شهید کاظمی اولین شهید شهرستان یزدانشهر هستند؟
بله، ایشان اولین شهید شهرستان یزدانشهر و سومین شهید لشکر 8 نجف هستند. شهید کافیزاده
و حیدری اولین و دومین شهدای لشکر هستند.
شهید کاظمی جزو اولین شهدای مدافع حرم استان اصفهان بودند. چه چیزی ایشان را در این راه قرار داده بود؟
آقا موسی خیلی اعتقاد قویای داشت. اعتقاد داشت من باید به درد این مملکت و اسلام بخورم.
وقتی ایشان برای بار اول به سوریه میرفت اول شهریور سال 92 بود. شهادتشان هم اول شهریور
سال 93 بود و یک سال در رفتوآمد بودند. همیشه کیف مأموریتهایش را من میبستم.
وقتی میخواست برود به ایشان گفتم اگر شما بروی چه کسی از ایران دفاع کند؟
به من گفت اگر خانه همسایهمان را دزد بزند و ما در خانهمان را ببندیم و به روی خودمان نیاوریم
دزد آمده، بالاخره دزد سمت خانه ما هم خواهد آمد چون مطمئن است کسی به کسی کمک
نمیکند. میگفت اگر سوریه شکست بخورد سمت ایران خواهند آمد. میگفت اگر من که پاسدارم
نروم برادر شما که کار و رشتهاش چیز دیگری است باید بجنگد.
یادم نمیرود میگفت من برای این میروم تا شما و دخترمان شبها راحت بخوابید. افتخار میکنم
برای ناموسشان رفت و مطمئن شده بود باید این کار را انجام دهد. یکی از اعتقاداتش این بود که
حضرت زینب(س) نباید تنها شود. آقاموسی به امام حسین(ع) و حضرت زینب(س) ارادت خاصی
داشت. همهاش میگفت حرم حضرت زینب(س) برایم خیلی عزیز است. آن زمان میخواستند حرم را
با خاک یکسان کنند و او میخواست از حرم دفاع کند. گفت به این نتیجه رسیدهام اگر قسمتم شود
به سوریه بروم و بجنگم. امام حسین(ع) مرا طلبیده و حضرت زینب(س) مرا لایق دانسته و این برایم
افتخار است. تعریف میکرد یکی از مجاهدان عراقی دست و پا شکسته بلد بود فارسی صحبت کند.
این رزمنده خیلی سوریه میرفت. در یکی از رفت و آمدها گلوله میخورد و مجروح میشود.
وقتی به خانه میرود همسرش میگوید من دیگر نمیگذارم شما به سوریه بروی. گفت من را
40 روز در خانه نگه داشت و در این مدت زخمم خوب شده بود. یک روز صبح میبیند همسرش کیفش
را بسته و دم در گذاشته و میگوید زود برای دفاع از حرم به سوریه برو. مرد عراقی با تعجب جریان
را از همسرش میپرسد و او میگوید خواب دیدم و خانمی به خوابم آمده و گفت شما همسرت را در
خانه نگه داشتهای در حالی که حسین(ع) و اباالفضل(ع) من تنها هستند. این خواب را که گفته بود
آقاموسی اشکش جاری میشود. میگفت من اگر نتوانم بروم واقعاً لایقش نیستم. منِ شیعه
نمیتوانم در خانه بنشینم و چشم روی هم بگذارم و کاری نکنم. اگر با حرفهایش مرا قانع نمیکرد
دل من هم راضی به رفتنش نمیشد.
منبع:
خبرگزاری فارس
تاشهدا



نقل قول


شبکه های اجتماعی
لینک های مهم
درباره ما
پست الکترونیکی مدیریت سایت : info@shahrequran.ir