اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآء وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

موضوع: مجموعه مقالات در رابطه با " الدخان " در قرآن كريم

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    اللهم عجل لولیک الفرج
    میانگین پست در روز
    2.24
    نوشته ها
    6,958
    صلوات
    24510
    دلنوشته
    18
    ممنون از دعای زیبا و حاجتهاتون إن شاءالله خوشبخت و سلامت و عاقبت بخیر باشید
    صلوات و تشکر
    10,190
    مورد صلوات
    10,559 در 4,686 پست
    نوشته های وبلاگ
    174
    دریافت کتاب
    81
    آپلود کتاب
    135

    پیش فرض مجموعه مقالات در رابطه با " الدخان " در قرآن كريم





    اعوذ بالله من الشيطان اللعين الرجيم
    بسم الله الرحمن الرحيم

    الحمد لله الذي هدا نا لهذا و ما كنا لنهتدي لو لا ان هدا نا الله و الصلوه و السلام علي سيد نا و نبينا محمد و علي اهل البيه الطيبين الطاهرين

    اين تاپيك مجموعه اي از مقالات ارسالي عزيزان شركت كننده در مسابقه 21 ام از دور دوم تدبر در قرآن كريم را شامل ميشود . ان شاء الله كه براي اهل تدبر و تحقيق مفيد فايده قرار گيرد .



    بهاي استفاده از اين مقالات ذكر سلام و صلواتي بر نبي اكرم و اهل بيت مكرم ايشان است .

    متن سوال 21 ام دور دوم :


    كلمه "دخان" در تراجم الاعاجم غزنوي ( ترجمه قاسمي- مدبري) صفحه 255 دود ترجمه شده
    از نگاه برخي ديگر از ائمه لغت فاصله بين شراره آتش و دود "دخان" معني ميدهد ( يعني همان حرارت بالاي آتش كه اجسام از پشت آن لرزان ديده ميشود )


    1- "الدخان" در قرآن چگونه توصيف شده ؟

    ميدانيم
    مفسرين در اكثر مواقع فرصت طرح تمام مباحث مربوط به يك كلمه يا آيه را در قالب تفسير ندارند

    2- (با تطبيق مفهوم دخان در قرآن كريم با دانسته هاي ديني خود) با طرح موضوعي و مطلبي تعريفش را كاملتر كنيد .


    6 عزيز بزرگوار استاد و محقق بترتيب

    1 - سركار عطيه السادات

    2 - سركار فردوس

    3 - جناب امير هاني

    4 - سركار گل مريم

    5 - جناب راستان

    6 - سركار فاطمه




    و من الله التوفيق

    ياحق


    bina88

    اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

    دل من داند و من دانم و تنها دل من

    یا ابا صالح علیه السلام ادرکنی



    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه ی قرآن شهر نورانی قرآن
    https://دtelegram.me/shahrenuraniquran

    کانال مکالمه ی عربی شهر نورانی قرآن(آموزش دروس صدی الحیاة و لهجه ی عراقی)
    https://telegram.me/mokalemeharabik


  2. کاربر زیر برای پست " گل مريم " عزیز صلوات فرستاده:

    فردوس (2013_11_23)

  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    اللهم عجل لولیک الفرج
    میانگین پست در روز
    2.24
    نوشته ها
    6,958
    صلوات
    24510
    دلنوشته
    18
    ممنون از دعای زیبا و حاجتهاتون إن شاءالله خوشبخت و سلامت و عاقبت بخیر باشید
    صلوات و تشکر
    10,190
    مورد صلوات
    10,559 در 4,686 پست
    نوشته های وبلاگ
    174
    دریافت کتاب
    81
    آپلود کتاب
    135

    پیش فرض








    اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
    بسم الله الرحمن الرحيم



    " دخان " در لغت به معنی چیزی است كه به دنبال شعله و لهیب آتش بر می‏خیزد


    فَارْتَقِب يَوْمَ تَأْتى السمَاءُ بِدُخَانٍ مُّبِينٍ‏(10)سوره دخان

    منتظر روزى باش كه آسمان دود آشكارى پديد آورد!.

    توضیحات تفسیر نمونه:

    منظور از دخان مبين چيست ؟
    در اينكه منظور از دخان ( دود ) كه در اين آيات به عنوان نشانه‏اى از عذاب الهى مطرح شده است چيست ؟ در ميان مفسران گفتگو است ، و در اينجا دو نظريه عمده وجود دارد :
    1 -اشاره به مجازاتى است كه كفار قريش در عصر پيامبر (صلى‏ الله ‏عليه‏ وآله‏ وسلّم‏) به آن مبتلا شدند ، زيرا حضرت در حق آنها نفرين كرد و عرضه داشت اللهم سنين كسنى يوسف ! خداوندا سالهاى قحطى و خشكى را همانند سالهاى زمان يوسف دامن‏گير آنها كن!.

    بعد از اين ماجرا چنان قحطسالى در محيط مكه رخ داد كه از گرسنگى و تشنگى هنگامى كه به آسمان نگاه مى‏كردند گوئى در ميان آنها و آسمان دود و دخانى وجود داشت ، كار آنقدر بر آنان سخت شد كه مردارها و استخوانهاى حيوانات مرده را مى‏خوردند .
    تفسير نمونه ج : 21ص :162
    خدمت پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسل م‏) آمدند و گفتند : اى محمد ! تو به ما دستور صله رحم مى‏دهى در حالى كه خويشاوندان تو در اين ماجرا نابود شدند ، اگر اين عذاب از ما برطرف گردد ما ايمان خواهيم آورد).
    پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسل م‏) در حق آنها دعا كرد ، فراوانى و نعمت نصيبشان شد و بلا و عذاب برطرف گرديد ، اما از اين ماجرا عبرت نگرفتند و باز به سوى كفر برگشتند.
    مطابق اين تفسير بطشه كبرى كه مجازات سخت و سنگين است به معنى ماجراى جنگ بدر گرفته شده كه اين گروه مشرك ضربات سنگين و خرد كننده‏اى را در جنگ بدر از مسلمانان دريافت داشتند ! .
    طبق اين تفسير دخانى در حقيقت وجود نداشته ، بلكه آسمان در نظر مردم گرسنه و تشنه تيره و تار جلوه مى‏كند ، بنابر اين ذكر دخان در اينجا جنبه مجازى دارد ، و اشاره به آن حالت سخت و دردناك است.
    بعضى گفته‏اند اصولا در ادبيات عرب دخان كنايه از شر و بلاى فراگير است.
    بعضى ديگر معتقدند به هنگام خشكسالى و كمى باران گرد و غبار تيره و تارى معمولا صفحه آسمان را مى‏پوشاند كه از آن در اينجا تعبير به دخان شده است، زيرا باران است كه گرد و غبارها را فرو مى‏نشاند و هوا را صاف مى‏كند.
    با تمام اين اوصاف ذكر كلمه دخان طبق اين تفسير جنبه مجازى
    تفسير نمونه ج : 21ص :163
    خواهد داشت.
    2 -منظور از دخان مبين همان دود غليظى است كه در پايان جهان و در آستانه قيامت صفحه آسمان را مى‏پوشاند ، و نشانه فرا رسيدن لحظات آخر دنياست و سرآغاز عذاب اليم الهى براى ظالمان و مفسدان است.
    در اينجا اين گروه ستمگر از خواب غفلت بيدار مى‏شوند و تقاضاى رفع عذاب و بازگشت به زندگى عادى دنيا مى‏كنند كه دست رد به سينه آنها زده مى‏شود.
    مطابق اين تفسير دخان معنى حقيقى خود را دارد ، و مضمون اين آيات همان است كه در آيات ديگر قرآن آمده كه گنهكاران و كافران در آستانه قيامت يا در خود قيامت تقاضاى برطرف شدن عذاب و بازگشت به دنيا مى‏كنند ولى از آنها پذيرفته نمى‏شود.


    در سورم مبارکه فصلت نیز کلمه دخان آمده است:
    ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ
    سپس آهنگ [آفرينش] آسمان كرد و آن بخارى بود پس به آن و به زمين فرمود خواه يا ناخواه بياييد آن دو گفتند فرمان‏پذير آمديم.


    این آیه دردو بخش مورد بررسی قرار می گیرد : ۱- قرآنی ۲- علمی
    در بخش قرآنی، نخست باید معناي واژه¬هایی که در فهم بهتر آیه مؤثر است، بررسي شوند. در بررسي معني يك واژه در قرآن، ابتدا در بخش معناشناسي تاريخي، دخيل بودن واژه يا اصيل بودن آن تعيين مي¬گردد و سپس به معنا شناسي تاريخي واژه، قبل از نزول و همزمان با نزول قرآن پرداخته مي¬شود. به بيان ديگر،تغییرات معنايي واژه در طول تاريخ معلوم مي گردد. آنگاه در بخش معناشناسي توصيفي، معناي اصلي (مراد متکلم) با توجه به قرائن کلام – لفظي و معنوي- بيان مي شود. سپس مشتقات واژه در قرآن، وجوه معاني هر مشتق در كاربرد قرآني، مترادف‏ها (يا متضادهاي) هر وجه و مفاهيمي كه در قرآن به واژه مورد نظر اسناد داده شده است، بررسي مي¬گردد. ونیز تمامي آياتي كه به نحوي مرتبط با آيه مورد بحث مرتبط است، توجه خواهد شد.

    فکر میکنم منظور حضرتعالی از :
    طرح موضوعي و مطلبي ...
    برداشت من از دود خفگی وتیرگی و ندیدن نور وحقیقت باشد ومانند افزودن رنگ خاکستری به هر رنگی از شفافیت آن کم میکند وآن را دلگیرتر و تیره وتاریک تر وحتی کثیف نشان میدهد

    اگه درست متوجه شده باشم حضرتعالی شاهد مثال میخواهید:
    مثلا در جنگلی سبز/ با درختان سر به فلک کشیده /پر از اکسیژن با هوایی پاک /با نور افشانی خورشید مهربان /..به دور از دغدغه های شهر وشهرنشینی ....
    متاسفانه آتشی بر پا میشود و ودودی /...
    دیگر نه از آن منظره سبز تصویر واضحی دیده میشود /نه عظمت درختان دیده میشود /ونه از تنفس راحت خبری هست/ونه روشنی خورشید دیده می شود.




    پاسخگو : سركار عطيه سادات

    اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

    دل من داند و من دانم و تنها دل من

    یا ابا صالح علیه السلام ادرکنی



    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه ی قرآن شهر نورانی قرآن
    https://دtelegram.me/shahrenuraniquran

    کانال مکالمه ی عربی شهر نورانی قرآن(آموزش دروس صدی الحیاة و لهجه ی عراقی)
    https://telegram.me/mokalemeharabik


  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    اللهم عجل لولیک الفرج
    میانگین پست در روز
    2.24
    نوشته ها
    6,958
    صلوات
    24510
    دلنوشته
    18
    ممنون از دعای زیبا و حاجتهاتون إن شاءالله خوشبخت و سلامت و عاقبت بخیر باشید
    صلوات و تشکر
    10,190
    مورد صلوات
    10,559 در 4,686 پست
    نوشته های وبلاگ
    174
    دریافت کتاب
    81
    آپلود کتاب
    135

    پیش فرض






    بسم الله الرحمن الرحيم



    مفهوم «دخان مبین» در قرآن


    خداوند در سوره دخان آیه ۱۰ می فرماید:

    “فَارْتَقِبْ یَوْمَ تَأْتِی السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِین” چشم انتظار روزى باش که آسمان به آشکارا دود بیاورد.

    ظاهر این آیه نشانگر آن است که مشرکان را به اتفاق و حادثه ای دهشتناک تهدید می کند که هنوز اتفاق نیافتاده است. با این وجود، مفسران قرآن کریم، نظریات مختلفی را در این زمینه ابراز نموده اند که به برخی از آنها اشاره می شود:
    ۱٫ همان برداشت فوق که این تهدید، هنوز صورت عملی به خود نگرفته و باید در سلسله نشانه های آغاز معاد و قیامت منتظر آن باشیم.
    این عقیده که با ظاهر آیات، انطباق بیشتری دارد به برخی از اصحاب؛ مانند امیر المؤمنین (ع)، ابن عباس، زید بن علی، ابو هریره، حسن بصری و … نسبت داده شده است.
    [۱]

    ۲٫ تفسیر دیگر ناظر به آن است که این عذاب وعده داده شده، همان قحطی ای بود که قریش به نفرین پیامبر (ص) دچار آن شده و بر اثر گرسنگی بیش از حد و خطای دید ناشی از آن، گویا در آسمان دودی را ملاحظه می کردند که در واقع چنین دودی وجود نداشت.
    این نظریه مورد پذیرش برخی از مفسران اهل سنت واقع شده و احادیثی از صحاح بخاری، مسلم و ترمذی به عنوان شاهدی بر آن بیان شده است.
    [۲]
    به نظر می رسد که این تفسیر نمی تواند چندان مورد قبول باشد؛ زیرا قرآن کریم تهدید به ظهور و بروز دودی واقعی در آسمان کرده و نه موضوعی فرضی و مجازی که تنها ناشی از خطای دید انسان ها باشد.
    چنین تفسیری در روایات اهل بیت (ع) نیز وجود نداشته و اگر در برخی از کتب شیعی بدان اشاره شده، به نقل از تفاسیر اهل سنت است، البته انکار چنین تفسیری به صورت قاطع و صد در صد نیز کاری منطقی نبوده، بلکه باید تنها آن را احتمالی ضعیف دانست.


    ۳٫نظریۀ سومی نیز وجود دارد که این دود وعده داده شده در آیه را به گرد و غباری تفسیر می کند که در جریان فتح مکه و بر اثر رفت و آمد اسب های سپاه بزرگ مسلمانان، بر فضای آن شهر سایه افکنده بود.[۳]
    این تفسیر نیز انطباق چندانی با آیه نداشته و مستند معتبری نیز برای آن بیان نشده است، علاوه بر آن که در روز فتح مکه، مشرکان تسلیم شده و آسیب چندانی بدیشان وارد نشد تا عذابی از نوع دردناک برای آنها به شمار آید.

    ۴٫در برخی از تفاسیر شیعی، این تهدید الاهی، مرتبط با حادثه ای آسمانی دانسته شده که در زمان رجعت به وقوع خواهد پیوست.[۴]
    در این تفسیر نیز دقیقاً مشخص نشده که چنین نظریه ای، برداشت شخصی نگارندۀ آن است و یا این که مستند به روایتی است و حتی اگر متن موجود در آن را روایت بپنداریم، این روایت، حدیثی مرسل بوده و حکمی قطعی را بر اساس آن نمی توان صادر کرد.
    البته، صاحب این کتاب، استدلالی را مطرح کرده است که جای تأمل و اندیشه دارد، مبنی بر این که چنین عذابی نمی تواند در روز قیامت و یا زمانی کاملاً متصل به آن اتفاق افتد؛ زیرا در ادامۀ آیات آمده است: “إِنَّا کاشِفُوا الْعَذابِ قَلیلاً إِنَّکُمْ عائِدُون‏”؛
    [۵] یعنی ما اندکی از عذاب را بر می داریم، ولی شما به کردار ناپسند خویش باز خواهید گشت.

    از طرفی می دانیم که در روز قیامت، کاهش عذاب و بازگشتی در کار نیست. براین اساس، این تهدید باید مرتبط با زمانی باشد که هنوز اختیار بشر به صورت کامل از او سلب نشده و این زمان، زمانی نیست جز زمان بازگشت حکومت به اهل بیت پیامبر (ص).[۶]

    با این نگاه، نمی توان این تفسیر را با تفسیر اوّل در تضاد پنداشت؛ زیرا موضوع حکومت اهل بیت در آخر الزمان اتفاق می افتد و به نحوی متصل با روز قیامت است.
    در پایان، از این نکته نباید غافل شد که آیات قرآن کریم این قدرت و توانایی را دارند که تفاسیر متعدّدی از آن ارائه شده و به شرط عدم تناقض و تضاد، همۀ آنان قابل قبول باشد.
    تفاسیر ارائه شده نیز تا حدی بدین گونه است، ولی به هر حال، آن چه روشن ترین و واضح ترین تفسیر می باشد، تفسیری است که این تهدید را از علایم آغازین جریانی می داند که در نهایت به قیامت و معاد منجر می شود. در همین راستا، بعید نیست که این جریان از نشانه های ظهور که در آخر الزمان اتفاق می افتد نیز ارزیابی شود.



    پيوست ______________________________________________

    [۱]. قرطبی، محمد بن أحمد، الجامع لأحکام القرآن، ج ۱۶، ص ۱۳۰، انتشارات ناصر خسرو، ۱۳۶۴ هـ ش. [۲]. همان، ص ۱۳۱٫
    [۳]. همان.
    [۴]. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج ۲، ص ۲۹۰، مؤسسة دار الکتاب، قم، ۱۴۰۴ هـ ق.
    [۵]. دخان، ۱۵٫
    [۶]. تفسیر القمی، ج ۲، ص


    پاسخگو : سركار فردوس



    //

    اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

    دل من داند و من دانم و تنها دل من

    یا ابا صالح علیه السلام ادرکنی



    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه ی قرآن شهر نورانی قرآن
    https://دtelegram.me/shahrenuraniquran

    کانال مکالمه ی عربی شهر نورانی قرآن(آموزش دروس صدی الحیاة و لهجه ی عراقی)
    https://telegram.me/mokalemeharabik


  5. Top | #4

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    اللهم عجل لولیک الفرج
    میانگین پست در روز
    2.24
    نوشته ها
    6,958
    صلوات
    24510
    دلنوشته
    18
    ممنون از دعای زیبا و حاجتهاتون إن شاءالله خوشبخت و سلامت و عاقبت بخیر باشید
    صلوات و تشکر
    10,190
    مورد صلوات
    10,559 در 4,686 پست
    نوشته های وبلاگ
    174
    دریافت کتاب
    81
    آپلود کتاب
    135

    پیش فرض





    بسم الله الرحمن الرحيم

    جواب مسابقه قسمت اول

    جمع میان آیات، روایات و نظریات جدید


    بدون تردید منظور از واژه ی "دخان"؛ یعنی دود در قرآن کریم، دود اصطلاحی نیست؛ زیرا که دود شناخته شده از آتش است، مفسران با استفاده از روایت امام باقر (ع) بر این نکته اتفاق دارند که دخان در اصطلاح قرآن از آتش نیست، بلکه بر اثر شدت امواجی است که از آب برخاسته و استعاره از بخاری است که از آب بر می خیزد. همچنین این احتمال وجود دارد که عرش خداوند در آیه ی 7 سوره ی هود، کنایه از قدرت او باشد و در حقیقت آغاز قدرت خداوند در تکوین و تشکیل عالم ماده، از آب بوده است. این همان کلام امام علی (ع) است که فرمود: خلقت عالم از آب بوده و...
    البته دلیلی نداریم که منظور همین آبی است که از اکسیژن و هیدروژن تشکیل شده است، بلکه ممکن است منظور همان ماده ی مذاب باشد و به دلیل ناشناخته بودن ماده ی مذاب برای مردم آن روز، از آن اسمی برده نشد و به آب تعبیر شد. همچنین باد را که حضرت می فرماید بر آب مسلط شد، ممکن است منظور باد اصطلاحی نباشد، بلکه همان نیرو و قوه ی محرکه ای باشد که این ماده ی مذاب را سریع حرکت می دهد.
    همین طور معلوم نیست که منظور از دریا (بحر) در کلام امام باقر (ع) که فرمود: "وقتی خدا خواست آسمان را خلق کند به بادها دستور داد، دریا را به هم زدند"، همین دریاها و اقیانوس ها باشد؛ چرا که شکل گیری دریاهای این چنینی فرع بر خلقت زمین است و بحث در اصل آفرینش خود کهکشان هاست که یکی از آنها کره زمین است.
    بنابراین، با این توجیه، دیدگاه امام علی (ع) با نظریه و تئوری جدید هم منافات ندارد. اصل عالم ماده به فرموده ی آن حضرت آب و یا به گفته ی دانشمندان علوم طبیعی ماده ی مذاب بوده است.
    امام علی (ع) در نهج البلاغه فرمود: در اثر حرکت کف ایجاد شد، منظور از کف همان ذراتی است که از مایع مذاب به سمت بالا رفته و سپس از آن جدا شده؛ یعنی در حقیقت تکه هایی از آن جدا شد و به صورت بخار بالا رفت و از بخار آن آسمان خلق شد و از خود کف زمین خلق شد. بنابراین، زمین هم از همان ماده ی مذاب بود و بعد روی آن بسته شده است. این مطلب قابل تطبیق بر نظریه ی انفجار بزرگ است که ذراتی از مایع مذاب جدا شده و به صورت زمین در آمده است.
    بنابراین، تضادی میان دیدگاه آیات و روایات و نظریه و تئوری دانشمندان علوم جدید نیست؛ چرا که دیدگاه قرآن و روایات بر نظریات جدید به ویژه نظریه ی "سدیم"[1] قابل حمل است. چون کلمه ی آب و بخار ،قابل حمل به ماده ی مذاب و گاز است.

    البته، متکلمان در این مسئله به ظاهر آیات و روایات بسنده کردند و بدون توجیه آن را پذیرفته اند و گفته اند: از آن جا که خداوند بر همه چیز قادر است، بنابراین، ممکن است آب را خلق کند و از آن زمین و آسمان ها را به وجود بیاورد.
    برخی نیز با استناد به این آیه ی قرآن که می فرماید: " و ما آفرینش آسمان ها و زمین و آفرینش نفس خودشان را به آنها ننموده ایم".[2] و با استدلال به این که دیدگاه دانشمندان، هنوز در مرحله ی فرضیه است و در معرض رد یا قبول است و هنوز به درجه ی صحت قوانین علمی نرسیده است؛ زیرا هیچ کس هستی نخستین و کیفیت تکوین اجرام هستی را ندیده است،[3] ظاهر را پذیرفته اند که ماده ی اوّلیه ی عالم آب است.[4]


    جواب مسابقه قسمت دوم


    عده ای دیگر در توجیه خلقت آسمان ها و زمین از آب، بیان دیگری دارند و می گویند:

    عالم بر دو نوع است:

    1. عالم خلق و ماده،
    2. عالم امر که همان عالم مجردات است، به دلیل آیه ی 54 سوره ی اعراف که می فرماید: "الا له الخلق و الامر"؛ یعنی "از برای خداست خلق و امر"، منظور از "خلق" عالم طبیعت و مراد از "امر" عالم مجردات است.
    روی این اصل مراد از آب، باید فیض حق تعالی باشد، فیضی که شامل تمام عوالم وجود (از عالم عقول و مجردات گرفته تا عالم طبیعت) می شود. بنابراین، منظور از این عبارت که از برخورد و امواج آب، زمین و آسمان خلق شد، آن است که عالم عقول در اثر فیضی که از حق تعالی کسب می کنند، خودشان افاضه دارند و از افاضه ی آنها عالم ماده که زمین و آسمان است، خلق شد.[5]

    در پایان ذکر این نکته ضروری است که در برخورد با آیات و روایات باید جهاتی را مد نظر داشت:
    1. اگرچه از ظاهر قرآن و علم بر می آید که جهان در ابتدا از گازهای داغ تشکیل شده است، اما قرآن در مورد عناصر دیگر نظریه ی مهبانگ (انفجار اوّلیه) مطلب صریحی ندارد.
    2. با توجه به تعدد نظریه ها در مورد آغاز خلقت و عدم اثبات قطعی آنها، در حال حاضر نمی توان هیچ کدام را به صورت قطعی به قرآن نسبت داد. از این رو پاسخ به سؤال فقط درحد آنچه در آثار اسلامی آمده و نمونه ای از توانایی بحث های پیشینیان و اعجاز علمی قرآن عرضه شده است.
    3. اگر روزی نظریه ی مهبانگ به صورت قطعی اثبات شود، این مطلب اعجاز علمی قرآن و روایات را اثبات می کند؛ چرا که نوعی راز گویی علمی قرآن کریم و روایات است.[6] پس فعلا نمی توان چیزی را به صورت قطع به آیات و روایات استناد داد.



    پي نوشت __________________________________________________


    [1] سدیم، همان گاز آمیخته با غبار کیهانی و یا به تعبیر دیگر گاز معلقی است که در آن مواد صلب و سخت وجود دارد که دانشمندان آن را با "دخانی" (دود) که در قرآن آمده تطبیق داده اند.
    طبق فرضیه ای که می گوید، ماده خورشید، ستارگان، زمین و ... ماده مذاب، داغ، گرم و روان بوده که در اثر شدت حرکت قطعه هایی از آن ماده مذاب جدا شد و این قطعه ها به صورت زمین، ماه و ... که در منظومه شمسی است، درآمده است. بر اساس این دیدگاه وجه اشتراک آب و ماده ی مذاب همان سیلان و روان بودن آنهاست. بنابراین، ممکن است مراد از آب همان ماده ی مذاب سیلان و روان باشد و سدیم همان گاز و دودی است که بر اثر شدت حرکت این ماده ی مذاب ایجاد شده و آسمان ها از آن خلق شده است.

    [2] "و ما اشهدتم خلق السموات و الارض..."، کهف، 51.
    [3] عبدالغنی خطیب، قرآن و علم امروز (ترجمه اسدالله مبشری)، ص 85- 86.
    [4] برای آگاهی بیشتر از نظریات علما درباره ی خلقت موجودات مادی به شرح نهج البلاغه ی ابن میثم، ج 1، ص 138-155 رجوع شود.
    [5] جهت اطلاع بیشتر از نظریات علمی در باب خلقت موجودات مادی می توانید به شرح ابن میثم بر نهج البلاغه، ج 1، ص 138 رجوع کنید.
    [6] برای اطلاع بیشتر رجوع شود به: پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، محمد علی رضایی اصفهانی، ج 1، ص 93- 105.


    پاسخگو : جناب امير هاني

    اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

    دل من داند و من دانم و تنها دل من

    یا ابا صالح علیه السلام ادرکنی



    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه ی قرآن شهر نورانی قرآن
    https://دtelegram.me/shahrenuraniquran

    کانال مکالمه ی عربی شهر نورانی قرآن(آموزش دروس صدی الحیاة و لهجه ی عراقی)
    https://telegram.me/mokalemeharabik


  6. Top | #5

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    اللهم عجل لولیک الفرج
    میانگین پست در روز
    2.24
    نوشته ها
    6,958
    صلوات
    24510
    دلنوشته
    18
    ممنون از دعای زیبا و حاجتهاتون إن شاءالله خوشبخت و سلامت و عاقبت بخیر باشید
    صلوات و تشکر
    10,190
    مورد صلوات
    10,559 در 4,686 پست
    نوشته های وبلاگ
    174
    دریافت کتاب
    81
    آپلود کتاب
    135

    پیش فرض







    بسم الله الرحمن الرحيم

    دخان از ریشه دخن به معنای:


    دخان يعنى دود ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا (فصّلت: 11)
    ظاهرا مراد از دخان همان گازهاى غليظ است كه از زمين در وقت سرد شدن برخاسته و بتدريج رقيق شده و طبقات جوّ را تشكيل داده است (آسمان كه آنوقت دخان گاز فشرده و غليظ بود و زمين كه دو دوران ديده و تازه منعقد شده بود، هر دو بيكبار از دستور خدا پيروى كردند، در اثر اين فرمان گاز فشرده و تيره، رقيق شد و طبقات جوّ را تشكيل داد و در عين حال زمين استعداد يافت و تقدير اقوات گرديد «فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا ... فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِي يَوْمَيْنِ». بطور قطع، دو دوران تشكيل آسمانها «سَبْعَ سَماواتٍ فِي يَوْمَيْنِ» با چهار دوران تقدير اقوات «أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ» متداخل‏اند.

    و خلاصه اينكه زمين در دو روز مذاب و منعقد شد و آسمان بصورت گاز فشرده و تيره از زمين بيرون آمد و اطراف آن را فرا گرفت (اين مرحله اوّل) در مرحله دوم، بزمين و آسمان يكدفعه فرمان رسيد «فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا» اين جمله تكليف هر دو را در يك وقت اعلام ميكند، در نتيجه اين فرمان وضع ديگرى پيش آمد، و آن اينكه زمين آماده شد و تقدير اقوات گرديد، و گاز فشرده بطبقات هفت گانه جوّ مبدّل گرديد.)

    فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِينٍ يَغْشَى النَّاسَ هذا عَذابٌ أَلِيمٌ. رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ. أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرى‏ وَ قَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مُبِينٌ. ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ قالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ إِنَّا كاشِفُوا الْعَذابِ قَلِيلًا إِنَّكُمْ عائِدُونَ. يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرى‏ إِنَّا مُنْتَقِمُونَ (دخان 10- 16.)

    آمدن اين دخان در ظاهر آيات پيش از قيامت است زيرا فقط در آيه اخير صحبت از قيامت است و آن بطشه كبرى است ممكن است مراد از دخان بمب اتم باشد و در آينده جنگ اتمى در گيرد دخان در آيه نكره است يعنى دودى مخصوص، نيروى اتمى و اشعّه آن پس از انفجار بصورت دود هوا را پر ميكند.


    آنوقت مردم بدرگاه خدا التماس ميآورند كه ما را نجات بده ولى اين بيدارى و ناله بی ‏اثر خواهد بود. زيرا پيامبران و مخصوصا حضرت ختمى مرتبت (ص) آمدند و مردم را بصلح و برادرى خواندند ولى مردم آنها را بی ‏دليل دانسته و پى ماديّات رفتند تا كار بدانجا كشيد سپس بقيّه مردم كه از عذاب و مرگ رسته‏ اند بتدريج روزهاى مصيبت را فراموش كرده بسوى طغيان ميروند
    إِنَّا كاشِفُوا الْعَذابِ قَلِيلًا إِنَّكُمْ عائِدُونَ.


    بعضى دخان را بگرسنگى معنى نموده و آيات را مخصوص اهل مكّه كرده و گفته ‏اند كه حضرت رسول صلّى الله عليه وآله بر آنها نفرين كرد بقحطى گرفتار شده و پيش آنحضرت آمده وعده كردند در صورت دفع بلايا ايمان بياورند. و بعضى آنرا از مقدمات و علائم قيامت دانسته ‏اند و اللّه اعلم.

    كلمه دخان فقط دو بار در كلام اللّه مجيد آمده است.




    بخش دوم پاسخ
    ______




    طبق آیات قرآن ، آفرینش آسمان‌ها در چهار دوره و مرحله که خداوند در برخی آیات از آن‌ها به یوم تعبیر می‌کند، صورت گرفته است. [۱] [۲]
    آفرینش آسمان‌ها از چنان عظمت و شگفتی برخوردار است که خداوند در برخی آیات به عظمت آن اشاره می‌فرماید و آفرینش انسان با تمام عظمت و پیچیدگی را در برابر آفرینش آسمان‌ها کوچک قلمداد می‌کند. [۳] [۴]
    بر اساس آیاتِ‌ قرآن ، چهار مرحله بر آفرینش آسمان‌ها گذشته است:

    ← مرحله ماء
    مرحله‌ای که در فضای خالی جهان [۵] هیچ چیز وجود نداشت، جز مایعی که قرآن از آن به « ماء » تعبیر کرده، و‌ عرش آفرینش خدا بر آن بوده است: «هُوَ الَّذی خَلَق السَّمـوتِ و الأرضَ فی سِتّةِ أیّام وَ کانَ عَرشُه عَلی الماءِ.» [۶]
    از آیه پیش گفته، به اجمال (به کمک دانش کیهان‌شناسی) می‌توان فهمید که آسمان و زمین ، پیش از مرحله دخان که در آیه ۱۱ فصّلت : ۴۱ [۷] آمده، «ماء» و به صورت گازهای بسیار فشرده بوده که شکل موادّ مذاب را داشته است. [۸] [۹] [۱۰]

    ←← منظور از ماء
    دانشمندان نیز مادّه نخستین آفرینش جهان مادّی را که قرآن از آن به ماء تعبیر کرده، موادّ مذاب دارای حرارت بسیار و فوق العاده می‌دانند، نه آب معمولی که ترکیب «H۲O» دارد؛ زیرا آب، در حرارت بیش از صد درجه، به طور کلّی به بخار تبدیل می‌شود.
    افزون بر آن، آب در حالت غلیان ، آتش و زبانه تولید نمی‌کند؛ چه رسد به این‌که دود (دخان) ایجاد کند. [۱۱]

    ←← ماده آفرینش آسمان‌ها
    برخی برآنند که پیدایش و تکامل جهان، از فضایی مملو از مادّه‌ای بسیار گرم آغاز شده و تحت تأثیر فشار شگرف آن، گسترش یافته و در این مدّت، انبساط جهان و درجه حرارت مادّه به کندی در حال تنزّل است، و‌ در مرحله معیّنی از این گسترش، گازِ پیوسته، بریدگی یافته و به پاره ابرهای منظم گِردی که همان ستارگان است، مبدل گشته است. [۱۲]
    این حقیقت را می‌توان از روایات امامان (علیهم‌السلام) نیز استفاده کرد.
    امام باقر (علیه‌السلام) درباره آغاز آفرینش می‌گوید: همه چیز آب بود و عرش الهی بر آن قرار داشت؛ سپس خداوند ، اشتعال و انفجاری در آب پدید آورد و پس از آن، شعله و زبانه‌اش را خاموش کرد و در پی آن، گازی پدید آمد که مادّه آفرینش آسمان‌ها شد. [۱۳]
    حضرت، در روایتی دیگر، مادّه نخستین آفرینش را «ماء» و ویژگی آن را سابقه و نَسَب نداشتن دانسته است [۱۴] و از آن به دست می‌آید که «ماء» آب معمولیِ دارای سابقه و ترکیب نبوده است. [۱۵]
    برخی نیز معتقدند «ماء» در این روایت ، استعاره از عقل یا نور است که نخستین آفریده خدا به شمار می‌رود؛ بنابراین منظور از آن آب جسمانی نیست. [۱۶] [۱۷]

    ← مرحله دخانی
    دومین مرحله آفرینش آسمان‌ها، مرحله دخانی می‌باشد. این دوره، پس از دوره موادِّ مذابِ یک‌نواخت است.

    ←← بیان قرآن
    قرآن، پس از بیان آفرینش زمین ، به دوره دخانِ آسمان تصریح می‌کند: «ثُمَّ استوَی إلَی السَّماءِ وَ هِی دُخانٌ فَقالَ لَها و لِلأرضِ ائتِیا طَوعًا أو کَرهًا قالَتا أَتینا طائِعینَ». [۱۸]

    ←← معنای دخان در لغت
    لغویان ، دخان را به دود معنا کرده‌اند. راغب ، دخان را چیزی می‌داند که به همراه زبانه آتش متصاعد می‌شود. [۱۹]



    ←← چگونگی پیدایش دخان
    چگونگی پیدایش دخان، در روایت پیشین از امام باقر (علیه‌السلام) آمده است.
    به نظر بیش‌تر کیهان‌شناسان نیز فرضیه انفجار بزرگ (Bigbang) در مادّه نخستین آفرینش، به حقیقت پیوسته. [۲۰]

    ←← شکل و ترکیب دخان
    درباره شکل و ترکیب دخان باید گفت: همان‌گونه که مقصود از ماء، آب معمولی نیست، دخان نیز نباید دود ساده و معمولی باشد.
    «ژرژ گاموف» می‌نویسد: ادلّه نجومی، ما را به این حقیقت رهنمون می‌سازد که این ستارگان بی‌شمار آسمان، آغازی دارند و تمام آن‌ها از گازهای بسیار داغ پدید آمده‌اند. [۲۱]
    «بوکای» در ذیل آیه پیشین، واژه دخان را چنین ترجمه کرده است: بنیانی گازیِ ساخته شده که در آن، بخش‌چه‌های ریزی به حالت کمابیش پایدار معلّقند و ممکن است دارای حالت جامد یا مایع و درجه گرمای بالا باشد. [۲۲]

    ←← روایات درباره دخان
    در روایات امامان (علیهم‌السلام) از این مرحله، گاهی به بخار (خلقت‌ السموات... من بخار الماء) [۲۳] [۲۴] و گاهی به دخان: (ثمّ امر النار فخمدت فارتفع من خمودها دخان فخلق الله السموت من ذلک الدخان) [۲۵] تعبیر شده است.


    و دومین مطلب در مورد آفرینش آسمان ها بود که فقط دو قسمت آن مربوط به سؤال مسابقه میشد، که نوشته شد.


    پيوست ___________________________________________

    ۱. ↑ غافر/سوره۴۰، آیه۵۷.
    ۲. ↑ نازعات/سوره۷۹، آیه۲۷۲۸.
    ۳. ↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۴۰.
    ۴. ↑ یونس/سوره۱۰، آیه۱۰۲.
    ۵. ↑ نهج‌البلاغه، خطبه ۱، ص‌۱۵.
    ۶. ↑ هود/سوره۱۱، آیه۷.
    ۷. ↑ فصلت/سوره۴۱، آیه۱۱.
    ۸. ↑ الفرقان، ج۱۶.
    ۹. ↑ الفرقان، ۱۷، ص‌۲۸۵.
    ۱۰. ↑ تفسیر نمونه، ج‌۹، ص۲۶.
    ۱۱. ↑ زمین و آسمان و ستارگان از نظر قرآن، ص‌۱۸.
    ۱۲. ↑ پیدایش و مرگ خورشید، ص‌۲۰۳.
    ۱۳. ↑ نورالثقلین، ج‌۴، ص‌۵۴۰‌.
    ۱۴. ↑ نورالثقلین، ج‌۴، ص‌۵۴۰‌.
    ۱۵. ↑ زمین و آسمان و ستارگان از نظر قرآن، ص‌۲۱.
    ۱۶. ↑ توحید صدوق، ص‌۶۴‌.
    ۱۷. ↑ شرح توحید صدوق، ج‌۱، ص۵۱۸‌.
    ۱۸. ↑ فصلت/سوره۴۱، آیه۱۱.
    ۱۹. ↑ مفردات، ص‌۳۱۰، «دخن».
    ۲۰. ↑ من علم الفلک القرآنی، ص‌۳۰.
    ۲۱. ↑ پیدایش و مرگ خورشید، ص‌۲۰۳.
    ۲۲. ↑ مقایسه‌ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ص‌۱۹۶.
    ۲۳. ↑ بحارالانوار، ج‌۵۴‌، ص‌۷۳.
    ۲۴. ↑ بحارالانوار، ج‌۵۵‌، ص‌۸۸‌.
    ۲۵. ↑ نورالثقلین، ج‌۴، ص‌۵۴۱‌.


    منابع : کتاب قاموس قرآن آیه الله سید علی اکبر قرشی

    و سایت ویکی فقه, دانشنامه حوزوی


    پاسخگو : سركار گل مريم


    //


    اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

    دل من داند و من دانم و تنها دل من

    یا ابا صالح علیه السلام ادرکنی



    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه ی قرآن شهر نورانی قرآن
    https://دtelegram.me/shahrenuraniquran

    کانال مکالمه ی عربی شهر نورانی قرآن(آموزش دروس صدی الحیاة و لهجه ی عراقی)
    https://telegram.me/mokalemeharabik


  7. Top | #6

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    اللهم عجل لولیک الفرج
    میانگین پست در روز
    2.24
    نوشته ها
    6,958
    صلوات
    24510
    دلنوشته
    18
    ممنون از دعای زیبا و حاجتهاتون إن شاءالله خوشبخت و سلامت و عاقبت بخیر باشید
    صلوات و تشکر
    10,190
    مورد صلوات
    10,559 در 4,686 پست
    نوشته های وبلاگ
    174
    دریافت کتاب
    81
    آپلود کتاب
    135

    پیش فرض







    بسم الله الرحمن الرحيم

    قرآن هرگز دربارهء حقيقت اين مادّه (ماء) سخنى بميان نياورده،و تنها يكى ازچهره‌هاى آنرا پس از انقلاب نخستين در برخى آيات گزارش داده،و آنرا بنام‌دخان خوانده،و سپس اين مادر دوّم را حامل نوزادهاى آسمانها و ستارگانش‌معرفى كرده است.
    امّا چگونه ماء تبديل به دخان شد؟اين خود نيازمند بكاوش عقلى و نقلى‌از اهلبيت قرآنست.
    قال تعالى:
    ثُمَّ اِسْتَوىٰ إِلَى اَلسَّمٰاءِ وَ هِيَ دُخٰانٌ فَقٰالَ لَهٰاوَ لِلْأَرْضِ اِئْتِيٰا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قٰالَتٰا أَتَيْنٰا طٰائِعِينَ‌[فصلت  ١١ ].سپس(پس از آفرينش زمين در دو زمان و تكميل آن در چهار زمان)بآسمان‌توجّه فرمود در حالى‌كه دخان بود...
    از اين آيه چنان مينمايد كه آسمان پيش از آنكه به طبقات هفتگانه تقسيم شود،و ستارگان در بخش نخستين پديد آيند،ماده‌اى دخانى بوده،و از برخى‌آيات نيز مستفاد ميشود كه رستاخيز عمومى جهان نيز بهمان حالت دخانى‌نخستين بازگشت خواهد نمود.

    قال تعالى
    :فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي اَلسَّمٰاءُ بِدُخٰانٍ مُبِينٍ `يَغْشَى اَلنّٰاسَ هٰذٰاعَذٰابٌ أَلِيمٌ‌[الدخان  ١٠ ].در انتظار آنروزى باش كه آسمان دخان آشكاركننده‌اى مى‌آورد كه‌مردمان را(در اثر اين حادثه نابهنگام)بيهوش و سخت مضطرب ميسازد،و اين خود عذابى است دردناك‌ .روز نامبرده روز انقراض جهانست،كه آسمان بچهرهء نخستين برگشت‌خواهد نمود،و در اثر اين انقلاب عظيم مردمان آنچنان وحشت‌زده ميشوندكه بحالت اغماء و بيهوشى خواهند افتاد،و همگان جان بجان‌آفرين تسليم‌مى‌كنند.

    دخان چيست؟
    راغب در مفردات القرآن گويد:«دخان» بر وزن عثان چيزيست كه‌ بهمراه زبانهء آتش تصاعد ميكند»«المستصحب لللهيب».
    بنابراين اگر جسم آتشزا آب باشد كه بجوش آمده‌  دخانش نيز بخاريست‌ كه از آن برمى‌آيد،و اگر هيزم و ذغال‌سنگ و يا ساير سوختهاى معموليست‌دخان آن دود خواهد بود،ولى اگر آهن و فولاد و يا اتم باشد كه نيروى‌انفجار و آتش‌گيريش زيادتر است دخانش گاز خواهد بود.و طبعا هر اندازه حركت مولكولهاى جسم تندتر باشد حرارتش نيز بيشترو هر اندازه كندتر باشد كمتر است،تا بحد ركود برسد كه حرارت  ٢٧٣  درجه‌زير صفر خواهد بود،ولى اين ركود كلى نيست،زيرا بى‌حركت ماندن جسم‌از درون و برون برابر با نيستى آن است،كه جسم مساوى حركت و حركت‌مساوى جسم است.بعضى از مواد كه بصورت گاز آمده داراى  ٧٠  مليون درجه حرارت است،مانند مركز خورشيد كه بايد گفت در اين درجهء گرما سوختن نيز ميسوزد،و هيچ جسمى نميتواند در حالت تركيب بماند  از اين‌رو مركز خورشيد راساده‌ترين و درعين‌حال پراستقامت‌ترين اتمها يعنى هيدروژن تشكيل ميدهد.
    بعضى از گازها داراى  ٢٨٠  مليون درجه حرارت است،مانند مركز ستاره‌شعرى كه  ۵٠٠ / ٠٠٠  بار از خورشيد بما دورتر است،و چنانكه در فاصله‌خورشيد بود حرارت زمين  ۴٠  برابر حرارت كنونى ميشد.و ممكن است حرارت‌هائى بيش از اندازه‌هاى نامبرده نيز در برخى ازكرات آسمانى موجود باشد كه هنوز بشر آنرا كشف نكرده است.نتيجه آنكه:آسمان با اين ستارگان در آغاز از زبانه‌هاى آتشى پديد شده‌كه از ماده‌اى بنام(ماء)شعله زده،و روى اين اصل مادهء اصلى جهان آنچنان‌ منفجر گشته كه اينگونه گازهاى داغ از آن برخاسته است.
    از اينجا ميتوان فهميد كه ماء در آيهء گذشته همين آب معمولى آشاميدنى‌ مركب از يك اتم اكسيژن و دو اتم هيدروژن‌ (o ٢ h) نيست زيرا آب در بيش‌از صد درجه حرارت بكلى تبديل به بخار ميشود،و حرارت بخار آب نيزچندان بيش از اين اندازه‌ها نيست،وانگهى آب در حالت غليان توليد آتش‌و زبانه نميكند،تا چه رسد كه از اين زبانه دود و گاز توليد گردد.
    و نيز بخار آب در هيچ لغت و اصطلاحى بمعنى دود و يا گاز نيامده است،تا در اين آيه نيز به پيروى از لغت بيكى از اين دو تفسير گردد،تا اينكه دخان‌ مذكور در آيه را بمعنى بخار آب گيريم.نتيجهء اين كاوش طبعا چنان است كه:مادّهء نخستين جهان عنصرى يكنواخت‌و همانند و درعين‌حال قابل آتش‌گيرى بسيار سختى بوده،كه از انفجار آن‌زمين و آسمان پديد آمده است.


    ثُمَّ اِسْتَوىٰ إِلَى اَلسَّمٰاءِ وَ هِيَ دُخٰانٌ‌.سپس قصد تقسيم آسمانرا كرد در حاليكه گاز بود...
    و پيروش سخن حضرت على(ع)كه:«آتش را از آب آفريد»پس آتش از آب‌ پديد آمد،كه مقصود همان گاز آسمانى است.و لابد زمينهائى هم كه ما بر يكى از آنها زندگى ميكنيم از بقاياى اين انفجار پديد شده،چنانكه در اخبار گذشته از آن بلفظ«رماد»(خاكستر)يا«زبد»( ف)ياد شده است.از رسولخدا است‌  كه:«خدا باد را بر آب مسلط كرد،و در اثر امواج‌آب گازهائى‌  برخاست و روى كفها قرار گرفت،و خدا از گاز هفت آسمان‌ و از كفها هفت زمين بيافريد.

    ممكن است اين سخن براى برخى از مردمان سخت شگفت‌انگيز آيد كه‌چگونه آسمانها با اين‌همه كهكشانها و ستارگان از گازهاى برخاسته از اين‌انفجار پديد شد،و هفت زمين كه از جمله زمين ما است،و در برابر آسمانهاو اخترانش بسى ناچيزند،از ته‌ماندهء انفجار نخستين بوجود آمده باشد؟حل اين معضل بدينگونه است كه:ما هرگز بر چگونگى و ماهيّت انفجارنخستين جهانى آگاه نيستيم تا بدانيم حاصل آن انگيختن چه مقدار گاز،و باقى‌ماندهء آن‌چه اندازه خاكستر و يا كف بوده است.امّا چيزيكه ما طبعا از نسبت ناچيز زمين بآسمانها و اخترانش پى مى‌بريم‌ اينست كه گازهاى متصاعد ميلياردها برابر بقاياى انفجار بوده است.

    گرچه تمامى جملات خطبهء شریفه( خطبه یک نهج البلاغه) پر از نكات و دقايقى است كه هنوز پرو بال كيهان‌پيماى دانش بشر نتوانسته بر فراز آن بپرواز آيد،و ما را اكنون بجزترجمه و اندك توضيحى پيرامون آنها تاب و توانى نيست.ولى با اينهمه از دقت در چند فراز آن ناگزيريم. 

    آسمان از كفهاى اقيانوس بيكران محيط كه قسمت اعظمش تبديل به كف‌ گرديده بود آفريده شده...آيا اين سخن با جملهء«و هى دخان»سازش دارد؟
    فهم سطحى عاميانه كه از شنيدن دخان دود بنظر مى‌آورد،و يا با توجه‌بآنچه گذشت گاز را نيز مشمول آن ميداند-با انديشهء سادهء خود هرگز نمى‌تواند بپذيرد كه لفظ دخان(دود-گاز)يا زبد(كف و...)سازش داشته باشد.زيرا گاز را حتّى از آب بسى رقيق‌تر ميداند تا چه رسد به كف كه غلظت پديدآمدهء از امواج آب است...

    حل مشكل:ولى در جهان آسمان و ستارگانش گازهاى بسيار داغى وجود دارد كه وزن‌مخصوص برخى از آنها از سخت‌ترين و سنگين‌ترين مواد جهان نيز خيلى زيادتر است.مثلا در مركز خورشيد كه حدود  ٧٠  ميليون درجه حرارت وجود داردهيچ عنصرى هرگز نمى‌تواند بصورت اوليّهء خود بر جاى بماند،و بناچار بصورت‌ساده‌ترين اتمهاى جهان هيدروژن،و هليم خواهد بود.بنابراين مركز خورشيد را گازهاى بسيار داغ و محترق هيدروژن و قسمتهاى‌سردتر آنرا هليم تشكيل داده،و مجموعا اين دو عنصر  ٩٩  درصد مواد فيزيكى‌جرم خورشيد را تشكيل ميدهند،ولى هيدروژن از هليم بسيار زيادتر است.روى اين اصل وزن مخصوص و ثقل و فشردگى يك سانتيمتر مكعّب از گازهاى‌هيدروژنى خورشيد چه بسا برابر است با چندين متر مكعّب از فولاد...بدين‌لحاظ از دخان(گاز)آسمانى ميتوان بكف و مافوق آن نيز تعبير كرد...اضافه بر اينكه لفظ كف تعبيريست بس زيبا كه بمناسبت آب بميان آمده،چه‌آنكه برخاسته آب بخار يا كف است،ولى اكنون كه معنى آب در اينجا نخستين‌مادهء آفرينش است و نه آب معمولى،بخار و كف آن نيز بهمان مناسبت خواهد بود،و نه آنكه كف و بخار آب آشاميدنى اينگونه رقيق،بلكه آنگونه سخت و فشرده.از آنچه گذشت مى‌توان برخى از نظريات دانشمندان را تأييد نمود.مانند اينكه:«دلائل نجومى ما را باين حقيقت رهبرى ميكند كه اين ستارگان‌بيشمار آسمانرا آغازيست،و تمامى آنها از گازهاى بسيار داغ پديد شده كه‌تمامى جو جهانرا پر كرده بود»(ژرژگاموف در كتاب سرگذشت زمين).

    نتيجه گفتار:آسمان و ستارگانش در آغاز گازهائى(دخان) بوده‌اند كه در اثر انفجار مادهءنخستين«آب»پديد آمده است.


    منبع: کتاب ستارگان از دیدگاه قرآن نویسنده صادق تهرانی


    پاسخگو : جناب راستان


    //

    اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

    دل من داند و من دانم و تنها دل من

    یا ابا صالح علیه السلام ادرکنی



    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه ی قرآن شهر نورانی قرآن
    https://دtelegram.me/shahrenuraniquran

    کانال مکالمه ی عربی شهر نورانی قرآن(آموزش دروس صدی الحیاة و لهجه ی عراقی)
    https://telegram.me/mokalemeharabik


  8. کاربر زیر برای پست " گل مريم " عزیز صلوات فرستاده:


  9. Top | #7

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    اللهم عجل لولیک الفرج
    میانگین پست در روز
    2.24
    نوشته ها
    6,958
    صلوات
    24510
    دلنوشته
    18
    ممنون از دعای زیبا و حاجتهاتون إن شاءالله خوشبخت و سلامت و عاقبت بخیر باشید
    صلوات و تشکر
    10,190
    مورد صلوات
    10,559 در 4,686 پست
    نوشته های وبلاگ
    174
    دریافت کتاب
    81
    آپلود کتاب
    135

    پیش فرض






    بسم الله الرحمن الرحيم


    «و افراشتش در هوائى گشاده» يعنى خدا آن كف را بالا برد باينكه‌ برخى از آن را دود ساخت در هوائى كه گشوده شده بود به آفرينش آفريده‌هاى پيشين‌ يا بوسيله بالا بردن همين دود «در فضائى پهناور»
    ابن ميثم گفته: قرآن كريم گويا است‌ كه آسمان از دود آفريده شده،و آنچه در اين خبر است گويا است كه از كف آفريده شده‌ و هم در اين خبر است كه اين كف همانست كه زمين از آن پديد شده،و بايد آنها را با هم جمع كرد، جمع ميان كلام آن حضرت و تعبير قرآن كريم همانست‌

    كه امام باقر عليه السّلام فرمود: «پس برآمد از اين موج و كف دودى كه از ميان آن‌ افراشته بود نه از آتش پس آسمان را از آن آفريد»
    و شكى نيست كه مقصود قرآن‌ دود حقيقى نيست زيرا آن جز از آتش نباشد، و مفسران اتفاق دارند كه اين دود از آتش نبود، بلكه از جوشش و آب و بخار دادن آن بود بواسطه موج گرفتن و مقصود از دود همان بخار آب است،

    و بنابراين گوئيم كلامش با قرآن كريم موافق‌ است، زيرا كف بخاريست كه از حرارت حركت آن بروى آن برآيد جز اينكه تا درهم است بروى آبست و جدا نشده نام كف بدان مخصوص است و آنچه لطيف شد و اجزاء هوا بر آن غلبه كرد و از آب جدا شد نام بخار دارد، و چون كف بخار است‌ و مقصود از دود هم در قرآن كريم همان بخار است مقصود آن حضرت با مقصود قرآن‌ يكيست، و بخار پيوسته همانست كه زمين از آن آفريده شده و آن كف است،

    وجه‌ شباهت دخان و بخار كه منظور شده دو چيز است:

     ١ - محسوس و آن صورتيست كه مانند هم از دود و بخار بچشم مى‌آيد تا بسا ديده نتواند آنها را از هم جدا كند.
    ٢ - معنوى و آن اينست كه بخار ذرات آبست كه بواسطه لطافت با هوا آميخته چنانچه دود هم همانست ولى بوسيله آتش بر آمده زيرا دود هم همان اجزاء آب جرمى است كه ميسوزد و بواسطه حرارت آتش لطيف شده و با هوا آميخته و جدائى‌ آنها از هم بواسطه سبب آنها است و روا است نام يكى را براى ديگرى بكار برند و اللّٰه ولى التوفيق.

    منبع : آسمان و جهان (ترجمه السماء و العالم بحار الانوار)



    پاسخگو : سركار فاطمه


    //

    اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

    دل من داند و من دانم و تنها دل من

    یا ابا صالح علیه السلام ادرکنی



    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه ی قرآن شهر نورانی قرآن
    https://دtelegram.me/shahrenuraniquran

    کانال مکالمه ی عربی شهر نورانی قرآن(آموزش دروس صدی الحیاة و لهجه ی عراقی)
    https://telegram.me/mokalemeharabik


  10. کاربر زیر برای پست " گل مريم " عزیز صلوات فرستاده:


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. متن شعر "مدینه شهر پیغمبر" + دانلود
    توسط فاطمه در انجمن مداحی
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 2014_12_20, 07:21 PM
  2. ""به طه به یاسین"" (چشم امید 1)
    توسط گل مريم در انجمن مناجات
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 2014_01_02, 02:22 PM
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2013_11_16, 01:46 PM
  4. چرا "انا القتیل العبرات" ؟؟
    توسط صبور در انجمن پرسش و پاسخ فقهی و احکام
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 2013_11_14, 12:38 PM
  5. ماجرای نبش قبر"حر"توسط شاه اسماعیل
    توسط مهدی در انجمن امام حسین علیه السلام
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2013_05_28, 12:01 PM

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

کانال ترجمه ی شهر نورانی قرآن

انجمن شهر نورانی قرآن محیطی پر از آرامش و اطمینان که فعالیت خود را از فروردین سال 1392 آغاز نموده است
ایمیل پست الکترونیکی مدیریت سایت : info@shahrequran.ir

ساعت 12:51 PM