سلام دوستان و بزرگواران شهر نورانی قرآن
در این تاپیک به مشاعره شعرهای عاشورایی و محرم میپردازیم. إن شاءالله
توجه: به سه نفر از دوستانی که در مشاعره شرکت فعالی داشته باشند در پایان ماه محرم به قید قرعه جایزه تعلق میگیرد.





| ❤ |
مشاعره عاشورایی(مسابقه ای با جایزه)
سلام دوستان و بزرگواران شهر نورانی قرآن
در این تاپیک به مشاعره شعرهای عاشورایی و محرم میپردازیم. إن شاءالله
توجه: به سه نفر از دوستانی که در مشاعره شرکت فعالی داشته باشند در پایان ماه محرم به قید قرعه جایزه تعلق میگیرد.
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و تنها دل من
یا ابا صالح علیه السلام ادرکنی
با ما همراه باشید در
کانال ترجمه ی قرآن شهر نورانی قرآن
https://دtelegram.me/shahrenuraniquran
کانال مکالمه ی عربی شهر نورانی قرآن(آموزش دروس صدی الحیاة و لهجه ی عراقی)
https://telegram.me/mokalemeharabik
Masoomi (2013_11_11), مهاجر (2013_10_29), مارال (2013_11_28), مدیریت محتوایی انجمن (2013_11_01), از خاک تا افلاک (2013_10_29), تسلیمی (2013_10_30), دژدان (2017_09_30), سحر (2013_12_08), عطیه سادات (2013_11_14)




| ❤ |
مهاجر (2013_11_27), مدیریت محتوایی انجمن (2013_11_25), مشعشع (2013_11_24), گل مريم (2013_11_24), عطیه سادات (2013_11_25)





| ❤ |
سلام ملکوت عزیز ببخشید درسته من اشتباه کردم
امروز روضه از در و دیوار جاری استدنیا شبیه مجلس یک سوگواری استنشنیده اش بگیر،ولی بی دلیل نیستکار زن جوانی اگر گریه زاری استگاهی به دوش بابا،گاهی به پشت درگاهی میان کوچه،عجب روزگاری استیک تیر و دو نشان ،تو فقط روضه گوش کناین خانه حول محور همسر مداری استمن را ببخش روضه اگر باز می شودزیرا که حال مادرمان اضطراری استضربه،فشار،دلهره بر بچه خوب نیستپرهیز ماه آخری بارداری استترسم علی زغصه خودش را تلف کندمی بینم اینکه فاطمه از او فراری استگیرم که رو بگیری از این بچه ها، عزیزمن دیده ام که گوشه ی چشمت اناری استاز میخ و چوب سوخته تابوت ساخته استاین روز ها علی در کار نجاری استهرکس به گونه ای غم تو را به دوش بردسهم من از غم تو ولی بی مزاری است
رحمان نوازنی
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و تنها دل من
یا ابا صالح علیه السلام ادرکنی
با ما همراه باشید در
کانال ترجمه ی قرآن شهر نورانی قرآن
https://دtelegram.me/shahrenuraniquran
کانال مکالمه ی عربی شهر نورانی قرآن(آموزش دروس صدی الحیاة و لهجه ی عراقی)
https://telegram.me/mokalemeharabik
ملکوت (2013_11_26), مهاجر (2013_11_27), مدیریت محتوایی انجمن (2013_11_25), مشعشع (2013_11_25), عطیه سادات (2013_11_25)



تـا هست جهــان شـور محــرم باقیست
این جلوه ی جان در همه عالـم باقیستازنـالـه ی نـیـنــوای یـاران حسـیـنهمواره به لب زمـزمه ی غم باقیست
دلخوش آن مستحب ام که جوابش واجب باشد.
ملکوت (2013_11_26), مهاجر (2013_11_27), مدیریت محتوایی انجمن (2013_11_25), گل مريم (2013_11_26), عطیه سادات (2013_11_25)
تـا هست جهــان شـور محــرم باقیست
این جلوه ی جان در همه عالـم باقیست
ازنـالـه ی نـیـنــوای یـاران حسـیـن
همواره به لب زمـزمه ی غم باقیست
ملکوت (2013_11_26), مدیریت محتوایی انجمن (2013_11_25), گل مريم (2013_11_26)




| ❤ |
ترسم این بیراهه ها با خویش مشغولم کنند
"بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا"
من نمی دانم کی ام یا از کجایم، هرچه هست
آب رو می آورم از خاک کوی کربلا
با دلِ پُر امید؛چشم انتظاریم هنوز...
مهاجر (2013_11_27), مدیریت محتوایی انجمن (2013_11_27), گل مريم (2013_11_26), عطیه سادات (2013_11_27)

از هیبت قدکشیده ات می ترسند
از خشم میان دیده ات می ترسند
عباس ، به پهلوانی ات این لشکر
حتی ز سر بریده ات می ترسند ..
خدایا به حق محمد و آل محمد (ص)محبت اهل بیت را در دل ما افزون بفرما
آمین
ملکوت (2013_11_27), مدیریت محتوایی انجمن (2013_11_27), گل مريم (2013_11_27), عطیه سادات (2013_11_27)
ديدم از روي بلندي كه تنت غلطان است
غلت خوردي ته گودال و لبت خندان است
قاتلت ، شمر ، عزيزم چقَدَر بد بريد
همه رگ هاي تو از حنجرت آويزان است
شاعر: عليرضا خاكساري
مدیریت محتوایی انجمن (2013_11_27), گل مريم (2013_11_27)




| ❤ |
تشنه ام من تشنۀ جام حضور
راهی ام من راهی گلزار نور
می کنم از جان تو هر فتنه دور
رو به سوی خیل اعدایم عمو
با دلِ پُر امید؛چشم انتظاریم هنوز...
تسلیمی (2013_11_28), عطیه سادات (2013_11_28)

و نیم دیگر خود را نشست و کامل کرد
و قطره قطره تمام فرات را گل کرد
لبان ماهی تشنه درون گهواره
میان شرم نگاهش دوباره دل دل کرد
خدایا به حق محمد و آل محمد (ص)محبت اهل بیت را در دل ما افزون بفرما
آمین
تسلیمی (2013_11_28), عطیه سادات (2013_11_28)
در غروبی میان آتش و دود
پسری را به نیزه ها بردند
روز ما شد سیاه، از وقتی
سحری را به نیزه ها بردندبی تعادل شد آسمان، یعنیقمری را به نیزه ها بردند
همره شیرخواره ای انگارمادری را به نیزه ها بردند
* ترسم که شعر سنگ مزار من این شود *
* او هم جمال یوسف زهرا(س) ندید و رفت*
عطیه سادات (2013_11_28)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)