انتخاب رنگ سبز انتخاب رنگ آبی انتخاب رنگ قرمز انتخاب رنگ نارنجی

اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآء وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 12 , از مجموع 12

موضوع: محرم در اسارت

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    1.37
    نوشته ها
    3,299
    صلوات
    144
    دلنوشته
    6
    برای شفای عزیزی که سالها در اسارت بوده و الان حالش وخیم است التماس دعا دارم
    صلوات و تشکر
    1,162
    مورد صلوات
    3,814 در 2,088 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض محرم در اسارت









    صحنه عاشورا
    بچه‌ها نقاشيهايي مي‌کشيدند که مثل آن کمتر پيدا مي‌شد. در بين بچه‌ها نقاشي بود که هر نوع نقاشي را مي‌کشيد. يک بار شب عاشورا جمال که بچه مشهد بود گفت:«يک تابلو براي فردا مي‌خواهيم که پرچم داشته باشد». بچه‌ها پيراهنهاي سفيد را به يکديگر دوختند وبلافاصله چند خيمه و صحنه عاشورا را روي آنها کشيدند. کار تا آخر شب ادامه داشت. صبح هرکس آن را مي‌ديد به گريه مي‌افتاد. در اردوگاه افرادي بودند که هرچه اراده مي‌کردند، به تصوير مي‌کشيدند.
    راوي :‌نصرالله قره‌داغي
    منبع :کتاب فرهنگ آزادگان صفحه 281




    با دلِ پُر
    امید؛چشم انتظاریم هنوز...

  2. کاربر زیر برای پست " ملکوت " عزیز صلوات فرستاده:


  3. Top | #11

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    1.37
    نوشته ها
    3,299
    صلوات
    144
    دلنوشته
    6
    برای شفای عزیزی که سالها در اسارت بوده و الان حالش وخیم است التماس دعا دارم
    صلوات و تشکر
    1,162
    مورد صلوات
    3,814 در 2,088 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض






    ميزان تزريق واکسن‌ها طوري بود که همه را براي 48 ساعت از پاي مي‌انداخت. همه تب مي‌کردند و کسي حال بلند شدن و عزاداري نداشت؛ البته عزاداري برپا مي‌شد؛ اما به علت کسالت افراد، بسيار فشرده و محدود بود.
    حيله مؤثري بود؛ ولي روز عاشورا را در تب سپري کردن، هم حال و هوايي داشت. دشمن که از حلاوت اين حال خبري نداشت !

    سال‌هاي آخر، مجالس عزاداري بسيار باشکوه برپا مي‌شد. مداحان که در اسارت رشد خوبي داشتند، دل‌هاي غصه‌دار اسرا را به رنج‌هاي ائمه پيوند مي‌زدند و اشعار و نوحه‌هاي لطيف و نغزي در اين باب سروده مي‌شد. ( اي کاش که آن اشعار و نوحه‌ها جمع‌آوري مي‌شد. )
    اربعين حسيني، 28 صفر و ايام شهادت ديگر ائمه نيز با برپايي مجالس عزا و نوحه‌سرايي جايگاهي خاص داشت.


    راوي :سيامک عطايي
    منبع :مؤسسه فرهنگي پيام آزادگان

    با دلِ پُر
    امید؛چشم انتظاریم هنوز...

  4. کاربر زیر برای پست " ملکوت " عزیز صلوات فرستاده:


  5. Top | #12

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    1.37
    نوشته ها
    3,299
    صلوات
    144
    دلنوشته
    6
    برای شفای عزیزی که سالها در اسارت بوده و الان حالش وخیم است التماس دعا دارم
    صلوات و تشکر
    1,162
    مورد صلوات
    3,814 در 2,088 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض






    واکسن ضدّ عاشورا


    به خاطر دارم که بعد از ظهر تاسوعاي سال 65 در کمپ 7 قاطع چهار، عراقي‌ها وارد اردوگاه شدند تا به بهانه تزريق واکسن کزاز، از عزاداري عاشقان حسيني جلوگيري کنند.
    البته مقدار مواد تزريقي خيلي کم ولي اثر آن بسيار زياد بود. محتوي يک سرنگ را بدون تعويض سوزن به ده نفر تزريق مي‌کردند. يک ساعت بعد از تزريق آمپول‌ها، دست‌هاي برادران، به علت درد شديد استخواني و عضلاني، از حرکت باز مي‌ماند.

    هدف اصلي آنها از اجراي نمايش تزريقات، کاملاً مشخص بود، زيرا آنها اگر واقعاً به فکر سلامتي ما بودند، مي‌توانستند کارهاي زيادي در زمينه‌ي بهداشت، تغذيه و درمان ما انجام بدهند که در طي دوران اسارت از هيچ کدام خبري نبود و حتي به هنگام اعتراض آزاده‌ها نسبت به عدم رعايت بديهي‌ترين اصول اوليه‌ي زندگي در اردوگاه‌ها، تنها پاسخ آنها ضرب و جرح و شکنجه بود.

    آن شب و شب‌هاي بعد گرچه دست‌هايمان درد مي‌کرد و قدرت سينه‌زدن نداشتيم، اما دل‌هايمان مي‌تپيد و پردرد بود، از حادثه‌ي کربلا، از مظلوميت امام حسين (ع) و يارانش، از قوم متجاوز و ستمکار؛ و با همين دل‌هاي دردمند بود که گريه و زاري مي‌کرديم و نوحه مي‌خوانديم تا ارادتمان و عشق و اخلاصمان را به اباعبدالله نشان دهيم.


    راوي :آزاده علي سيف‌اللهي مقدم
    منبع :مؤسسه فرهنگي پيام آزادگان

    با دلِ پُر
    امید؛چشم انتظاریم هنوز...

  6. کاربر زیر برای پست " ملکوت " عزیز صلوات فرستاده:


صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

کانال ترجمه ی شهر نورانی قرآن

انجمن شهر نورانی قرآن محیطی پر از آرامش و اطمینان که فعالیت خود را از فروردین سال 1392 آغاز نموده است
ایمیل پست الکترونیکی مدیریت سایت : [email protected]

ساعت 01:16 PM