انتخاب رنگ سبز انتخاب رنگ آبی انتخاب رنگ قرمز انتخاب رنگ نارنجی

اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآء وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

موضوع: تدبر در آیات نورانی قرآن (بسم الله الرحمن الرحیم)

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    اللهم عجل لولیک الفرج
    میانگین پست در روز
    2.83
    نوشته ها
    6,806
    صلوات
    24510
    دلنوشته
    18
    ممنون از دعای زیبا و حاجتهاتون إن شاءالله خوشبخت و سلامت و عاقبت بخیر باشید
    صلوات و تشکر
    10,096
    مورد صلوات
    10,342 در 4,586 پست
    نوشته های وبلاگ
    173
    دریافت کتاب
    81
    آپلود کتاب
    135

    پیش فرض تدبر در آیات نورانی قرآن (بسم الله الرحمن الرحیم)






    بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِیمِ

    بيان [سبب ابتداء به" بسم اللَّه"]


    (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ) بسيار مى ‏شود كه مردم، عملى را كه مى‏ كنند، و يا مى‏ خواهند آغاز آن كنند، عمل خود را با نام عزيزى و يا بزرگى آغاز مى‏ كنند، تا باين وسيله مبارك و پر اثر شود، و نيز آبرويى و احترامى به خود بگيرد، و يا حداقل باعث شود كه هر وقت نام آن عمل و يا ياد آن به ميان‏ مى‏ آيد، به ياد آن عزيز نيز بيفتند.

    [آغاز نمودن اعمال و گفتار با نام خدا ادب است و عمل را خدايى و نيك فرجام مى‏ كند]

    عين اين منظور را در نام گذاريها رعايت مى‏ كنند، مثلا مى‏ شود كه مولودى كه برايشان متولد مى‏ شود، و يا خانه، و يا مؤسسه‏ اى كه بنا مى‏ك نند، بنام محبوبى و يا عظيمى نام مى‏ گذارند، تا آن نام با بقاء آن مولود، و آن بناى جديد، باقى بماند، و مسماى اولى به نوعى بقاء يابد، و تا مسماى دومى باقى است باقى بماند، مثل كسى كه فرزندش را به نام پدرش نام مى‏ گذارد، تا همواره نامش بر سر زبانها بماند، و فراموش نشود.

    اين معنا در كلام خداى تعالى نيز جريان يافته، خداى تعالى كلام خود را به نام خود كه عزيزترين نام است آغاز كرده، تا آنچه كه در كلامش هست مارك او را داشته باشد، و مرتبط با نام او باشد، و نيز ادبى باشد تا بندگان خود را به آن ادب، مؤدب كند، و بياموزد تا در اعمال و افعال و گفتارهايش اين ادب را رعايت نموده، آن را با نام وى آغاز نموده، مارك وى را به آن بزند، تا عملش خدايى شده، صفات اعمال خدا را داشته باشد، و مقصود اصلى از آن اعمال، خدا و رضاى او باشد، و در نتيجه باطل و هالك و ناقص و ناتمام نماند، چون به نام خدايى آغاز شده كه هلاك و بطلان در او راه ندارد.

    خواهيد پرسيد كه دليل قرآنى اين معنا چيست؟

    در پاسخ مى‏ گوئيم دليل آن اين است كه خداى تعالى در چند جا از كلام خود بيان فرموده:

    كه آنچه براى رضاى او و به خاطر او و به احترام او انجام نشود باطل و بى اثر خواهد بود، و نيز فرموده: بزودى بيك يك اعمالى كه بندگانش انجام داده مى‏پردازد، و آنچه به احترام او و به خاطر او انجام نداده ‏اند نابود و هباء منثورا مى‏ كند، و آنچه به غير اين منظور انجام داده ‏اند، حبط و بى اثر و باطل مى‏كند، و نيز فرموده: هيچ چيزى جز وجه كريم او بقاء ندارد، در نتيجه هر چه به احترام او و وجه كريمش و به خاطر رضاى او انجام شود، و به نام او درست شود باقى مى‏ ماند، چون خود او باقى و فنا ناپذير است، و هر امرى از امور از بقاء، آن مقدار نصيب دارد، كه خدا از آن امر نصيب داشته باشد.

    و نيز اين معنا همانست كه حديث مورد اتفاق شيعه و سنى آن را افاده مى‏ كند، و آن اين است كه رسول خدا (ص) فرمود: (هر امرى از امور كه اهميتى داشته باشد، اگر به نام خدا آغاز نشود، ناقص و أبتر مى‏ ماند، و به نتيجه نمى‏ رسد) «تفسير صافى ج 1 ص 52» و كلمه (ابتر) بمعناى چيزيست كه آخرش بريده باشد.

    از همين جا مى‏توانيم بگوئيم حرف (باء) كه در اول (بسم اللَّه) است، از ميان معناهايى كه براى آنست، معناى ابتداء با اين معنايى كه ما ذكر كرديم مناسب‏تر است، در نتيجه معناى جمله اين مى‏شود: كه (من به نام خدا آغاز مى‏ كنم).





    اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

    دل من داند و من دانم و تنها دل من

    یا ابا صالح علیه السلام ادرکنی



    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه ی قرآن شهر نورانی قرآن
    https://دtelegram.me/shahrenuraniquran

    کانال مکالمه ی عربی شهر نورانی قرآن(آموزش دروس صدی الحیاة و لهجه ی عراقی)
    https://telegram.me/mokalemeharabik


  2. 5 کاربر برای پست " گل مريم " عزیز صلوات فرستاده.

    مدير سايت (2013_07_11), مدیریت محتوایی انجمن (2013_05_19), مشعشع (2013_05_19), زنبق بنفش (2013_05_19), سحر (2016_01_22)

  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    اللهم عجل لولیک الفرج
    میانگین پست در روز
    2.83
    نوشته ها
    6,806
    صلوات
    24510
    دلنوشته
    18
    ممنون از دعای زیبا و حاجتهاتون إن شاءالله خوشبخت و سلامت و عاقبت بخیر باشید
    صلوات و تشکر
    10,096
    مورد صلوات
    10,342 در 4,586 پست
    نوشته های وبلاگ
    173
    دریافت کتاب
    81
    آپلود کتاب
    135

    پیش فرض





    [غرض از سراسر قرآن يك امر است و آن هدايت، اين يك امر با نام خدا آغاز شده‏]


    مخصوصا اين تناسب از اين جهت روشن‏تر به نظر مى‏رسد كه كلام خدا با اين جمله آغاز شده، و كلام، خود فعلى است از افعال، و ناگزير داراى وحدتى است، و وحدت كلام به وحدت معنا و مدلول آن است، پس لا جرم كلام خدا از اول تا به آخرش معناى واحدى دارد، و آن معناى واحد غرضى است كه به خاطر آن غرض، كلام خود را به بندگان خود القاء كرده است.

    حال آن معناى واحدى كه غرض از كلام خداى تعالى است چيست؟ از آيه: (قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ، يَهْدِي بِهِ اللَّهُ، از سوى خدا به سوى شما نورى و كتابى آشكار آمد، كه به سوى خدا راه مى‏ نمايد) ...، «
    سوره مائده آيه 16» و آياتى ديگر، كه خاصيت و نتيجه از كتاب و كلام خود را هدايت بندگان دانسته، فهميده ميشود:

    كه آن غرض واحد هدايت خلق است، پس در حقيقت هدايت خلق با نام خدا آغاز شده، خدايى كه مرجع همه بندگان است، خدايى كه رحمان است، و به همين جهت سبيل رحمتش را براى عموم بندگانش چه مؤمن و چه كافر بيان مى‏كند، آن سبيلى كه خير هستى و زندگى آنان در پيمودن آن سبيل است، و خدايى كه رحيم است، و به همين جهت سبيل رحمت خاصه ‏اش را براى خصوص مؤمنين بيان مى‏كند، آن سبيلى كه سعادت آخرت آنان را تامين نموده، و به ديدار پروردگارشان منتهى مى‏شود،

    و در جاى ديگر از اين دو قسم رحمتش، يعنى رحمت عامه و خاصه ‏اش خبر داده، فرمود: (وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ، فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ، رحمتم همه چيز را فرا گرفته، و بزودى همه آن را به كسانى كه تقوى پيشه كنند اختصاص مى‏ دهم) «
    سوره اعراف آيه 156»

    اين ابتداء به نام خدا نسبت به تمامى قرآن بود، كه گفتيم غرض از سراسر قرآن يك امر است، و آن هدايت است، كه در آغاز قرآن اين يك عمل با نام خدا آغاز شده است.

    اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

    دل من داند و من دانم و تنها دل من

    یا ابا صالح علیه السلام ادرکنی



    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه ی قرآن شهر نورانی قرآن
    https://دtelegram.me/shahrenuraniquran

    کانال مکالمه ی عربی شهر نورانی قرآن(آموزش دروس صدی الحیاة و لهجه ی عراقی)
    https://telegram.me/mokalemeharabik


  4. 4 کاربر برای پست " گل مريم " عزیز صلوات فرستاده.

    مهاجر (2013_07_10), مدير سايت (2013_07_11), مدیریت محتوایی انجمن (2013_05_19), زنبق بنفش (2013_05_19)

  5. Top | #3

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    اللهم عجل لولیک الفرج
    میانگین پست در روز
    2.83
    نوشته ها
    6,806
    صلوات
    24510
    دلنوشته
    18
    ممنون از دعای زیبا و حاجتهاتون إن شاءالله خوشبخت و سلامت و عاقبت بخیر باشید
    صلوات و تشکر
    10,096
    مورد صلوات
    10,342 در 4,586 پست
    نوشته های وبلاگ
    173
    دریافت کتاب
    81
    آپلود کتاب
    135

    پیش فرض





    [علت ابتداء هر سوره با بسم اللَّه‏]

    و اما اينكه اين نام شريف بر سر هر سوره تكرار شده، نخست بايد دانست كه خداى سبحان كلمه (سوره) را در كلام مجيدش چند جا آورده، از آن جمله فرموده: (فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ)، «
    سوره يونس آيه 38» و فرموده: (فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ) «سوره هود آيه 13» و فرموده: (إِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ)، «توبه آيه 86» و فرموده: (سُورَةٌ أَنْزَلْناها وَ فَرَضْناها). «سوره نور آيه 1» از اين آيات مى ‏فهميم كه هر يك از اين سوره‏ ها طائفه ‏اى از كلام خدا است، كه براى خود و جداگانه، وحدتى دارند، نوعى از وحدت، كه نه در ميان ابعاض يك سوره هست، و نه ميان سوره‏اى و سوره‏اى ديگر.

    و نيز از اينجا مى‏ فهميم كه اغراض و مقاصدى كه از هر سوره بدست مى ‏آيد مختلف است، و هر سوره ‏اى غرضى خاص و معناى مخصوصى را ايفاء مى‏كند، غرضى را كه تا سوره تمام نشود آن غرض نيز تمام نمى‏شود، و بنا بر اين جمله (بسم اللَّه) در هر يك از سوره ‏ها راجع به آن غرض واحدى است كه در خصوص آن سوره تعقيب شده است.

    پس بسم اللَّه در سوره حمد راجع به غرضى است كه در خصوص اين سوره هست و آن معنايى كه از خصوص اين سوره بدست مى‏ آيد، و از ريخت اين سوره برمى ‏آيد حمد خدا است، اما نه تنها بزبان، بلكه باظهار عبوديت، و نشان دادن عبادت و كمك خواهى و در خواست هدايت است، پس كلامى است كه خدا به نيابت از طرف بندگان خود گفته، تا ادب در مقام اظهار عبوديت را به بندگان خود بياموزد.

    و اظهار عبوديت از بنده خدا همان عملى است كه مى‏ كند، و قبل از انجامش بسم اللَّه مى‏گويد، و امر ذى بال و مهم همين كارى است كه اقدام بر آن كرده، پس ابتدا به نام خداى سبحان هم راجع به او است، و معنايش اين است: خدايا من به نام تو عبوديت را براى تو آغاز مى‏ كنم،

    پس بايد گفت: متعلق باء در بسم اللَّه سوره حمد" ابتداء" است، در حقيقت مى‏خواهيم اخلاص در مقام عبوديت، و گفتگوى با خدا را به حد كمال برسانيم، و بگوئيم پروردگارا حمد تو را با نام تو آغاز مى‏كنم، تا اين عملم نشانه و مارك تو را داشته باشد، و خالص براى تو باشد، ممكن هم هست همانطور كه قبلا گفتيم متعلق آن فعل (ابتداء) باشد، و معنايش اين باشد كه خدايا من خواندن سوره و يا قرآن را با نام تو آغاز مى‏كنم، بعضى هم گفته‏ اند: (باء) استعانت است، و لكن معنى ابتداء مناسب‏تر است، براى اينكه در خود سوره، مسئله استعانت صريحا آمده، و فرمود: (إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ)، ديگر حاجت به آن نبود كه در بسم اللَّه نيز آن را بياورد.

    اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

    دل من داند و من دانم و تنها دل من

    یا ابا صالح علیه السلام ادرکنی



    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه ی قرآن شهر نورانی قرآن
    https://دtelegram.me/shahrenuraniquran

    کانال مکالمه ی عربی شهر نورانی قرآن(آموزش دروس صدی الحیاة و لهجه ی عراقی)
    https://telegram.me/mokalemeharabik


  6. 4 کاربر برای پست " گل مريم " عزیز صلوات فرستاده.

    مهاجر (2013_07_10), مدیریت محتوایی انجمن (2013_05_19), مشعشع (2013_05_19), زنبق بنفش (2013_05_19)

  7. Top | #4

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    اللهم عجل لولیک الفرج
    میانگین پست در روز
    2.83
    نوشته ها
    6,806
    صلوات
    24510
    دلنوشته
    18
    ممنون از دعای زیبا و حاجتهاتون إن شاءالله خوشبخت و سلامت و عاقبت بخیر باشید
    صلوات و تشکر
    10,096
    مورد صلوات
    10,342 در 4,586 پست
    نوشته های وبلاگ
    173
    دریافت کتاب
    81
    آپلود کتاب
    135

    پیش فرض





    [معنى و موارد استعمال لفظ" اسم"]

    و اما اسم؟ اين كلمه در لغت بمعناى لفظى است كه بر مسمى دلالت كند، و اين كلمه از ماده (سمه) اشتقاق يافته، و سمه به معناى داغ و علامتى است كه بر گوسفندان مى‏ زدند، تا مشخص شود كداميك از كدام شخص است، و ممكن هم هست اشتقاقش از (سمو) به معناى بلندى باشد، مبدأ اشتقاقش هر چه باشد كارى نداريم، فعلا آنچه لغت و عرف از لفظ (اسم) مى‏ فهمد، لفظ دلالت كننده است، و معلوم است كه لازمه اين معنا اين است كه غير مدلول و مسمى باشد.

    البته اين يك استعمال است، استعمال ديگر اينكه اسم بگوئيم و مرادمان از آن ذاتى باشد كه وصفى از اوصافش مورد نظر ما است، كه در اين مورد كلمه (اسم) ديگر از مقوله الفاظ نيست، بلكه از اعيان خارجى است، چون چنين اسمى همان مسماى كلمه (اسم) به معناى قبلى است.

    مثلا كلمه (عالم- دانا- كه يكى از اسماء خداى تعالى است) اسمى است كه دلالت مى ‏كند بر آن ذاتى كه به اين اسم مسمى شده، و آن ذات عبارت است از ذات بلحاظ صفت علمش، و همين كلمه در عين حال اسم است براى ذاتى كه از خود آن ذات جز از مسير صفاتش خبرى نداريم، در مورد اول اسم از مقوله الفاظ بود، كه بر معنايى دلالت مى‏ كرد، ولى در مورد دوم، ديگر اسم لفظ نيست، بلكه ذاتى است از ذوات كه داراى وصفى است از صفات.

    و اما اينكه چرا با اين كلمه چنين معامله‏ اى شده، كه يكى مانند ساير كلمات از مقوله الفاظ، و جايى ديگر از مقوله اعيان خارجى باشد؟ در پاسخ مى‏ گوئيم علتش اين شده كه نخست ديده ‏اند لفظ (اسم) وضع شده براى الفاظى كه دلالت بر مسمياتى كند، ولى بعدها بر خوردند كه اوصاف هر كسى در معرفى او و متمايز كردنش از ديگران كار اسم را مى‏كند، به طورى كه اگر اوصاف كسى طورى در نظر گرفته شود كه ذات او را حكايت كند، آن اوصاف درست كار الفاظ را مى‏ كند، چون الفاظ بر ذوات خارجى دلالت مى‏كند، و چون چنين ديدند، اينگونه اوصاف را هم اسم ناميدند.

    نتيجه اين نامگذارى اين شد كه فعلا (اسم) همانطور كه در مورد لفظ استعمال مى‏شود، و بان لحاظ اصلا امرى لفظى است، همچنين در مورد صفات معرف هر كسى نيز استعمال مى‏شود، و به اين لحاظ از مقوله الفاظ نيست، بلكه از اعيان است.
    آن گاه ديدند آن چيزى كه دلالت مى‏كند بر ذات، و از هر چيزى به ذات نزديكتر است، اسم بمعناى دوم است، (كه با تجزيه و تحليل عقلى اسم شده)، و اگر اسم به معناى اول بر ذات دلالت مى‏كند، با وساطت اسم بمعناى دوم است، از اين رو اسم بمعناى دوم را اسم ناميدند، و اسم به معناى اول را اسم اسم.

    البته همه اينها كه گفته شد مطالبى است كه تحليل عقلى آن را دست مى ‏دهد، و نمى‏ شود لغت را حمل بر آن كرد، پس هر جا كلمه (اسم) را ديديم، ناگزيريم حمل بر همان معناى اول كنيم.

    در صدر اول اسلام اين نزاع همه مجامع را بخود مشغول كرده بود، و متكلمين بر سر آن مشاجره‏ ها مى‏ كردند، كه آيا اسم عين مسمى است؟ و يا غير آنست؟ و لكن اينگونه مسائل ديگر امروز مطرح نمى‏شود، چون آن قدر روشن شده كه به حد ضرورت رسيده است، و ديگر صحيح نيست كه آدمى خود را به آن مشغول نموده، قال و قيل صدر اول را مورد بررسى قرار دهد، و حق را به يك طرف داده، سخن ديگرى را ابطال كند، پس بهتر آن است كه ما نيز متعرض آن نشويم.

    اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

    دل من داند و من دانم و تنها دل من

    یا ابا صالح علیه السلام ادرکنی



    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه ی قرآن شهر نورانی قرآن
    https://دtelegram.me/shahrenuraniquran

    کانال مکالمه ی عربی شهر نورانی قرآن(آموزش دروس صدی الحیاة و لهجه ی عراقی)
    https://telegram.me/mokalemeharabik


  8. 4 کاربر برای پست " گل مريم " عزیز صلوات فرستاده.

    مهاجر (2013_07_10), مدیریت محتوایی انجمن (2013_05_19), مشعشع (2013_05_19), زنبق بنفش (2013_05_19)

  9. Top | #5

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    اللهم عجل لولیک الفرج
    میانگین پست در روز
    2.83
    نوشته ها
    6,806
    صلوات
    24510
    دلنوشته
    18
    ممنون از دعای زیبا و حاجتهاتون إن شاءالله خوشبخت و سلامت و عاقبت بخیر باشید
    صلوات و تشکر
    10,096
    مورد صلوات
    10,342 در 4,586 پست
    نوشته های وبلاگ
    173
    دریافت کتاب
    81
    آپلود کتاب
    135

    پیش فرض





    [توضيح لفظ جلاله" اللَّه"]

    و اما لفظ جلاله (اللَّه)، اصل آن (ال اله) بوده، كه همزه دومى در اثر كثرت استعمال حذف شده، و بصورت اللَّه در آمده است، و كلمه (اله) از ماده (إله) باشد، كه به معناى پرستش است، وقتى مى‏ گويند (اله الرجل و ياله)، معنايش اين است كه فلانى عبادت و پرستش كرد، ممكن هم هست از ماده (و ل ه) باشد، كه بمعناى تحير و سرگردانى است، و كلمه نامبرده بر وزن (فعال) به كسره فاء، و بمعناى مفعول (مالوه) است، هم چنان كه كتاب بمعناى مكتوب (نوشته شده) مى‏باشد، و اگر خداى را اله گفته‏ اند، چون مالوه و معبود است، و يا بخاطر آن است كه عقول بشر در شناسايى او حيران و سرگردان است.

    و ظاهرا كلمه (اللَّه) در اثر غلبه استعمال علم (اسم خاص) خدا شده، و گر نه قبل از نزول قرآن اين كلمه بر سر زبانها دائر بود، و عرب جاهليت نيز آن را مى‏ شناختند، هم چنان كه آيه شريفه:

    (وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ؟ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ و اگر از ايشان بپرسى چه كسى ايشان را خلق كرده، هر آينه خواهند گفت: اللَّه)، «
    زخرف آيه 87» و آيه: (فَقالُوا هذا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ، وَ هذا لِشُرَكائِنا، پس در باره قربانيان خود گفتند:
    اين مال اللَّه، و اين مال شركائى كه ما براى خدا داريم)،
    «
    انعام آيه 136» اين شناسايى را تصديق مى‏كند.

    از جمله ادله ‏اى كه دلالت مى‏كند بر اينكه كلمه (اللَّه) علم و اسم خاص خدا است، اين است كه خداى تعالى به تمامى اسماء حسنايش و همه افعالى كه از اين اسماء انتزاع و گرفته شده، توصيف مى‏ شود، ولى با كلمه (اللَّه) توصيف نمى ‏شود،

    مثلا مى‏گوييم اللَّه رحمان است، رحيم است، ولى بعكس آن نميگوئيم، يعنى هرگز گفته نميشود: كه رحمان اين صفت را دارد كه اللَّه است و نيز مى‏ گوييم (رحم اللَّه و علم اللَّه و رزق اللَّه، خدا رحم كرد، و خدا دانست، و خدا روزى داد،) ولى هرگز نميگوئيم (اللَّه الرحمن، رحمان اللَّه شد)، و خلاصه، اسم جلاله نه صفت هيچيك از اسماء حسناى خدا قرار مى‏ گيرد، و نه از آن چيزى به عنوان صفت براى آن اسماء گرفته ميشود.

    از آنجايى كه وجود خداى سبحان كه اله تمامى موجودات است، خودش خلق را به سوى صفاتش هدايت مى‏ كند، و مى ‏فهماند كه به چه اوصاف كمالى متصف است، لذا مى ‏توان گفت كه كلمه (اللَّه) بطور التزام دلالت بر همه صفات كمالى او دارد، و صحيح است بگوئيم لفظ جلاله (اللَّه) اسم است براى ذات واجب الوجودى كه دارنده تمامى صفات كمال است، و گر نه اگر از اين تحليل بگذريم، خود كلمه (اللَّه) پيش از اينكه نام خداى تعالى است، بر هيچ چيز ديگرى دلالت ندارد، و غير از عنايتى كه در ماده (ا ل ه) است، هيچ عنايت ديگرى در آن بكار نرفته است.

    اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

    دل من داند و من دانم و تنها دل من

    یا ابا صالح علیه السلام ادرکنی



    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه ی قرآن شهر نورانی قرآن
    https://دtelegram.me/shahrenuraniquran

    کانال مکالمه ی عربی شهر نورانی قرآن(آموزش دروس صدی الحیاة و لهجه ی عراقی)
    https://telegram.me/mokalemeharabik


  10. 3 کاربر برای پست " گل مريم " عزیز صلوات فرستاده.

    مدیریت محتوایی انجمن (2013_05_19), مشعشع (2013_05_19), زنبق بنفش (2013_05_19)

  11. Top | #6

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    اللهم عجل لولیک الفرج
    میانگین پست در روز
    2.83
    نوشته ها
    6,806
    صلوات
    24510
    دلنوشته
    18
    ممنون از دعای زیبا و حاجتهاتون إن شاءالله خوشبخت و سلامت و عاقبت بخیر باشید
    صلوات و تشکر
    10,096
    مورد صلوات
    10,342 در 4,586 پست
    نوشته های وبلاگ
    173
    دریافت کتاب
    81
    آپلود کتاب
    135

    پیش فرض





    [معنى رحمن و رحيم و فرق آن دو]

    و اما دو وصف رحمان و رحيم، دو صفتند كه از ماده رحمت اشتقاق يافته ‏اند، و رحمت صفتى است انفعالى، و تاثر خاصى است درونى، كه قلب هنگام ديدن كسى كه فاقد چيزى و يا محتاج به چيزى است كه نقص كار خود را تكميل كند، متاثر شده، و از حالت پراكندگى به حالت جزم و عزم در مى‏ آيد، تا حاجت آن بيچاره را بر آورد، و نقص او را جبران كند، چيزى كه هست اين معنا با لوازم امكانيش در باره خدا صادق نيست، و به عبارت ديگر، رحمت در خداى تعالى هم به معناى تاثر قلبى نيست، بلكه بايد نواقص امكانى آن را حذف كرد، و باقى مانده را كه همان اعطاء، و افاضه، و رفع حاجت حاجتمند است، به خدا نسبت داد.

    كلمه (رحمان) صيغه مبالغه است كه بر كثرت و بسيارى رحمت دلالت مى‏ كند، و كلمه (رحيم) بر وزن فعيل صفت مشبهه است، كه ثبات و بقاء و دوام را ميرساند، پس خداى رحمان معنايش خداى كثير الرحمة، و معناى رحيم خداى دائم الرحمة است، و بهمين جهت مناسب با كلمه رحمت اين است كه دلالت كند بر رحمت كثيرى كه شامل حال عموم موجودات و انسانها از مؤمنين و كافر مى ‏شود، و به همين معنا در بسيارى از موارد در قرآن استعمال شده، از آن جمله فرموده: (الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى‏، مصدر رحمت عامه خدا عرش است كه مهيمن بر همه موجودات است) «
    سوره طه آيه 5» و نيز فرموده: (قُلْ مَنْ كانَ فِي الضَّلالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمنُ مَدًّا، بگو آن كس كه در ضلالت است بايد خدا او را در ضلالتش مدد برساند) « سوره مريم آيه 75» و از اين قبيل موارد ديگر.

    و نيز بهمين جهت مناسب‏تر آنست كه كلمه (رحيم) بر نعمت دائمى، و رحمت ثابت و باقى او دلالت كند، رحمتى كه تنها بمؤمنين افاضه مى‏كند، و در عالمى افاضه مى‏ کند كه فنا ناپذير است، و آن عالم آخرت است، هم چنان كه خداى تعالى فرمود: (وَ كانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً، خداوند همواره، به خصوص مؤمنين رحيم بوده است)، «
    سوره احزاب آيه 43» و نيز فرموده: (إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُفٌ رَحِيمٌ، بدرستى كه او به ايشان رئوف و رحيم است)، «سوره توبه آيه 117»

    و آياتى ديگر، و به همين جهت بعضى گفته ‏اند: رحمان عام است، و شامل مؤمن و كافر مى‏شود، و رحيم خاص مؤمنين است.



    تفسیر المیزان ج 1

    اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

    دل من داند و من دانم و تنها دل من

    یا ابا صالح علیه السلام ادرکنی



    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه ی قرآن شهر نورانی قرآن
    https://دtelegram.me/shahrenuraniquran

    کانال مکالمه ی عربی شهر نورانی قرآن(آموزش دروس صدی الحیاة و لهجه ی عراقی)
    https://telegram.me/mokalemeharabik


  12. 4 کاربر برای پست " گل مريم " عزیز صلوات فرستاده.

    مهاجر (2013_07_10), مدیریت محتوایی انجمن (2013_05_19), مشعشع (2013_05_19), زنبق بنفش (2013_05_19)

  13. Top | #7

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    0.45
    نوشته ها
    1,089
    صلوات و تشکر
    1,134
    مورد صلوات
    2,083 در 861 پست
    نوشته های وبلاگ
    10
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم از تفسیر نور




    بسم الله الرحمن الرحیم

    در ميان اقوام و ملل مختلف، رسم است كه كارهاى مهم و با ارزش را به نام بزرگى از بزرگان خويش كه مورد احترام و علاقه‏ ى آنهاست، شروع مى‏ كنند تا آن كار ميمون و مبارك گردد و به انجام رسد. البتّه آنان بر اساس اعتقادات صحيح يا فاسد خويش عمل مى‏ كنند. گاهى به نام بت‏ها و طاغوت‏ها و گاهى با نام خدا و به دست اولياى خدا، كار را شروع مى ‏كنند. چنانكه در جنگ خندق، اوّلين كلنگ را رسول خدا صلى الله عليه وآله بر زمين زد.
    «بسم ‏اللَّه الرّحمن الرّحيم» سر آغاز كتاب الهى است. «بسم‏ اللَّه» نه تنها در ابتداى قرآن، بلكه در آغاز تمام كتاب‏هاى آسمانى بوده است. در سر لوحه‏ ى كار و عمل همه‏ ى انبيا «بسم‏ اللَّه» قرار داشت. وقتى كشتى حضرت نوح در ميان امواج طوفان به راه افتاد، نوح عليه السلام به ياران خود گفت: سوار شويد كه «بسم‏ اللَّه مجريها و مرسيها» يعنى حركت و توقّف اين كشتى با نام خداست. حضرت سليمان عليه السلام نيز وقتى ملكه سبا را به ايمان فراخواند، دعوتنامه خود را با جمله‏ ى «بسم ‏اللَّه الرّحمن الرّحيم» آغاز نمود.
    حضرت على عليه السلام فرمود: «بسم‏ اللَّه»، مايه بركت كارها و ترك آن موجب نافرجامى است. همچنين آن حضرت به شخصى كه جمله‏ ى «بسم ‏اللَّه» را مى ‏نوشت، فرمود: «جَوِّدها» آنرا نيكو بنويس.
    بر زبان آوردن «بسم ‏اللَّه» در شروع هر كارى سفارش شده است؛ در خوردن و خوابيدن و نوشتن، سوارشدن بر مركب و مسافرت و بسيارى كارهاى ديگر. حتّى اگر حيوانى بدون نام خدا ذبح شود، مصرف گوشت آن حرام است و اين رمز آن است كه خوراك انسان‏هاى هدف‏دار و موحّد نيز بايد جهت الهى داشته باشد.
    در حديث مى‏ خوانيم: «بسم ‏اللَّه» را فراموش نكن، حتّى در نوشتن يك بيت شعر. و رواياتى در پاداش كسى كه اوّلين بار «بسم‏ اللَّه» را به كودك ياد بدهد، وارد شده است.

  14. 3 کاربر برای پست " فاطمه " عزیز صلوات فرستاده.

    مدیریت محتوایی انجمن (2013_05_19), گل مريم (2013_05_19), زنبق بنفش (2013_05_19)

  15. Top | #8

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    0.45
    نوشته ها
    1,089
    صلوات و تشکر
    1,134
    مورد صلوات
    2,083 در 861 پست
    نوشته های وبلاگ
    10
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض





    سؤال: چرا در شروع هر كارى «بسم ‏اللَّه» سفارش شده است؟

    پاسخ: «بسم ‏اللَّه» آرم ونشانه ‏ى مسلمانى است و بايد همه كارهاى او رنگ الهى داشته باشد. همانگونه كه محصولات و كالاهاى ساخت يك كارخانه، آرم و علامت آن كارخانه را دارد؛ خواه به صورت جزيى باشد يا كلّى. مثلاً يك كارخانه چينى سازى، علامت خود را روى تمام ظروف مى ‏زند، خواه ظرف‏هاى بزرگ باشد يا ظرف‏هاى كوچك. يا اينكه پرچم هر كشورى هم بر فراز ادارات و مدارس و پادگان‏هاى آن كشور است و هم بر فراز كشتى‏ هاى آن كشور در درياها، و هم بر روى ميز ادارى كارمندان.

  16. 3 کاربر برای پست " فاطمه " عزیز صلوات فرستاده.

    مدیریت محتوایی انجمن (2013_05_19), گل مريم (2013_05_19), زنبق بنفش (2013_05_19)

  17. Top | #9

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    0.45
    نوشته ها
    1,089
    صلوات و تشکر
    1,134
    مورد صلوات
    2,083 در 861 پست
    نوشته های وبلاگ
    10
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    سؤال: آيا «بسم‏ اللَّه الرّحمن الرّحيم» آيه ‏اى مستقل است؟
    پاسخ: به اعتقاد اهل‏بيت رسول اللّه عليهم السلام كه صد سال سابقه بر ساير رهبران فقهى مذاهب دارند و در راه خدا به شهادت رسيده و در قرآن نيز عصمت و پاكى آنها به صراحت بيان شده است، آيه «بسم‏ اللَّه الرّحمن الرّحيم» آيه‏ اى مستقل و جزء قرآن است. فخر رازى در تفسير خويش شانزده دليل آورده كه «بسم‏ اللَّه» جزء سوره است. آلوسى نيز همين اعتقاد را دارد.
    در مسند احمد نيز «بسم ‏اللَّه» جزء سوره شمرده شده است. برخى از افراد كه بسم‏ اللَّه را جزء سوره ندانسته و يا در نماز آن را ترك كرده ‏اند، مورد اعتراض واقع شده ‏اند. در مستدرك حاكم آمده است: روزى معاويه در نماز بسم‏ اللَّه نگفت، مردم به او اعتراض نمودند كه «أسرقت أم نَيستَ»، آيه را دزديدى يا فراموش كردى؟!
    امامان معصوم عليهم السلام اصرار داشتند كه در نماز، بسم‏ اللَّه را بلند بگويند. امام باقر عليه السلام در مورد كسانى كه «بسم ‏اللَّه» را در نماز نمى‏ خواندند و يا جزء سوره نمى‏ شمردند، مى‏ فرمود: «سَرقوا اكرم آية» بهترين آيه قرآن را به سرقت بردند. در سنن بيهقى در ضمن حديثى آمده است: چرا بعضى »بسم ‏اللَّه« را جزء سوره قرار نداده ‏اند!
    شهيد مطهّرى قدس سره در تفسير سوره حمد، ابن عباس، عاصم، كسايى، اب ن‏عمر، ابن ‏زبير، عطاء، طاووس، فخررازى و سيوطى را از جمله كسانى معرّفى مى‏ كند كه بسم اللَّه را جزء سوره مى‏ دانستند. در تفسير قرطبى از امام صادق عليه السلام نقل شده است: «بسم‏ اللَّه» تاج سوره‏ هاست. تنها در آغاز سوره برائت (سوره توبه) بسم ‏اللَّه نيامده و اين به فرموده حضرت على عليه السلام به خاطر آن است كه «بسم‏ اللَّه» كلمه امان و رحمت است، و اعلام برائت از كفّار و مشركين، با اظهار محبّت ورحمت سازگار نيست.

  18. 3 کاربر برای پست " فاطمه " عزیز صلوات فرستاده.

    مدیریت محتوایی انجمن (2013_05_19), گل مريم (2013_05_19), زنبق بنفش (2013_05_19)

  19. Top | #10

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    0.45
    نوشته ها
    1,089
    صلوات و تشکر
    1,134
    مورد صلوات
    2,083 در 861 پست
    نوشته های وبلاگ
    10
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    سيماى «بسم اللّه»

    1- «بسم‏ اللَّه» نشانگر رنگ وصبغه‏ ى الهى و بيانگر جهت ‏گيرى توحيدى ماست.
    2- «بسم‏ اللَّه» رمز توحيد است و ذكر نام ديگران به جاى آن رمز كفر، و قرين كردن نام خدا با نام ديگران، نشانه‏ ى شرك. نه در كنار نام خدا، نام ديگرى را ببريم ونه به جاى نام او.
    3- «بسم‏اللَّه» رمز بقا ودوام است. زيرا هرچه رنگ خدايى نداشته باشد، فانى است. <18>
    4- «بسم ‏ اللَّه» رمز عشق به خدا و توكّل به اوست. به كسى كه رحمن و رحيم است عشق مى‏ ورزيم و كارمان را با توكّل به او آغاز مى ‏كنيم، كه بردن نام او سبب جلب رحمت است.
    5 - «بسم ‏اللَّه» رمز خروج از تكبّر و اظهار عجز به درگاه الهى است.
    6- «بسم ‏اللَّه» گام اوّل در مسير بندگى و عبوديّت است.
    7- «بسم ‏اللَّه» مايه‏ ى فرار شيطان است. كسى كه خدا را همراه داشت، شيطان در او مؤثّر نمى‏ افتد.
    8 - «بسم ‏اللَّه» عامل قداست يافتن كارها و بيمه كردن آنهاست.
    9- «بسم ‏اللَّه» ذكر خداست، يعنى كه خدايا من تو را فراموش نكرده ‏ام.
    10- «بسم ‏اللَّه» بيانگر انگيزه ماست، يعنى خدايا هدفم تو هستى نه مردم، نه طاغوت‏ها ونه جلوه‏ ها و نه هوس‏ها.
    11- امام رضا عليه السلام فرمود: «بسم ‏اللَّه» به اسم اعظم الهى، از سياهى چشم به سفيدى آن نزديك‏تر است.
    1- «بسم ‏اللَّه ‏الرّحمن ‏الرّحيم» در آغاز سوره، رمز آن است كه مطالب سوره، از مبدأ حقّ و مظهر رحمت نازل شده است.
    2- «بسم ‏اللَّه ‏الرّحمن ‏الرّحيم» در آغاز كتاب، يعنى هدايت تنها با استعانت از او محقّق مى‏شود.
    3- «بسم ‏اللَّه» كلامى كه سخن خدا با مردم و سخن مردم با خدا، با آن شروع مى‏ شود.
    4- رحمت الهى همچون ذات او ابدى و هميشگى است. «اللَّه الرّحمن الرّحيم»
    5 - بيان رحمت الهى در قالب‏هاى گوناگون، نشانه‏ ى اصرار بر رحمت است. (هم قالب «رحمن»، هم قالب «رحيم») «الرّحمن الرّحيم»
    6- شايد آوردن كلمه رحمن و رحيم در آغاز كتاب، نشانه اين باشد كه قرآن جلوه‏ اى از رحمت الهى است، همانگونه كه اصل آفرينش و بعثت جلوه لطف ورحمت اوست. «الرّحمن الرّحيم»


    تفسیر نور

  20. 3 کاربر برای پست " فاطمه " عزیز صلوات فرستاده.

    مدیریت محتوایی انجمن (2013_05_19), گل مريم (2013_05_19), زنبق بنفش (2013_05_19)

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

کانال ترجمه ی شهر نورانی قرآن

انجمن شهر نورانی قرآن محیطی پر از آرامش و اطمینان که فعالیت خود را از فروردین سال 1392 آغاز نموده است
ایمیل پست الکترونیکی مدیریت سایت : [email protected]

ساعت 12:27 PM