شعري براي همسرشهيدم


كميل جان

فصلي گذشت و قصه ما برملا نبود



زخمي عميق برقلب ما روا نبود



يادش بخير ‌اي همسفر نيمه راه من



قلبم شكست اما شكستنش را صدا نبود



من ماندم و چشم انتظاري‌ام تا ابد



ايام با تو بودن اين همه پرماجرا نبود



من ماندم و داغ جدايي و پرواز سرخ تو



با كه بگويم غمم يكي دوتا نبود



ديگر بس است خداحافظ‌ اي تمام آرزوي من



رفتي ولي اين همه درد سهم ما نبود



ديگر بس است خداحافظ‌ اي يار نيمه‌راه من



قصه ما كه سخت‌تر از كرب و بلا نبود