اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآء وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ

صفحه 5 از 7 نخستنخست ... 34567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 69

موضوع: داستان های اصول کافی

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.45
    نوشته ها
    3,411
    صلوات
    27187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    370
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    gadid داستان های اصول کافی





    داستان های اصول کافی



    این بخش شامل داستان هایی از:

    1_ارزش اندیشیدن و فکر کردن

    2_ارزش علم و دانش

    3_توحید و خدا شناسی و مسائل اعتقادی

    4_دعا و نیایش

    5_پیرامون قرآن مجید

    6_مسائل کلی امامت و رهبری

    7_سرچشمه علم امامان

    8_فرشته ی رابط بین مردم و امام

    9_نگاهی بر زندگی چهاره معصوم علیه السلام

    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  2. Top | #41

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.45
    نوشته ها
    3,411
    صلوات
    27187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    370
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان های اصول کافی
    دعا و نیایش


    15_دعاي معروف ابوذر، در آسمانها

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    ابوذر غفاري روزي به حضور رسول خدا(ص) آمد، جبرئيل به صورت (دحيه كلبي)، در محضر پيامبر(ص) بود و با آن حضرت، خلوت كرده بود، وقتي كه ابوذر آن دو را ديد، باز گشت و گفتگوي آنها را قطع ننمود، _جبرئيل به پيامبر(ص) گفت:
    اي محمد! اين ابوذر بود، كه از اينجا عبور كرد و بر ما سلام نكرد، اگر بر ما سلام مي كرد، جواب سلام او را مي داديم،
    اي محمد! اين اباذر دعائي را مي خواند كه نزد اهل آسمان، معروف مي باشد، آنگاه كه من به آسمان رفتم آن دعا را از او بپرس.
    هنگامي كه جبرئيل به آسمان رفت، ابوذر به حضور پيامبر(ص) آمد، _پيامبر(ص) به او فرمود:
    اي ابوذر! چرا آن هنگام كه از كنار ما عبور كردي، نزد ما نيامدي و سلام نكردي؟
    _ابوذر: گمان كردم كه دحيه كلبي نزد شما براي امور شخصي با شما خلوت نموده است، از اين رو نزد شما نيامدم.
    _پيامبر: او جبرئيل بود و گفت:
    اگر ابوذر بر ما سلام مي كرد، جواب سلام او را مي داديم.
    وقتي كه ابوذر دريافت كه او جبرئيل بود، بسيار متأثر و پريشان گرديد و افسوس خورد كه چرا از توفيق سلام كردن بر جبرئيل محروم شده است، آنگاه رسول خدا(ص) به او فرمود:
    آن دعائي كه مي خواني چيست,
    كه جبرئيل به من خبر داد كه دعاي ابوذر در آسمانها نزد اهل آسمان، معروف است؟
    _ابوذر گفت: آري اي رسول خدا، من اين دعا را مي خوانم:
    (اللهم اني اسلك الامن و الايمان بك، والتصديق بنبيك، والعافية من جميع البلاء، والشكر علي العافية والغني عن شرار الناس:
    خدايا! در درگاهت درخواست دارم: امنيت و ايمان به تو را و تصديق نمودن به پيامبرت و عافيت از همه بلاها و شكرگزاري در برابر عافيت و بي نيازي از مخلوقات بدت را.)


    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  3. Top | #42

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.45
    نوشته ها
    3,411
    صلوات
    27187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    370
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان های اصول کافی
    دعا و نیایش


    16_دعاي امام(ع) براي دوستان

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    حسن بن جهم مي گويد:
    به امام كاظم(ع)(يا امام رضا) عرض كردم:
    مرا در دعاي خود فراموش نكن.
    _امام: آيا مي داني كه من تو را در دعا فراموش مي كنم؟
    _حسن بن جهم مي گويد:
    با خود گفتم: آن حضرت براي شيعيانش، دعا مي كند و من هم كه شيعه هستم، مشمول دعايش مي باشم، از اين رو گفتم: نه، مرا فراموش نمي كني.
    _امام: چگونه دانستي كه تو را فراموش نمي كنم؟
    _حسن: من از شيعيان شما هستم و تو براي آنها دعا مي كني و دعاي شما شامل من نيز خواهد شد.
    _امام: آيا غير از اين، راز ديگري را در مورد اينكه تو را دعا كنم دانستي؟
    _حسن: نه، چيزي ندانستم.
    _امام:
    (اذا اردت ان تعلم مالك عندي، فانظر الي مالي عندك:
    هر گاه خواستي بداني كه تو در نزد چگونه هستي، بنگر كه من در نزد تو چگونه ام.)


    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  4. Top | #43

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.45
    نوشته ها
    3,411
    صلوات
    27187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    370
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌های‌ اصول‌ کافی
    داستان‌ هایی‌ پیرامون‌ قرآن‌ مجید


    1_توجه به قرآن، اصلی ترین سند اسلام

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    امام باقر(ع) به شاگردانش فرمود: هنگامي كه من مطلبي و حديثي را براي شما بازگو كردم، از من بپرسيد در كجاي قرآن است؟
    آنگاه پس از گفتاري فرمود: پيامبر(ص) از گفتگوهاي بي اساس و تباه نمودن مال و زياد سؤال كردن، نهي نمود.
    يكي از شاگردان پرسيد:
    اي پسر پيامبر!
    همين هائي كه فرمودي (پيامبر از آنها نهي كرده) در كجاي قرآن است؟
    امام باقر(ع) در پاسخ گفت؛ خداوند مي فرمايد:
    (لا خير في كثير من نجواهم الا من امر بصدقة او معروف او اصلاح بين الناس:
    در بسياري از سخنان در گوشي(و جلسات محرمانه) آنها خير و سودي نيست، مگر كسي كه به اين وسيله، امر به كمك به ديگران يا كار نيك يا اصلاح در ميان مردم كند.)[نساء - 114]
    و نيز مي فرمايد:
    (و لاتؤتوا السفها اموالكم التي جعل الله لكم قياما:
    و اموال خود را كه خداوند وسيله قوام زندگي شما قرار داده به دست سفيهان ندهيد.)[نساء - 5]
    و نيز مي فرمايد:
    (لا تسألوا عن اشياء ان تبدلكم تسوكم:
    از مسائلي نپرسيد كه اگر براي شما آشكار گردد شما را ناراحت مي كند.) [مائده - 101]
    به اين ترتيب امام باقر(ع) به ما آموخت كه در مسائل مختلف، به قرآن رجوع كنيم و از آن به عنوان سند اصلي اسلام بهره مند شويم.



    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  5. Top | #44

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.45
    نوشته ها
    3,411
    صلوات
    27187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    370
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌های‌ اصول‌ کافی
    داستان‌ هایی‌ پیرامون‌ قرآن‌ مجید


    2_توجه امام سجاد(ع) به قرآن

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    زهري مي گويد:
    وقتي كه امام سجاد(ع) سوره حمد را مي خواند و به آيه(مالك يوم الدين) مي رسيد، به اندازه اي اين آيه را تكرار مي كرد كه نزديك بود بميرد و مي فرمود:
    اگر همه مردم بين شرق و مغرب بميرند، من از تنهائي، هراس ندارم، پس از آنكه قرآن با من باشد.


    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  6. Top | #45

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.45
    نوشته ها
    3,411
    صلوات
    27187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    370
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌های‌ اصول‌ کافی
    داستان‌ هایی‌ پیرامون‌ قرآن‌ مجید


    3_گوناگونی انسان, در رابطه با قرآن و ایمان

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    ابان بن تغلب مي گويد:
    امام صادق(ع) فرمود:
    انسانها چهار دسته هستند:
    گفتم:
    فدايت گردم، آن چهار دسته كيانند؟
    فرمود:
    1_انساني كه ايمان دارد، ولي قرآن به او داده نشده است.

    2_انساني كه قرآن به او داده شده، ولي ايمان ندارد.

    3_انساني كه هم قرآن به او داده شده و هم ايمان دارد.

    4_انساني كه نه قرآن دارد و نه ايمان.

    _ابان: اين چهار دسته را برايم شرح بده.
    _امام صادق: آنكس كه ايمان دارد ولي قرآن به او داده نشده مانند ميوه اي است كه شيرين است ولي بو ندارد،
    آنكس كه قرآن به او داده شده ولي ايمان ندارد، مانند برگ درخت(مورد) (درختي شبيه درخت انار و برگهايش هميشه سبز است) كه بويش خوش است، ولي مزه اش تلخ است
    و آن كسي كه هم قرآن به او داده شده و هم ايمان، مانند ترنج(بالنگ) است كه هم خوش بو است و هم خوشمزه است.
    و آن كس كه نه قرآن به او داده شده و نه ايمان، مانند حنظله(هندوانه بوجهل) است كه بوي خوش ندارد و مزه اش نيز تلخ است.


    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  7. Top | #46

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.45
    نوشته ها
    3,411
    صلوات
    27187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    370
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌های‌ اصول‌ کافی
    داستان‌ هایی‌ پیرامون‌ قرآن‌ مجید


    4_توجه امام کاظم(ع) به قرآن

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    حفض مي گويد:
    در حضور امام كاظم(ع) بودم، به مردي كه در محضرش بود، فرمود:
    آيا دوست داري كه در دنيا عمر طولاني كني؟
    _او گفت آري.
    _امام كاظم: براي چه مي خواهي در دنيا بماني؟
    _او گفت: براي تلاوت سوره توحيد (قل هو الله احد … )
    امام كاظم(ع) خاموش شد و پس از ساعتي به او فرمود:
    اي حفض هر يك از دوستان و شيعيان ما بميرد، در حالي كه تلاوت قرآن را خوب نداند، در عالم قبر به او بياموزند، تا درجه او به خاطر قرآن، بالا رود، زيرا درجات بهشت به اندازه آيات قرآن است، به او گفته شود:
    (اقرء وارق: بخوان و بالا برو)،
    او مي خواند و بالا مي رود.
    _حفض مي گويد:
    من هيچكس را نديدم كه مانند امام كاظم(ع) در مورد خود، بيمناكتر باشد، او آيات قران را با حزن و اندوه، مي خواند، هنگامي كه قرآن مي خواند (به قدري توجه داشت كه) گويا با مردي كه در روبرويش است، سخن مي گويد.


    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  8. Top | #47

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.45
    نوشته ها
    3,411
    صلوات
    27187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    370
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌های‌ اصول‌ کافی
    داستان‌ هایی‌ پیرامون‌ قرآن‌ مجید


    5_ترغیب امام صادق(ع) به خواندن قرآن با صدای خوب

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    ابوبصير مي گويد:
    به امام صادق(ع) عرض كردم: هنگامي كه قرآن مي خوانم و صدايم را بلند مي كنم، شيطان نزد من مي آيد و مي گويد:
    تو با اين كار، به خانواده ات و مردم، خودنمائي و ريا مي كني.
    _امام صادق: اي ابومحمد! با صداي متوسط بخوان، كه افراد خانواده ات صداي تو را بشنوند و هنگام قرآن خواندن، صدا را در گلو بچرخان، زيرا خداوند صداي خوش را كه در گلو چرخانده مي شود، خوش دارد.


    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  9. Top | #48

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.45
    نوشته ها
    3,411
    صلوات
    27187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    370
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌های‌ اصول‌ کافی
    داستان‌ هایی‌ پیرامون‌ قرآن‌ مجید


    6_نکوهش غش کردن هنگام تلاوت قرآن

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    جابر مي گويد:
    به امام صادق(ع) عرض كردم:
    بعضي از مردم، وقتي آيات قرآن را مي خوانند و يا از ديگري مي شنوند، بي هوش مي شوند، به طوري كه اگر دست و پايشان را قطع كنند، نمي فهمند.
    امام باقر(ع) فرمود:
    سبحان الله! اين كار, كار شيطان است، كسي به چنين چيزي توصيف نشده كه بي هوشي كار ستوده اي باشد، تحت تأثير قرار گرفتن ستوده از قرآن، به اين است كه دل نرم شود و رقت قلب همراه ريختن اشك چشم و ترس از خدا به وجود آيد.


    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  10. Top | #49

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.45
    نوشته ها
    3,411
    صلوات
    27187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    370
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌های‌ اصول‌ کافی
    داستان‌ هایی‌ پیرامون‌ قرآن‌ مجید


    7_پاداش عظیم تلاوت مکرر سوره توحید

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    وقتي كه سعد بن معاذ(يكي از اصحاب رسول خدا) از دنيا رفت، پيامبر(ص) بر جنازه او نماز خواند و فرمود:
    هفتاد فرشته كه جبرئيل نيز همراهشان بود، آمدند و بر جنازه سعد نماز خواندند، من به جبرئيل گفتم:
    سعد به چه علت داراي اين مقام شد كه شما همراه آن همه فرشته آمديد و بر جنازه اش نماز خوانديد؟
    جبرئيل در پاسخ فرمود:
    (بقرائيه قل هو الله احد، قائما و قاعدا وراكبا و ماشيا و ذاهبا و جائيا:
    به خاطر اينكه او، سوره توحيد (قل هو الله احد) را در همه وقت، ايستاده، نشسته، سواره، پياده، هنگام رفت و برگشت مي خواند.)


    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

  11. Top | #50

    تاریخ عضویت
    February_2017
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    میانگین پست در روز
    3.45
    نوشته ها
    3,411
    صلوات
    27187
    دلنوشته
    45
    سلام بر همه‌ی دوستان عزیز اللهم عجل لولیک الفرج
    صلوات و تشکر
    370
    مورد صلوات
    365 در 341 پست
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض




    داستان‌ های‌ اصول‌ کافی
    مسائل‌ کلی‌ امامت‌ و‌ رهبری


    1_مناظره هشام بن حكم با استاد معتزلي

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    عمروبن عبيد(80-128 ه - ق) از اساتيد و بزرگان فرقه معتزله اسلامي، در عصر امام صادق(ع) بود و از دوستان نزديك منصور دوانيقي(دومين خليفه عباسي) به شمار مي رفت و در بصره، جلسه درسي داشت و شاگردان بسياري در آن جلسه، شركت مي كردند و او طبق مرام خود(كه بر خلاف اعتقادات تشيع بود) تدريس مي نمود، هشام بن حكم كه از شاگردان زبردست امام صادق(ع) و محققان نيرومند تشيع بود، روزي در جلسه درس او شركت نمود و با او به مناظره پرداخت به گونه اي كه او را محكوم كرد,
    اينك به شيوه مناظره او توجه كنيد;
    جمعي از شاگردان امام صادق(ع)، از جمله هشام، در محضر آن حضرت بودند، امام صادق(ع) به هشام كه در اين وقت جوان بود، رو كرد و فرمود:
    آنچه كه بين تو و عمروبن عبيد(استاد معتزلي) مناظره و بحث شده، براي ما بيان كن.
    _هشام: فدايت شوم اي فرزند رسول خدا! من مقام شما را گرامي مي دارم و از سخن گفتن در حضور شما شرم دارم، زيرا زبانم را در محضر شما، ياراي سخن گفتن نيست!
    _امام: هرگاه ما دستوري به شما مي دهيم، اطاعت كنيد.
    _هشام: به من خبر رسيد كه عمروبن عبيد روزها در مسجد بصره با شاگردان خود مي نشيند و درباره امامت و رهبري، بحث و گفتگو مي كند و عقيده شيعه را در مورد مسأله امامت و رهبري، بحث و گفتگو مي كند و عقيده شيعه را در مورد مسأله امامت، بي اساس جلوه مي دهد.
    اين خبر براي من بسيار ناگوار بود، از اين رو از كوفه به بصره رفتم و در روز جمعه به مسجد بصره وارد شدم، ديدم جمعيت زيادي گرداگرد او حلقه زده اند و او نيز جامه سياه پشمي بر تن كرده و عبايي به دوش افكنده و حاضران از او سؤال مي كردند و او جواب مي داد.
    از حاضران تقاضا كردم، تا در حلقه خود به من جائي بدهند، سرانجام راه باز كردند و در آخر جمعيت، بر دو زانو نشستم، آنگاه مناظره من با او به اين ترتيب شروع شد:
    _هشام؛ خطاب به عمروبن عبيد: اي دانشمند، من مرد غريبي هستم، آيا اجازه دارم از شما سؤالي كنم؟
    _عمرو: آري اجازه داري.
    _هشام: آيا خشم چشم داري؟
    _عمرو: فرزندم! اين سؤالي است كه مطرح مي كني، چيزي را كه مي بيني چرا از آن مي پرسي؟
    _هشام: سؤالات من همين گونه است.
    _عمرو: گرچه سؤالات تو احمقانه است، ولي آنچه خواهي بپرس.
    _هشام: آيا چشم داري؟
    _عمرو: آري.
    _هشام: به وسيله چشم چكار مي كني؟
    _عمرو: به وسيله چشم، رنگها و اشخاص و ساير منظره ها را مي نگرم.
    _هشام: آيا بيني داري؟
    _عمرو: آري.
    _هشام: با آن چه استفاده مي بري؟
    _عمرو: به وسيله بيني بوها را استشمام مي نمايم.
    _هشام: آيا زبان و دهان داري؟
    _عمرو: آري.
    _عمرو: با آن چه نفعي مي بري؟
    _عمرو: با زبان طعم غذاها چشيده و درك مي كنم.
    _هشام: آيا گوش داري؟
    _عمرو: آري.
    _هشام: با گوش چه استفاده مي كني؟
    _عمرو: با گوش، صداها را مي شنوم.
    _هشام: آيا قلب داري؟
    _عمرو: آري.
    _هشام: با قلب چه مي كني؟
    _عمرو: به وسيله قلب(مركز ادراكات) آنچه بر اعضاي بدنم مي گذرد و بر حواس من خطور مي كند، برطرف كرده و صحيح را از باطل تشخيص مي دهم.
    _هشام: آيا اعضاء، از قلب بي نياز نيستند؟
    _عمرو: نه، نه هرگز.
    _هشام: وقتي كه اعضاء بدن، صحيح و سالم هستند، چه نيازي به قلب دارند؟
    _عمرو: پسر جانم! اعضاء بدن در بوئيدن يا ديدن يا شنيدن يا چشيدن، ترديد پيدا كنند و در امري از امور دچار حيرت شوند، فورا به قلب(مركز ادراكات) مراجعه مي كنند، تا ترديدشان رفع شود و يقين حاصل كنند.
    _هشام: بنابراين خداوند قلب را براي رفع ترديد قرار داده است.
    _عمرو: آري.
    _هشام: اي مرد دانشمند! وقتي كه خداوند براي تنظيم اداره امور كشور كوچك تن تو، پيشوايي به نام قلب قرار داده، چگونه ممكن است كه خداي مهربان آن همه مخلوق و بندگان خود را بدون رهبر، واگذارد، تا در حيرت و شك، به سر برند و براي رفع شك و حيرت آنها، امام و پيشوا نيافريده باشد، تا مردم در موارد مختلف به او مراجعه كنند.
    در اين هنگام،(عمرو) سكوت عميقي كرد و لب به سخن نگشود و پس از زماني تأمل، به هشام گفت: آيا تو هشام بن حكم نيستي؟
    _هشام: نه(اين پاسخ هشام يك نوع تاكتيك بود).
    _عمرو: آيا با او نشست و برخاست نكرده اي؟ و در تماس نبوده اي؟
    _هشام: نه.
    _عمرو: پس تو از اهل كجائي؟
    _هشام: از اهل كوفه هستم.
    _عمرو: پس تو همان هشام هستي.
    _هشام: در اين هنگام،(عمرو) از جا برخاست و مرا در آغوش كشيد و بر جاي خود نشانيد و تا من بر آن مسند نشسته بودم، سخني نگفت.
    وقتي كه سخن هشام به اينجا رسيده امام صادق(ع) خنديد و به هشام فرمود: اين طرز استدلال را از كه آموخته اي؟
    _هشام عرض كرد: آنچه از شما شنيده بودم منظم كردم.
    _امام صادق (ع) فرمود:
    (هذا والله مكتوب في صحف ابراهيم و موسي:
    سوگند به خدا، اين گونه مناظره تو در صحف ابراهيم و موسي(ع) نوشته شده است.)


    رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا...


    با ما همراه باشید در

    کانال ترجمه شهر نورانی قرآن

صفحه 5 از 7 نخستنخست ... 34567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. اصول دین و فروع دین ؟میخوام بدونم
    توسط یا علی ابن الحسین در انجمن پرسش و پاسخ (موارد دیگر)
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 2014_06_02, 08:37 PM
  2. پژوهشى در اصول، مبانى و فرايند ترجمه قرآن
    توسط مدهامتان در انجمن فرایند ترجمه قرآن
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 2014_03_18, 01:43 PM
  3. کتاب الفصول العشره فى الغيبه
    توسط گل مريم در انجمن کتاب و کتابشناسی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2013_08_29, 04:59 PM
  4. اصول و جلوه‌های زیبایی شناسی در قرآن کریم
    توسط صبور در انجمن زیبایی شناسی
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 2013_07_05, 11:53 AM
  5. اصول و مباني زيبايي شناسي قرآن كريم‌
    توسط صبور در انجمن زیبایی شناسی
    پاسخ: 18
    آخرين نوشته: 2013_07_04, 02:08 PM

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

کانال ترجمه ی شهر نورانی قرآن

انجمن شهر نورانی قرآن محیطی پر از آرامش و اطمینان که فعالیت خود را از فروردین سال 1392 آغاز نموده است
ایمیل پست الکترونیکی مدیریت سایت : [email protected]

ساعت 04:21 PM