عبدالله ،جوادی آملی
کتاب شمس الوحی تبریزی
عرش و اشک علاّمه
علاّمه طباطبایی در دوران زندگی خود با سهرها در سَحَرها انس داشت و در آن لحظات به تهجّد و راز و نیاز می پرداخت. البته اشک و آه ایشان منحصر در این ساعات خاص نبود، به طوری که هنگام قرائت و تفسیر قرآن کریم، وقتی به آیات رحمت، غضب، توبه و... می رسیدند، منقلب می شدند. استاد علاّمهِ بر این پایه بود که توانست دفاین عقول و علوم خود و دیگران را برانگیزد و خویش را به اوج سپهر برساند. ایشان بر همین اساس و با اشک اسحار و ناله های خود به طهارتی دست یافت که محضر ایشان مبارک و تأثیرگذار بود.
حکیم سهروردی، صاحب کتاب عوارف المعارف، تنها درس کسی را مفید و سودمند می دانست که محضر و نگاه سازنده داشته باشد: «من لا ینفعک لَحْظُه لا ینفعک لَفْظُه؛ عالمی که محضر و نگاهش انسان را عوض نکند، درسش سودمند نیست.» آن که دیدارش مغناطیس نباشد، لفظش هم سودمند نخواهد بود.
چه بسیار کسانی که درس می خوانند و درس می گویند؛ امّا در پایان، عوام می میرند. آنان نه درسشان مفید است نه تحصیلشان ثمربخش. قرآن کریم درباره چنین کسانی می فرماید: «وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلی أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْ لا یَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَیْئاً ؛ برخی از شما تا دوران فرتوتی بازگردانده می شوید؛ امّا پس از آن همه دانش اندوزی و فراگیری علوم، در آن هنگام چیزی نمی دانید.» [سوره نحل، آیه 70]
اگر علاّمه توانست در عالم اسلام منشأ اثر باشد و تفسیر قیم المیزان را به ارمغان آورد و به مدارج عالی عرفانی راه یابد و در این راه شاگردان بسیاری تربیت کند، همگی به یمن این بود که در کنار درس و بحث، به معرفت وجود خویش پرداخت و به برکت خضوع و خشوع و خشیت الهی، عرش وجودش را بر کوثر لابه و ناله استوار و آنگاه بر فرش طبیعت غلبه کرد و با جهادی بی امان، پیروزی خود را با سلاح اشک به نتیجه رساند.




نقل قول

شبکه های اجتماعی
لینک های مهم
درباره ما
پست الکترونیکی مدیریت سایت : info@shahrequran.ir