اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآء وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: ا حمد ابوالحسنی نراقی ام المشاکل اسیران ایرانی در عراق

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    1.06
    نوشته ها
    3,299
    صلوات
    144
    دلنوشته
    6
    برای شفای عزیزی که سالها در اسارت بوده و الان حالش وخیم است التماس دعا دارم
    صلوات و تشکر
    1,162
    مورد صلوات
    3,814 در 2,088 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض ا حمد ابوالحسنی نراقی ام المشاکل اسیران ایرانی در عراق




    اهل شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی می باشم . تاریخ 2/1/1361 در سن 16 سالگی طی عملیات فتح المبین مجروح و به اسارت نیروهای ارتش عراق در آمدم .



    آزاده جانباز احمد ابوالحسنی
    مورخ 29/5/1369 در میان استقبال بی نظیر مردم دلیجان و نراق به میهن اسلامی بازگشتم .
    با سایر اسیران در اردوگاه عنبر در شهر الانبار در استان پر مساحت الانبار نگهداری می شدیم و مرکز این استان شهر الرمادی می باشد .

    آزاده جانباز احمد ابوالحسنی در اردوگاه عنبر در شهر الانبار عراق
    یکبار شاکر از کوله من دعا پیدا کرد و گفت ام المشاکل این ها چیه ؟

    من اتهام را نپذیرفتم و به شاکر گفتم من 16 ساله ام و سنم کم است و افراد داخل وسایل من دعا گذاشته اند .





    سال 1363 سازمان صدا و سیمای عراق به اردوگاه ما آمدند تا از اسیران در بند عکس و فیلم و مصاحبه تهیه تا بتوانند با انتشار آن پیروزی های چشمگیر رزمندگان اسلام در جبهه ها را خدشه دار کنند .

    من به دلیل شلوغی و درگیری مداوم با ماموران دشمن به " ام المشاکل " مشهور شده بودم . حمله کردیم و دوربین فیلمبرداری را شکستیم و از فعالیت آنان جلوگیری نمودیم .

    درگیری شدت گرفت و در اثر تیر اندازی یکی از اسیران اهل یزد یک چشمش تیر خورد و نابینا گردید .


    با دلِ پُر
    امید؛چشم انتظاریم هنوز...

  2. کاربر زیر برای پست " ملکوت " عزیز صلوات فرستاده:


  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    April_2013
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    1.06
    نوشته ها
    3,299
    صلوات
    144
    دلنوشته
    6
    برای شفای عزیزی که سالها در اسارت بوده و الان حالش وخیم است التماس دعا دارم
    صلوات و تشکر
    1,162
    مورد صلوات
    3,814 در 2,088 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض





    12 نفر از مجموع اسرا به عنوان شرور و بی انضباط برای تنبیه و محاکمه انتخاب شدند . باز " ام المشاکل" بین معترضین بود .

    ما را بردند استخبارات بغداد و مورد برخورد شدید قرار گرفتیم . من دو سال قبل نیز جهت مواخذه و تنبیه به این مکان منتقل شده و آشنایی داشتم .




    آزاده جانباز احمد ابوالحسنی بر دستان مردم شهر نراق 29/5/1369 گفتند حکم شما 12 نفر اعدام می باشد و برای ما غیر قابل تحمل هست که اسیر ایرانی به هنگام حبس بیاید دوربین سیمای عراق را بشکند .
    15 روز بازداشت بودیم که مامورین گفتند شانس آوردید و صدام حسین رئیس جمهور دولت بعث عراق شما را مورد عفو و بخشش قرار داده است . بنابراین در بازگشت به جای اردوگاه الانبار به اردوگاه موصل انتقال داده شدیم .

    اولین ملاقات حاج احمد با مادر مرحومش سرکار خانم محمودی پس از آزادی
    به جای اینکه از لحاظ روحی تحت فشار قرار بگیرم بر عکس شد و در موصل با اسرای شهرستان محلات از جمله دو اسیر شهر نراق آقایان قدرت الله ایزدی و عباس باقری که با هم در فتح المبین اسیر شده بودیم هم اردوگاهی شدم . از این طریق اطلاعات و اخبار زادگاهمان را بین خودمان مطرح می کردیم .
    اردوگاه موصل عراق محل نگهداری اسرای ایران

    ایستاده از راست :
    آزاده رضا الماسی مسئول انتظامات اردوگاه اسرا - آزاده حسین رشتی مسئول آرایشگاه اردوگاه اسرا - ناشناس - ناشناس - آزاده مرتضی فلاحتی اهل کرمانشاه مسئول آشپزخانه اردوگاه اسرا
    نشسته از راست : قدرت الله ایزدی ،احمد ابوالحسنی ، آزاده حشمت جهانگیری مسئول آشپزخانه اردوگاه اسرا ، عباس باقری از اهالی شهر نراق من همیشه با امید زندگی کرده ام و بر این اساس طی هشت سال مقتدرانه به سایر اسرا نیز روحیه می دادم تا در مقابل دشمن سست نشویم .
    آزاده جانباز احمد ابوالحسنی در کنار آزاده جانباز مرحوم حاج آقا ابوترابی
    اکنون جانباز 55 % جنگ تحمیلی می باشم و همچنان پیشتاز برای مقابله با هر گونه دفع خطر از کشور و ولایت می باشم .
    آزاده جانباز احمد ابوالحسنی فرزند عزت الله اهل شهر نراق
    با دلِ پُر
    امید؛چشم انتظاریم هنوز...

  4. کاربر زیر برای پست " ملکوت " عزیز صلوات فرستاده:


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. سیاست و حکومت در سیره امام سجاد(علیه السلام)
    توسط گل مريم در انجمن امام سجاد، زین العابدین علیه السلام
    پاسخ: 18
    آخرين نوشته: 2013_11_16, 07:56 PM
  2. پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 2013_10_12, 11:48 PM
  3. اخلاق در سیره شهدا
    توسط مهدی در انجمن کلیات اخلاق
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: 2013_09_27, 07:20 PM
  4. زندگی نامه ی سید آزادگان ، حاج آقا ابو ترابی
    توسط ملکوت در انجمن زندگی نامه اسرا
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 2013_09_05, 01:16 PM
  5. سید شهیدان اهل قلم
    توسط ملکوت در انجمن زندگینامه شهدا
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 2013_09_04, 08:54 PM

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

کانال ترجمه ی شهر نورانی قرآن

انجمن شهر نورانی قرآن محیطی پر از آرامش و اطمینان که فعالیت خود را از فروردین سال 1392 آغاز نموده است
ایمیل پست الکترونیکی مدیریت سایت : info@shahrequran.ir

ساعت 12:19 AM