فطرس گفت، ای جبرئیل مرا هم با خودت ببر شاید که دعائی در حق من بفرماید، جبرئیل فطرس را به همراه خود برد و آنگاه که رسالت خویش را عرضه داشت و تهنیت گفت پیغمبر نظری به جانب فطرس افکنده فرمود این کیست؟
جبرئیل چگونگی احوال او را به عرض رسانید، رسول اکرم التفاتی به او نموده و فرمود بالهای خود را بر این مولود بکش فطرس بال خود را بر بدن حسین علیهالسلام مالیده ببرکت آن حضرت به حال اول خود برگردید و چون قیام نمود، پیغمبر به او فرمود،
خداوند شفاعت مرا در حق تو پذیرفت و تو ملازم زمین کربلا باشد و از زائرین حسین تا روز قیامت بمن آگهی ده
و این ملک بآزاد کرده ی حسین نامیده و معروف شده -
المقرم نیز در کتاب و فات الجواد خود ص 34 نقل نموده سپهر در پایان این خبر مینویسد:
فطرس وقتی آهنگ صعود نمود عرض کرد یا رسول الله زود باشد که این مولود را امت تو شهید کنند
و ذمت من در برابر این مکرمت که از وی دیده ام مشغول است بر اینکه زیارت نمیکند او را زائری مگر اینکه او را به حضرتش ابلاغ میکنم و سلام نمیفرستد بر او کسی مگر اینکه من سلام او را میرسانم و نماز نمیگذارد به هدیه او هیچ نمازگذاری مگر اینکه من آن را به حضرتش معروض میدارم آنگاه به جانب آسمان صعود نموده و به مقام خود نائل شده میگفت کیست مانند من که آزاد کرده حسین پسر علی و فاطمه و جد او محمدم؟