انتخاب رنگ سبز انتخاب رنگ آبی انتخاب رنگ قرمز انتخاب رنگ نارنجی

اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآء وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: وَالْعَصْرِ*إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ* إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِوَ ...

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    February_2014
    عنوان کاربر
    همپای نور
    میانگین پست در روز
    0.01
    محل سکونت
    اصفهان ، خمینی شهر، جوی آباد محله بختیاری ها
    نوشته ها
    22
    صلوات و تشکر
    1
    مورد صلوات
    71 در 22 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض وَالْعَصْرِ*إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ* إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِوَ ...





    وَالْعَصْرِ*إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ* إِلَّا الَّذِینَ




    وَالْعَصْرِ*إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ* إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِوَ تَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ

    سعادت و شقاوت

    و چیست آن حقیقت که پیر در خشت خام می­بیند و جوان در آینه ­ی صاف و زلال زندگیش نمی­بیند و نمی­یابد؛ گویی غفلت و سرمستی چنان گریبان­اش را گرفته که شهپر پروازِ درکش را شکسته است.

    و گاه زمان می­گذرد­ و شیطان هم­چنان به عهد شوم خود وفاداری می­کند؛


    عهد گم­راه کردن و دور کردن از این حقیقت.


    و تنها آخرین تلنگر است که چشم حقیقت­بین و پر پرواز آدمی را می­گشاید؛ اما…


    اما افسوس که دیگر دیر است…


    مرگ فرا رسیده است.


    سخن از کیمیایی است گران­بها که سرنوشت آدمی را رقم می­زند و به زندگی او جهت می­بخشد.


    سعادت، خوشبختی، سربلندی و…


    این هاست آرزوهای بشر امروز و دیروز. این هاست همان چیزهایی که بشر را در راهِ یافتن آن مصرّ می­کند.


    تاریخ بشریّت مجموعه­ای است از سرنوشت انسان­هایی که به این کیمیای بی­مثال رسیده­اند و انسان هایی که آرزوی این گوهر را به گور برده­اند و سرنوشت شومشان در تاریخ به ثبت رسیده است.


    هدف زیبای همه­ی مکتب­های بشری رسیدن به این حقیقت است که:


    راه سعادت و خوشبختی ابدی آدمی در چیست؟


    کدامین منش و روش در رسیدن به این آرزوی دیرینه و شیرین مفید و کاراست؟


    و سرنوشت همه­ی بافته­های بشری یک چیز بیش­تر نیست:


    شکست!


    و گواه زنده و جاوید این سخن قاطعانه سرنوشت شوم انسان­هایی است که به اتّکای نفس خود در راه رسیدن به کمال و خوش­بختی و سعادت شکست خورده­اند و در بن­بست زندگی سر تسلیم و اعتراف خود را به زیر افکنده­اند.


    اما به راستی در این وانفسای تحیّر،


    در این میدان پر ماجرای خوف و رجا،


    در این دنیای هزار و یک­رنگ


    و در زیر سنگ آسیای روزگار که از آن صدایِ خرد شدنِ استخوانِ انسان­های شکست خورده و نا فرجام به گوش می­رسد،


    کدامین پناهگاه و ملجاء است که می­توان به آن اعتماد کرد و سرنوشت خود را به دست آن سپرد؟


    کدامین راه است که در این هزار راهه­ی زندگی شاه­راه نجات و سعادت است؟


    کدامین باور و عقیده است که به ذهن آشفته و جست­و­جوگر آدمی آرامش می­بخشد؟


    و من بی­گمان به فتوای عقل و به خواهش خِرد، خود را به خالق یکتا خواهم سپرد!


    به دور از انصاف است که دست کمک و ناتوانی را جز به درگاه بخشنده­ی او به سوی دیگری دراز کرد.


    بی­گمان تو نیز این راه را برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت خود بر خواهی گزید.


    مگر نه این است که او خالق ما و آگاه به ظاهر و باطن ماست؟


    مگر نه این است که او مبدأ و منشأ هر خیر است و خیرخواه آدمی؟


    پس چه راهی بهتر از پناه بردن در آغوش مدد الاهی؟


    آری، کلام الاهی است شاه­راه سعادت و نجات بشریّت!


    همان شاه­راهی که خشت خام پیر و آینه­ی زلال جوانی و حرف­های نهفته یا نگفته را در غالب کلمات نورانی الاهی بیان می­کند؛


    کلماتی از جانب خدا و بر لسان پیامبر خدا صلی­ الله­ علیه­ و­آله برای راهنمایی بندگان!


    شاید بارها و بارها این آیات را شنیده­اید:


    ﴿ وَالْعَصْرِ * اِنَّ الْاِنْسانَ لَفی خُسْرٍ * اِلَّا الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ تَواصَوا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوا بِالصَّبْرِ ﴾


    ﴿ قسم به عصر* همانا انسان در ضرر و زیان است * مگر کسانی که به خدا ایمان آورده، عمل صالح انجام دادند و هم­دیگر را به حق دعوت نمودند و به صبر و پایداری توصیه کردند.﴾


    چه قاطعانه سرنوشت آدمی در این آیات رقم می­خورد و چه یقین و اطمینانی در میان این کلمات موج می­زند!


    آیا به­راستی با رعایت همین اصول صریح و روشن، سعادت و نیک­بختی نصیب انسان می­شود؟


    ایمان و عمل صالح، حق و صبر!


    آیا می­توان با قدم نهادن در این راه به سعادت رسید؟


    بی­گمان باید گفت: آری! می­توان؛ اما…


    اما حقیقتاً، کدامین عمل، صالح است؟


    معنای حقیقی ایمان چیست؟

    صبر در چه راهی و بر چه امری کلید حلّ این ماجراست؟


    بیایید پاسخ سؤالات خود را از زبان همتای قرآن بشنویم؛ همو که سینه­اش گنجینه­ی حقایق و معارف قرآن است و از قرآن جدا نیست؛[۱]


    همو که آگاه به حقیقت قرآن است و اراده­ی خدا بر این قرار گرفته که حقیقت این کلام آسمانی از او خواسته شود:


    امام معصوم…


    در یک کلام باید گفت که امام صادق علیه­ السلام، حضرت مهدی علیه­ السلام را راه­گشای رسیدن به این سعادت و خوش­بختی معرفی نموده­اند.


    در ذیل آیات شریفه­ی سوره­ی عصر، حدیثی از امام صادق علیه­السلام نقل شده که منظور از عصر، عصر خروج قائم علیه ­السلام است و منظور از کسانی­که در ضرر و زیان اند، دشمنان اهل بیت علیهم ­السلام می­باشند. هم­چنین صبری که در این آیات از آن صحبت شده، مربوط به صبر کردن در دوران فترت است (زمان غیبت که عقاید در آن سست می­شود.)[۲]


    رهایی از خسران ابدی چنگ زدن به دامن محبت آن عزیز و دل سپردن به حضرتش می باشد.


    آری! این بار هم سخن از امام زمانِ من و توست.


    این همه گفتیم و شنیدیم تا دوباره از شما بگوییم، ای حقیقت سعادت و خوش­بختی!


    مگر جز این است که به راه شما نیامدن و دل به غیر شما سپردن، حاصلش در­به­دری و بی­خبری است؟!


    مگر غیر از این است که شمایید راه خدا؟![۳]


    مگر غیر از این است که اطاعت از فرامین شما، سعادت و سرپیچی از شما شقاوت است؟![۴]


    مگر حق، چیزی جز لب­خند رضایت و باطل جز قهر و خشم شماست؟![۵]


    حقیقتاً که جز این نیست و نخواهد بود.


    پس ای مهربان­تر از پدر و ای دل­سوزتر از مادر! ای رفیق شفیق و بی­مثال![۶]


    کمکم کن تا در راه دل­دادگی و اطاعت­ات گام بر دارم و سربلند باشم.


    خداوندا! توفیق­ام ده تا در راه اطاعت حجت­ات پیروز باشم و سعادت دنیا و آخرت را با تمام وجود درک کنم و لب­خند رضایت را بر لبان حجت­ات بنشانم!…


    آمین!


    [۱]. اشاره به حدیث ثقلین که پیامبر اکرم صلی­الله­علیه­وآله فرمودند: « اِنّی تارِکٌ فیکُمُ الثَّقَلَینِ: کِتابَ اللهِ وَ عِتْرَتی اَهلَ بَیتی…»


    [۲]. کمال الدین و تمام النعمة۲: ۶۵۶٫


    [۳].« اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا سَبیلَ اللهِ الَّذی مَنْ سَلَکَ غَیْرَهُ هَلَکَ »؛ مفاتیح الجنان، زیارت امام عصر علیه السلام.


    [۴]. « یا مَولایَ شَقِیَ مَن خالَفَکُمْ وَ سَعِدَ مَن اَطاعَکُمْ »؛ فرازی از زیارت آل یاسین.


    [۵]. « اَلْحَقُّ ما رضیتُمُوهُ وَ الْباطِلُ ما سَخِتْطُمُوهُ »؛ فرازی از زیارت آل یاسین.


    [۶]. کافی۱: ۲۰۱-۲۰۳:« اَلاِمامُ الاَنیسُ الرَّفیقُ وَ…»؛ حدیثی از امام رضا علیه السلام.


  2. 4 کاربر برای پست " غلامرضا صالحی " عزیز صلوات فرستاده.

    ملکوت (2014_02_05), مدير سايت (2014_02_05), مدیریت محتوایی انجمن (2014_02_05), گل مريم (2014_02_05)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. وَ فَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ‏
    توسط گل مريم در انجمن تدبر در قرآن
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 2013_11_14, 04:17 PM
  2. پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 2013_06_25, 10:15 PM

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

کانال ترجمه ی شهر نورانی قرآن

انجمن شهر نورانی قرآن محیطی پر از آرامش و اطمینان که فعالیت خود را از فروردین سال 1392 آغاز نموده است
ایمیل پست الکترونیکی مدیریت سایت : info@shahrequran.ir

ساعت 11:18 AM