کلمات قصار نهج البلاغه




| ❤ |
کلمات قصار نهج البلاغه
رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...
با ما همراه باشید در
کانال شهر نورانی قرآن
گروه شهر نورانی قرآن




| ❤ |
کلمات_قصار_نهج_البلاغه
شماره_260
وقال عليه السلام : كَمْ مِنْ مُسْتَدْرَجٍ بِالاِِْحْسَانِ إِلَيْهِ، وَمَغْرُورٍ بِالسَّتْرِ عَلَيْهِ، وَمَفْتُونٍ بِحُسْنِ الْقَوْلِ فِيهِ،مَا ابْتَلَى اللهُ سُبْحَانَهُ أَحَداً بِمِثْلِ الاِِْمْلاَءِ لَهُ. و قد مَضى هذا الكلام فيما تقدم، إلاّ أن فيه هاهنا زيادة مفيدة.
چه بسيارند گنهكارانى كه خدا به آنها احسان ميكند، احسانى كه مقدمه هلاكت و شدت عذاب آنها است و چه بسيارند كسانى كه بخاطر خطاپوشی مغرور ميشوند و بر اثر ذكر خير مردم مفتون میگردند. در حالى كه خداوند هيچكس را به آزمايشى همچون مهلت دادن آزمون نكرده است.
شريف رضى میگويد:
اين سخن سابقا گذشت جز اينكه در اينجا اضافهاى مفيد وجود دارد.
رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...
با ما همراه باشید در
کانال شهر نورانی قرآن
گروه شهر نورانی قرآن




| ❤ |
کلمات_قصار_نهج_البلاغه
شماره_261
وقال عليه السلام لما بلغه إغارةُ أصحاب معاويةَ على الاَنبار، فخرج بنفسه ماشياً حتى أتى النُّخَيْلَةَ فأدركه الناسُ وقالوا: يا أميرالمؤمنين نحن نكفيكَهُمْ. فقال عليه السلام : وَاللهِ مَا تَكْفُونَنِي أَنْفُسَكُمْ، فَكَيْفَ تَكْفُونَنِي غَيْرَكُمْ؟ إِنْ كَانَتِ الرَّعَايَا قَبْلِي لَتَشْكُوا حَيْفَ رُعَاتِهَا، وَإِنَّنِي الْيَوْمَ لاَََشْكُو حَيْفَ رَعِيَّتِي، كَأَنَّنِيَ الْمَقُودُوَهُمُ الْقَادَةُ، أَوِ ألْمَوْزُوعُ وَهُمُ الْوَزَعَةُ فلما قال عليه السلام هذا القول، في كلامٍ طويلٍ قد ذكرنا مختارَه في جملةِ الخُطَب، تقدّم إليه رجلان من أصحابه فقال أحدهما: إنّي لا أملك إلاّ نفسي وأخي، فَمُرْنا بأمرك يا أميرالمؤمنين نُنْفِد له. فقال عليه السلام : وأَيْنَ تَقَعَانِ مِمَّا أُريدُ
هنگامى كه خبر حمله ياران معاويه بر «انبار» و غارت كردن آنجا راشنيد شخصا پياده بطرف «نخيله» منزلگاهى در نزديكى كوفه حركت كرد، مردم خود را به او رساندند، و عرض كردند، اى امير مؤمنان! ما به جاى تو از عهده آنان بر خواهيم آمد امام فرمود:
شما از عهده مشكلات خودتان بر نمىآئيد چگونه مشكل ديگران را از مندفع میكنيد؟ اگر رعاياى پيشين از ستم فرمانروايان خود شكايت داشتند من امروز از ستم رعيتم شكايت دارم گويا من پيروم و آنها زمامدار،من فرمانبرو محكومم و آنها فرمانده و حاكم.
هنگاميكه اين گفته را امام در ضمن يك سخن طولانى كه قسمت برگزيدهاىاز آن در ضمن خطبه ها گذشت فرمود، دو نفر از اصحابش جلو آمدند. يكى از آنها عرض كرد من جز اختيار خود و برادرم را ندارم، امر فرما تا اطاعت كنيم، امام فرمود: شما دو نفر در برابر آنچه من ميخواهم(كه بسيج يك سپاه است)چه كاری ميتوانيد انجام دهيد
رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...
با ما همراه باشید در
کانال شهر نورانی قرآن
گروه شهر نورانی قرآن




| ❤ |
کلمات_قصار_نهج_البلاغه
شماره_262
وقيل: إنّ الحارث بن حَوْطٍ أتاه عليه السلام فقال: أتُرانيأظنّ أصحابَ الجمل كانوا على ضلالة؟ فقال عليه السلام : يَا حَارِ، إِنَّكَ نَظَرْتَ تَحْتَكَ وَلَمْ تَنْظُرْ فَوْقَكَ فَحِرْتَ إِنَّكَ لَمْ تَعْرِفِ الْحَقَّ فَتَعْرِفَ مَنْ أَبَاهُ، وَلَمْ تَعْرِفِ الْبَاطِلَ فَتَعْرِفَ مَنْ أَتَاهُ. فقال الحارث: فإنّي أَعتزل مع سعيد بن مالك وعبد الله بن عمر. فقال عليه السلام : إِنَّ سَعِيداً وَعَبْدَ اللهِ بْنَ عُمَرَ لَمْ يَنْصُرَا الْحَقَّ، وَلَمْ يَخْذُلاَ الْبَاطِلَ
ميگويند: «حارث بن حوط» خدمت امام آمده عرض كرد: فكر ميكنى من گمان دارم اصحاب جمل(لشكر طلحه و زبير آتش افروزان جنك در بصره)گمراهند (نه،گمراه نيستند)
امام در پاسخ فرمود: اى حارث تو به زيرت نگاه كردهاى و به بالاى سرت نظر نيفكنده اى لذا در تحير فرورفتى(و ندانستى كدام جانب را اختيار كنى)تو حقرا نشناختى تا كسى كه حق را اخذ نموده بشناسى. و نيز باطل را هم نشناختهاى تا كسانى را كه طرفدار آن هستند بشناسى.
حارث گفت: بنابر اين من نيز همراه «سعيد ابن مالك و عبد الله بن عمر» كناره گيرى میكنم(و بيطرف ميمانم)امام فرمود:
«سعيد» و «عبد الله بن عمر» نه حق را يارى كردند و نه باطل را خوار ساختند.
رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...
با ما همراه باشید در
کانال شهر نورانی قرآن
گروه شهر نورانی قرآن




| ❤ |
کلمات_قصار_نهج_البلاغه
شماره_263
وقال عليه السلام : صَاحِبُ السُّلْطَانِ كَرَاكِبِ الاََْسَدِ: يُغْبَطُ بِمَوْقِعِهِ، وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَوْضِعِهِ.
همنشين سلطان چون كسى است كه بر شير سوار شده، ديگران به مقام او غبطه ميخورند ولى خود ميداند در چه وضع خطرناكى قرار گرفته است.
رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...
با ما همراه باشید در
کانال شهر نورانی قرآن
گروه شهر نورانی قرآن




| ❤ |
کلمات_قصار_نهج_البلاغه
شماره_264
وقال عليه السلام : أَحْسِنُوا فِي عَقِبِ غَيْرِكُمْ تُحْفَظُوا فِي عَقِبِكُمْ.
نسبت به بازماندگان ديگران خوش رفتارى كنيد تا نسبت به بازماندگان شما همينگونه رفتار كنند.
رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...
با ما همراه باشید در
کانال شهر نورانی قرآن
گروه شهر نورانی قرآن




| ❤ |
کلمات_قصار_نهج_البلاغه
شماره_265
وقال عليه السلام : إِنَّ كَلاَمَ الْحُكَمَاءِ إذَا كَانَ صَوَاباً كَانَ دَوَاءً، وَإِذَا كَانَ خَطَأً كَانَ دَاءً.
سخن حكماء و دانشمندان اگر درست باشد داروى(شفا بخش) است و اگر نادرست و خطا باشد در دو بيمارى(مهلك)است.
رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...
با ما همراه باشید در
کانال شهر نورانی قرآن
گروه شهر نورانی قرآن




| ❤ |
کلمات_قصار_نهج_البلاغه
شماره_266
وسأَله عليه السلام رجل أَن يعرّفه ما الاِيمان.
فقال: إِذَا كَانَ غَدٌ فَأْتِنِي حَتَّى أُخْبِرَكَ عَلَى أَسْمَاعِ النَّاسِ، فإِنْ نَسِيتَ مَقَالَتِي حَفِظَهَا عَلَيْكَ غَيْرُكَ، فَإِنَّ الْكَلاَمَ كَالشَّارِدَةِ، يَنْقُفُهَا هذَا وَيُخْطِئُهَاهذَا. وقد ذكرنا ما أجابه به عليه السلام فيما تقدم من هذا الباب، وهو قوله: الاِيمان على أربع شعب.
كسى از آن حضرت خواست تا ايمان را برايش توصيف كند.
امام فرمود: فردا نزد من بيا تا در حضور جمعيت تو را از آن آگاه سازم، كه اگرگفته ام را فراموش كنى ديگرى برايت حفظ و نگهدارى كند چرا كه سخن همچون شتر فرارى است كه بعضى آنرا پيدا ميكنند و بعضى آن را نمیيابند.
شريف رضى میگويد:
اما اصل پاسخ امام را به اين شخص سابقا(در كلام 31) تحت عنوان «الايمان على اربع شعب: »(اربع دعائم)آورديم.
رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...
با ما همراه باشید در
کانال شهر نورانی قرآن
گروه شهر نورانی قرآن




| ❤ |
کلمات_قصار_نهج_البلاغه
شماره_267
وقال عليه السلام : يَابْنَ آدَمَ، لاَ تَحْمِلْ هَمَّ يَوْمِكَ الَّذِي لَمْ يَأْتِكَ عَلَى يَوْمِكَ الَّذِي قَدْ أَتَاكَ، فَإِنَّهُ إِنْ يَكُ مِنْ عُمُرِكَ يَأْتِ اللهُ فِيهِ بِرِزْقِكَ.
امام فرمود: اى فرزند آدم!
غم و اندوه روزى كه نيامده بر آن روز كه در آن هستى تحميل مكن! چرا كه اگر از عمرت باشد روزيت را خداوند در آن روز ميدهد(و اگر نباشد اندوه چرا؟)
رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...
با ما همراه باشید در
کانال شهر نورانی قرآن
گروه شهر نورانی قرآن




| ❤ |
کلمات_قصار_نهج_البلاغه
شماره_268
وقال عليه السلام : أَحْبِبْ حَبِيبَكَ هَوْناًمَا عَسَى أَنْ يَكُونَ بَغِيضَكَ يَوْماً مَا، وَأَبْغِضْ بَغِيضَكَ هَوْناً مَا عَسَى أَنْ يَكُونَ حَبِيبَكَ يَوْماً مَا.
امام فرمود: :دوست خود را در حد اعتدال دوست بدار چرا كه ممكن است روزى دشمنت گردد (و نيز) دشمنت در همين حد دشمن دار زيرا ممكن است روزی دوست تو شود.
رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...
با ما همراه باشید در
کانال شهر نورانی قرآن
گروه شهر نورانی قرآن




| ❤ |
کلمات_قصار_نهج_البلاغه
شماره_269
وقال عليه السلام : النَّاسُ فِي الدُّنْيَا عَامِلاَنِ: عَامِلٌ عَمِلَ فِي الدُّنْيَا لِلدُّنْيَا، قَدْ شَغَلَتْهُ دُنْيَاهُ عَنْ آخِرَتِهِ، يَخْشَى عَلَى مَنْ يَخْلُفُهُ الْفَقْرَ، وَيأْمَنُهُ عَلَى نَفْسِهِ، فَيُفْنِي عُمُرَهُ فِي مَنْفَعَةِ غَيْرِهِ. وَعَامِلٌ عَمِلَ فِي الدُّنْيَا لِمَا بَعْدَهَا، فَجَاءَهُ الَّذِي لَهُ مِنَ الدُّنْيَا بِغَيْرِ عَمَلٍ، فَأَحْرَزَ الْحَظَّيْنِ مَعاً، وَمَلَكَ الدَّارَيْنِ جَمِيعاً، فَأَصْبَحَ وَجِيهاًعِنْدَاللهِ، لاَ يَسْأَلُ اللهَ حَاجَةً فَيَمْنَعَهُ.
مردم در دنيا دو گروهند: گروهى بخاطر دنيا تلاش ميكنند و دنيايشان آنان را از آخرتشان باز داشته، نسبت به بازماندگان خود از فقر وحشت دارند ولى(از فقر معنوى اخروى) خويش را در امان ميدانند، لذا عمر خود را در راه منافع ديگران فانى ميسازند.
گروهى ديگر:
بخاطر آنچه بعد از دنيا است كوشش ميكنند اما سهم آنها از دنيا بدون عمل بآنهاميرسد، آنها هر دو بهره(بهره دنيا و بهره آخرت)را با هم ميبرند، و هر دو سرا را با هم مالك ميشوند. در درگاه خداوند آبرومند خواهند بود بگونه اى كه هر چه را بخواهند خداوند از آنها دريغ نميدارد.
رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...
با ما همراه باشید در
کانال شهر نورانی قرآن
گروه شهر نورانی قرآن
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)