شاءالله خوشبخت و سلامت و عاقبت بخیر باشید
    صلوات و تشکر
    10,190
    مورد صلوات
    10,559 در 4,686 پست
    نوشته های وبلاگ
    174
    دریافت کتاب
    81
    آپلود کتاب
    135

    پیش فرض مرثیه امام رضا(علیه السلام)







    مرثیه امام رضا(علیه السلام)



    مامون لعین زهر جفا داد رضا را ، نشناخت خدا را
    مقتول ستم کرده غریب الغربا را ، نشناخت خدا را
    ای شیعه بیا خون دل از دیده روان کن، فریاد و فغان کن
    در طوس بیا و بنگر کرب و بلا را ، هم سوز و نوا را
    بود شاه غریبان به مدینه برِ اجداد، با خواهر و اولاد
    در طوس طلب کرد شه هر دو سرا را، نشناخت خدا را
    آمد چو به غربت خلف حیدر کرار، بی مونس و غم خوار
    خواهر ز غمش داشت همی دیده به ره را، گم کرده رضا را
    آورده به غربت شه دین را به خراسان، آن زاده هارون
    پس از ره بیداد به او کرده جفا را، نشناخت خدا را
    گر دست به آن شاه همی داده به بیعت، ننموده اطاعت
    میخواست که خاموش کند نور خدا را ، نشناخت خدا را
    گاهی ز سر لطف همی گفت پسر عم، آن ملحد ظالم
    گاهی ز سر قهر نمود جور و جفا را، نشناخت خدا را
    آخر به عنب زهر جفا کرد به شه داد، آن زاده شداد
    نمرود نکرده است چنین ظلم وجفا را، نشناخت خدا را
    از منزل هارون چه به بیرون شده نالان، با حالت افغان
    آن سید مظلوم به سر کرده عبا را، نوشیده بلا را
    گفتا به اباصلت حزین آن شه خوبان، رفتم بر جانان
    بنشین ز غم و قفل نما باب و سرا را، راضیم قضا را
    فرزند عزیزش به مدینه ز غم باب، گردیده چه بی تاب
    آمد به خراسان ز مدینه همه ره را، گم کرده رضا را
    دید از ستم زهر فتاده است سر خاک، آن سید لولاک
    بالین پدر خشت شد آن سرِّ خدا را، آن غرق بلا را
    گفتا به پدر چشم گشا ای شه مظلوم، گشتی ز که مسموم
    در گردن خود کرده تقی شال عزا را، پوشیده سیه را
    بگشود نظر شاه چه دیدار تقی را، آن نور جلی را
    گفتا تو امامی همه خلق خدا را، هم هادی ره را
    عطار حزین گرچه ملول است به هر حال ، گر نیست ورا مال
    شاها نظر لطف بکن بی سر و پا را، هم هر دو سرا را
    ویرایش توسط گل مريم : 2016_11_30 در ساعت 10:57 AM

    اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

    دل من داند و من دانم و تنها دل من

    یا ابا صالح علیه السلام ادرکنی



    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه ی قرآن شهر نورانی قرآن
    https://دtelegram.me/shahrenuraniquran

    کانال مکالمه ی عربی شهر نورانی قرآن(آموزش دروس صدی الحیاة و لهجه ی عراقی)
    https://telegram.me/mokalemeharabik


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

کانال ترجمه ی شهر نورانی قرآن

انجمن شهر نورانی قرآن محیطی پر از آرامش و اطمینان که فعالیت خود را از فروردین سال 1392 آغاز نموده است
ایمیل پست الکترونیکی مدیریت سایت : info@shahrequran.ir

ساعت 11:46 AM